گزارش توسعه مهارتی خرداد ماه
| |

گزارش توسعه مهارتی خرداد ماه

به سبک و سیاقی که از ابتدای ۱۴۰۰ شروع کرده‌ام، گزارش توسعه مهارتی فروردین ماه را اینجا می‌نویسم. برای دسترسی به گزارش‌های پیشین و هدف‌گذاری‌ها همواره می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید: یار رشد و توسعه محتوایی خرداد ماه هم تقریبا مثل ماه قبلش، بیشتر زمان من به یار رشد گذشت. هنوز مصاحبه‌ها به جایی…

گزارش بهمن ماه
| |

گزارش بهمن ماه

بهمن ماه اندکی وزش امید بعد از چند ماه ناامیدی، دلخستگی و مشکلاتی که به خاطر اعتماد بی‌جا برای خودم ایجاد کرده‌بودم، بهمن ماه کمی امیدبخش شد. جای خوب و درستی کار پیدا کردم، تقریبا وضعیت مالی‌ام به صورت عقبگردی که داشت پیش میرفت، متوقف شد و بهتر شد و البته یار رشد نخستین و…

به یاد معلم و به بهانه روز معلم | یادی از دکتر ابراهیم قاسمی‌نژاد
| | |

به یاد معلم و به بهانه روز معلم | یادی از دکتر ابراهیم قاسمی‌نژاد

تا زمانی که در محیط آکادمیک بودم، معمولا مرا به صفت «پژوهشگری» سخت‌کوش و روشمند می‌شناختند. تمام زمانی که در هلند، آلمان، بریتانیا، آذربایجان، گرجستان و روسیه مشغول جمع‌آوری داده‌ها و پژوهش رویشان بودم، همیشه از تأثیر یک نفر خشنود بودم. در واقع تمام دانش پژوهشی من و هر آن‌چیزی که برای «دانشمند شدن» لازم…

کتاب‌ها و مقالات و تغییر مسیر خواندن
| |

کتاب‌ها و مقالات و تغییر مسیر خواندن

پس از نوشتن در مورد شایسته سالاری و تبعیض مثبت و همچنین دیدن کورس مایکل سندل، احساس می‌کنم هنوز حرف‌های خیلی بیشتری برای زدن دارد و همه آن چیزی که من لازم داشتم را هنوز از او نگرفته‌ام. در واقع کورس مایکل سندل همه آن چیزی بود که باید میدیدم تا به بی‌سوادی عمیق خودم…

گزارش پایان سال ۱۴۰۰
| |

گزارش پایان سال ۱۴۰۰

سال ۱۴۰۰ هم تا چند روز دیگر به پایان می‌رسد و مطابق معمول هر سال اینجا گزارش سالی که گذشت را می‌نویسم. به نظرم عادت کردن به نوشتن گزارش سالانه و اعمال آن در تمام جنبه‌های زندگی، یک نقطه مهم برای تمرین تفکر انتقادی هم هست، که باز می‌گردی و گزارش سال قبل را می‌خوانی…

از اژدهاکشی تا مرجعیت دانش، در رثای جایگزینی عمل‌گرایی صرف به جای نظریه‌پردازی
| | |

از اژدهاکشی تا مرجعیت دانش، در رثای جایگزینی عمل‌گرایی صرف به جای نظریه‌پردازی

پیش‌نوشت حکایت اژدهاکشی را لابد شنیده‌اید. برای آن‌ها که نشنیده‌اند دوباره نقل می‌کنم. اگر این حکایت را شنیده‌اید می‌توانید پاراگراف زیر را نخوانید و البته در اصل دریافت‌تان از متن تغییر خاصی نخواهد کرد. شخصی برای تحصیل علم به خارج از وطنش رفت. سال‌ها خون دل خورد و فن «اژدهاکشی» آموخت. خوشحال و خرم از…

درباره حقیقت زندگی و ذهن‌آگاهی
| |

درباره حقیقت زندگی و ذهن‌آگاهی

تقریبا از اسفندماه سال گذشته که با مجموعه کتاب‌های جستار روایی نشر اطراف مأنوس شدم، فکر می‌کنم هیچ چیز دیگری به این اندازه، در تمام این سال‌ها نتوانسته بود دیدم را به زندگی بهتر و زیباتر کند. گویی ابزاری دقیق‌تر و عینکی شفاف‌تر برای درک زندگی به من داده شده‌باشد؛ تمام مسائلی که در زندگی…

رفیق‌نامه
| |

رفیق‌نامه

رفیق جان زندگی همچنان برای من راز است. رازی که هر فهمی از آن داشتم، دستخوش دگرگونی و سیلان زمان می‌شود. تو گویی هرگز چنین فکر نمی‌کردی و نمی‌فهمیدی. درست مثل چند روز پیش که بعد از ماه‌ها به توئیتر بازگشتم و متوجه شدم آقای فیلسوفی به اسم René Girard داریم که اسمش را «پیامبر…

اگر ده سال به عقب باز‍ می‌گشتم….
| |

اگر ده سال به عقب باز‍ می‌گشتم….

اگر با دانش و تجربه امروزم «ده سال» به عقب باز‌ می‌گشتم چه می‌شد؟ یعنی ممکن است چشمانم را ببندم و خودم را در ۲۴ سالگی ببینم؟ امکانش هست؟ شاید نیست. اما به هر حال دنیای نویسندگی و خیال پردازی که در‌هایش را به رویمان نبسته است. امروز چشمانم را می‌بندم و فکر می‌کنم که…

من رؤیایی دارم
| |

من رؤیایی دارم

من رؤیایی دارم من جهانی را می‌بینم که در آن هیچ کودکی ثمره سخت تصمیمات مدیریتی شش نسل قبلش را با جان و دل نمی‌پردازد. من جهانی را می‌بینم که در آن دسترسی به زندگی عادی برای افرادیک رؤیای دست نیافتنی نیست. من جهانی را می‌بینم که در آن کلمات به عنوان آخرین سنگر امید…

به بهانه اولین دو ساله شدن در یک شغل
| | |

به بهانه اولین دو ساله شدن در یک شغل

چند روز پیش لینکدین یادآوری کرد که الان دقیقا دو سال است محل کارم را عوض نکرده‌ام. برای من این مسئله نوعی رکورد محسوب می‌شود. هر چند سال‌های سال در مشاغلی مانند فریلسنری ترجمه و محتوا مشغول بودم، اما اولین بار است که در یک شغل توانسته‌ام به دو سالگی برسم. به همین مناسبت تصمیم…

مدیریت بدون تجربه و با مدرک یا راهنمای عملی نابود کردن سازمان‌مان در سریع‌ترین زمان ممکن
| | |

مدیریت بدون تجربه و با مدرک یا راهنمای عملی نابود کردن سازمان‌مان در سریع‌ترین زمان ممکن

قبلا به بهانه‌های مختلفی در جاهای مختلف نوشته‌ام و گفته‌ام و شاید هم بیشتر شنیده‌ام که بدون تجربۀ واقعی مدیریت، نباید به سمت یادگیری آن رفت. قبلا به بهانه‌های مختلفی در جاهای مختلف روی این نکته تأکید کرده‌ام که کُشنده‌ترین مشکل در هر سیستمی همیشه این است که «راهکار» مشکل را پیش ببرد. برای بسیاری…

چرا به ایران بازگشتم؟
| |

چرا به ایران بازگشتم؟

مقدمه این نوشته بسیار طولانی، تجربه‌نگاری و تا حد زیادی شخصی است. بنابراین توصیه می‌کنم خواندنش را به زمانی موکول کنید که هیچ کار مفید دیگری برای انجام‌دادن نداشته‌باشید.  بسیاری از شما در داستان «گزارش یک قتل» که همزمان روی وبلاگ من و با نسخۀ کامل‌تر روی لوکوبوک آپلود شده‌است، از کم و کیف داستان…

وبلاگ‌ و وبلاگ نویسی تخصصی و مسائل نامربوط دیگر
|

وبلاگ‌ و وبلاگ نویسی تخصصی و مسائل نامربوط دیگر

آنچه امروز اینجا می‌نویسم صرفا «دل‌نوشته» است. حرف‌هایی است که احساس می‌کنم بهتر است در جایی نوشته‌ شوند. حرف‌هایی که دلیل و منطق آن‌چنان محکمی پشتشان نیست. شاید بهتر است این حرف‌ها را به عنوان «آپدیت» در نظر بگیرید و یا تمایل خودخواهانه و البته «گوگل خواهانۀ من» برای به روز شدن مطالب وبلاگ خودم….

باشگاه محتوای ویرگول
| |

باشگاه محتوای ویرگول

باشگاه محتوای ویرگول قرار است محل تجمع دوست داران و دلسوختگان محتوا باشد. اگر هنوز با ویرگول آشنایی ندارید، پیشنهاد میکنم سری به آن بزنید. شخصا وقتی در مورد محتوا (حوزه شغلی ام) می نویسم آن را در ویرگول انتشار می دهم. دسترسی به ویرگول از سمت چپ وبلاگ من و زیر توضیحات «درباره من»…

دستاوردهای یک سفر ۴۲ کیلومتری
| |

دستاوردهای یک سفر ۴۲ کیلومتری

مدت ها پیش، زمانی که دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی بودم، قصد داشتم فاصله بین مشهد تا تبریز را پیاده طی کنم. از بجنورد به سمت شمال و دریا بروم و از آن سمت خزر، از اردبیل به تبریز پیاده طی طریق کنم. احتمالا مدت زمانی حدود یک ماه و نیم باید پیاده می رفتم….

رفیقی که دیگر نیست

سهند رفیق کوه و کتاب من بود. رفیقی بود که میشد ساعت ها نشست و به سخنانش گوش داد یا گوینده بود و از شنونده بودنش لذت برد. رفیقی بود که میشد ساعت ها از مصاحبتش لذت برد. بی هیچ تلاشی و صاف و ساده رفیق بود. تکه ای گمشده از خودت. چهلمش دارد نزدیک…

سخنی با خوانندگان
| | |

سخنی با خوانندگان

حدود یک سال قبل از خانه مجازی دیگری به این خانه مهاجرت کردم. تا کنون ۱۰۳ پست در این وبلاگ منتشر شده اند؛ بالای ۳۰۰ هزار بار بازدید شده اند و حدود ۷۰ هزار بار خوانده شده اند. تا کنون حدود ۶۰۰ دیدگاه در این وبلاگ از سوی خوانندگان گذاشته شده است (منهای دیدگاه هایی…

رضایت از زندگی – در گفتگو با شبنم
| |

رضایت از زندگی – در گفتگو با شبنم

پیش نوشت در باطن همه تلاش های ما یک مفهوم عام بنیادی نشسته است. در ظاهر تلاش های ما هم این مفهوم خاص نمود می یابد. به واقع مفهوم ذهنی زندگی ما در یک احساس خاص قابل ردیابی است. آن مفهوم خاص در لغت نامه های زبانی ما نه تنها رضایت که “سعادت” هم خوانده…

یکسال گذشت
| |

یکسال گذشت

یک سال پیش، در چنین روزی بود که ساعت ۱:۰۰ بامداد در “تبریز” فرود آمدم. در هوای سرد و خشن و برفی اش، با تمام وجود دست هایم را باز کردم و هوا را به درون سینه ام کشاندم. یک سال پیش بود که پس از تجربه ده ماه زندگی در لندن دیگر جایی برای…

| | |

در لذت هدیه دادن کتاب

خیلی وقت بود که دستفروشی را زیر نظر داشتم. جوانی بود پاکیزه و خوش برخورد که صبح ها اتفاقا جارو به دست کل پیاده رو را جارو می کشید. روی زمین بساطش را پهن می کرد و جالب تر این که در بساط فروش تزئینات و بدلیجاتش نظم عجیبی حکم فرما بود. همه بساطش به…

خطی یا پیچیده؟ این ایده هنوز خام است.
| | |

خطی یا پیچیده؟ این ایده هنوز خام است.

خطی یا پیچیده *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر عقاید، نظرات و اندیشه های شخصی نویسنده اش می باشد و با افتخار ممکن است در همه بخش های آن حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، با اعتقاد تردید آمیز به…

|

شعر خوانی : ارغوان

به درخواست دوست متممی گرامی «نیلوفر کشاورز عزیز» شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج با سرپنجه های خونین استاد محمد رضا لطفی و صدای من تقدیم شما دوستان عزیز می گردد. امیدوارم لذت ببرید.   در ضمن از این پس همه شعر خوانی های من در این برگه آپلود می شوند.  

آپدیت

روزهایی که می گذرند این چند روز مشغول ضبط و تهیه پادکست های رادیو کتاب هستم. از طرف دیگر هم درگیر کارگر و بنا و نقاشی ساختمان و البته در هفته های آینده کابینت و کمد و کتابخانه. در شغلم همواره باید تبلیغات، دیجیتال مارکتینگ و محتوا و مباحث مربوط به آن ها را بیاموزم…

|

مرگ آگاهی

مرگ آگاهی یا ترس از مرگ شاه کلید طلایی زندگی و تمایز؟ غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند   پیش نوشت ترس از مرگ یا مرگ آگاهی مفهومی بنیادین در تفکر بشری است. اجازه بدهید پا را از این هم فراتر گذاشته و بنویسم مرگ آگاهی همه آن…

متن سنگ قبر من
|

متن سنگ قبر من

متن سنگ قبر من چگونه باید باشد؟ در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن اگر همین امروز این سؤال را از خودم بپرسم، اگر فرض کنم که زندگی من با پایان گرفتن این نوشته غروب می کند، روی سنگ قبرم چه می نویسم؟ اگر زندگی…

| |

درباره آموختن اصیل و کارآمد در گفتگو با مریم

اصالت آموختن در چیست؟ آموختن به چه معناست؟   تجربه آموختن اصیل مریم جان، همانند راهپیمایی با چشمان بسته در شوره زار با پاهای برهنه است. غوطه ور شدن میان داده ها و مسیرهای تازه و عطشی که با آن شور نمکزار فرو نمی نشیند. اما چه چیزی قرار است تو را در این راه…

|

پاریسی شمالی

قبلا در «نقد نوشته من در برکسیت» اشاره ای به «جمهوری ملون ها» داشته ام. ملون لقبی است که در فرانسه به مهاجرین نسل دوم و وسوم آفریقایی داده می شود. عمده این افراد عرب های مراکشی و الجزایری و مصری اند. چپ مامی از جمله افرادی است که در این میان از دیدگاه های…

|

درباره نوشتن برای مخاطب، در گفتگو با پریسا حسینی

پبش نوشت پریسا حسینی، نویسنده خوش ذوق و عکاس خوش ذوق تری است. از آن دسته متممی های جوانی است که به راحتی می توان به آینده اش امیدوار بود. گفتگوی زیر حاصل تلاش من برای پاسخ به سؤال وی در مورد «اهمیت نوشتن برای مخاطب» است. لازم به ذکر نیست که کلیه مطالب این…