گزارش توسعه مهارتی خرداد ماه
به سبک و سیاقی که از ابتدای ۱۴۰۰ شروع کردهام، گزارش توسعه مهارتی خرداد ماه را اینجا مینویسم. برای دسترسی به گزارشهای پیشین و هدفگذاریها همواره میتوانید به این صفحه مراجعه کنید:
یار رشد و توسعه محتوایی
خرداد ماه هم تقریبا مثل ماه قبلش، بیشتر زمان من به یار رشد گذشت. هنوز مصاحبهها به جایی نرسیدهاند و هنوز بیشترین زمان و اندکی از درآمد از یار رشد حاصل میشود.
این ماه دوره کارشناس محتوای متنی تمام شد و روی سایت قرار گرفت و تا همین لحظه که ۱۱۳ نفر مخاطب و مشتری در سایت ثبتنام کردهاند، موفق شدهایم ۱۰ نفر از آنان را به صورت مشترک دائمی در بیاوریم. یعنی همچنان نرخ تبدیل کل ما در این مدت کمتر از ۱۰ درصد بودهاست. (هدف برای ماه اول پس از راهاندازی ۲۵۰ نفر مشترک بودند که تا کنون ۱۰ نفر در مجموع و ۴ نفر در خرداد ماه مشترک یار رشد شدهاند : ۰٫۰۱ درصد هدف محقق شدهاست)
برای ماههای بعد نیز باید به ۵۰۰ و ۷۵۰ نفر مشترک برسیم که فعلا با توجه به توان و زمان من برای تولید / خلق محتوا و نوشتن مطالب وبسایت شاید به این اعداد نرسیم، هر چند تلاش میکنیم بتوانیم این اهداف را محقق کنیم.
و چون احساس کردم بیشتر زمانی که در میان دوستان میچرخم همچنان دقت پایین گفتار و نوشتار مرا هنوز آزار میدهد، به جای تذکر مورد به مورد به افراد، یک دوره دیگر هم تعریف کردم که بخشی از آن شامل تفکر انتقادی و بخشی دیگر شامل روشننگری و همچنین فهم آمار باشد. اسم این دوره را هم «روشننگری و واقعبینی» گذاشتم:
برنامه کتابخوانی
این ماه تلاش کردم کتابهای اقتصاد منکیو و روانشناسی مالی را به اتمام برسانم که نشد و نرسیدم.
در عوض بار دیگر به بهانه درس «تفکر انتقادی» کتابهای این موضوع را مطالعه کردم. کمی تاریخ بیخردی را هم ورق زدم و کتاب «زندگی ۳٫۰» را عمدا به تأخیر انداختم تا رویش فکر کنم.
کتاب دیگری از دیوید گاگینز هم با عنوان Never Finished را در دست داشتم که مطالعه کنم که آن هم کم و بیش قبل از خواب پیش میرود.
دانشکده و دروس دانشگاهی
هر چقدر از درس «تحقیق در عملیات» و مثالهایی که در مورد خط تولید زده میشد دلزده و ناامید میشدم، در بخش «آمار در مدیریت» متوجه شدم چه نکاتی را مثلا در طراحی پرسونا جا انداختهایم و میتوانیم با استفاده از این روشها پرسوناها را دقیقتر کنیم و آمار را درست تر بفهمیم و تفسیر کنیم و امروز میفهمم چرا و به چه علتی اصلا یادگیری آمار و دیتاساینس مهم است و اینها به چه دردی میخوردند.
منابعی برای فکر کردن بیشتر
ویدئوی دیوید پینکر در مورد نقش محیط یا ژنهای ما در تعیینکنندگی برخی جنبههای زندگی منبع فکری خوبی بود، به خصوص وقتی با مفاهیم زندگی ۳٫۰ آشنا باشی که مثلا ما الان در دوره زندگی ۲٫۰ قرار داریم و در این دوره ما قادریم «نرمافزار» خودمان را بهبود ببخشیم ولی هیچ کاری نمیتوانیم روی سختافزارمان انجام دهیم و پیش از ما دوره ۱٫۰ بوده که در آن هیچ جانوری حتی قادر نبوده روی «نرمافزار» خودش هم هیچ ارتقایی بدهد و ممکن است در آینده و پس از Singularity بتوانیم به آنجایی برسیم که بدن و جسم را هم مطابق دلخواهمان تغییر دهیم.
[su_youtube_advanced url=”https://youtu.be/LNgfqTrnpe8″ theme=”light”]
این ماه فکر کنم چند باری به اپیزود «مجید کیانپور» با پادکست اکنون گوش کردم و هر بار نکات جدیدتری ازش یاد گرفتم و در کل برای فکر کردن در مورد آینده و استراتژی و کلان دیدن مسائل نکتهها و خوراک فکری خوبی است.
دیدار دوستان
این رخداد البته در خرداد رخ ندادهاست و دیروز اتفاق افتاد: دیدار دوستان و آموختن از تجربههای آنها و مصمم شدن به پیش رفتن در همین شرایط فعلی که ناراحتکنندهترین و بدترین شرایط کسب و کار است و هنوز هزینهها پوشش و کفاف چیزی را نمیدهند و اصلا معلوم هم نیست که بدهند.
در کل تجربه نگاری و شنیدن از تجربههایی که جای دیگری بازگو نمیشوند بسیار لذت بخش بود.
در این میان با استفاده از برنامه غذایی چنگال، از ۹۶ رسیدم به ۸۹ کیلو و درد جسمی کمتر و لذت بیشتر از زندگی. در واقع نمونه زنده و نتیجه کسب و کار درست که به نتایج درستی انجامیده است.


الان یار رشد در آن بخش «کف دره» است و در حال تلاش برای رسیدن به مرحله «Starts Working» تا به جایی که به Product-Market Fit بتوانیم برسیم و پس از آن شاهد رشد انفجاریاش باشیم.
به نظرت کتاب زندگی ۳ ، چطوره؟ rating در گودریدزش ۴ بود و ریویوهایی که خوندم خیلی جذبم نکرد.
سلام مهدی جان
به نظرم تا اینجا حرف داره برای گفتن
تموم که شد البته یه مطلب کامل در موردش مینویسم.