رفیق جانممدت هاست از شنیدن صدایت و دیدن رویت محرومم. خودت می‌گفتی آدمیزاد موجودی است که در گذر زمان به همه نبودها عادت می‌کند و کم‌کم یادش می‌رود کجا بوده و چه می‌کرده‌است. حقیقتا این نقص دامن‌گیر انسانی، شاید تمام تحفۀ ما از زندگی باشد. این که ساعتی پس از ما دنیا دیگر اصلا یادش نیاید که من و تو که بوده‌ایم. هر چند هم اکنون که بیش از دو سال است زیر خاک خفته‌ای،… ادامه مطلب »
اگر با دانش و تجربه امروزم «ده سال» به عقب باز‌ می‌گشتم چه می‌شد؟ یعنی ممکن است چشمانم را ببندم و خودم را در ۲۴ سالگی ببینم؟ امکانش هست؟ شاید نیست. اما به هر حال دنیای نویسندگی و خیال پردازی که در‌هایش را به رویمان نبسته است. امروز چشمانم را می‌بندم و فکر می‌کنم که روز ۱۱ آبان ۱۳۸۸ است. ده سال پیش از این و من ۲۴ ساله‌ام. تازه مدرک لیسانسم را گرفته‌ام و… ادامه مطلب »
تکامل نمی‌آموزاند، از بین‌ می‌برد. این مطلب ناقص است و به تدریج تکمیل می‌شود. قبلا از تکامل صحبت کرده‌ام. تکامل چیزی برای آموختن ندارد. اما خواستم به بهانه آپدیت وبلاگ و البته خواندن کتاب «جهش اجتماعی» ویلیام فون هییل کمی جزئیات به این داستان اضافه کنم. https://moshirfar.com/evolution/ شاید ندانید که سال‌های طولانی عمر من در دانشگاه و دبیرستان و کتابخانه همیشه حول یک سؤال مهم بوده‌است: «تکامل چیست و چگونه عمل می‌کند» سال‌های سال با… ادامه مطلب »
شیطان کیست؟ در مذاهب مختلف، شیطان نیروی شر عالم تلقی می‌شود. لوسیفر، سرور شیاطین اما یک الهه مقرب دربار است. الهه‌ای که در فرهنگ اسلامی «عزازیل» خوانده شده‌است. عزازیل از تسجد به انسان سرباز می‌زند و بدین سان به «شیطان» سقوط می‌کند. هزاران سال است که ما «شیطان» را مبدأ و آغازگر رفتار گناه‌آلود انسان فرض کرده‌ایم. از قدیمی‌ترین متون فلسفی و مذهبی تا آخرین یافته‌ها و پژوهش‌های روانشناسی، جامعه‌شناسی، انسان‌‌شناسی، جرم شناسی و ...… ادامه مطلب »
پیکان سرنوشت ما روایتی جذاب و گیراست. روایتی از پیکانی که در واقع تاریخچه توسعه صنعتی ایران را به چالش می‌کشد. روایت توسعه در زمینی بایر که در آن هر تلاشی برای باروری خاک و پیشرفت کلان، صرفا سی سال عمر می‌کند. داستان پیکان سرنوشت ما خواندنی است، نه از آن جهت که تجربه کارآفرینی نابی به قلمی ساده و گیرا نوشته شده‌است، خواندنی است چون سراسرش غم و درد است. سراسر این کتاب مملو… ادامه مطلب »
من معمولا سعی می‌کنم خشمگین نشوم. عمدتا سعی می‌کنم صبور باشم و منتظر بمانم برای دیدن چیزهایی که شاید در نگاه اول به چشم نمی‌آیند. اما معمولا به علتی که هنوز فرصت کار روی آن را نیافته‌ام، این حجم از نگفتن و صبر کردن انباشته می‌شود و جایی فوارن می‌کند. که جایی هم که نباید اصولا فوارن می‌کند. همانند تکه‌های خرد شده‌ای از یک آیینه بزرگ که وقتی روی هم انباشته می‌شوند، تصویرشان هم هزاران… ادامه مطلب »
تغییر مسیر وبلاگ مدت‌ها پیش که بحث «توسعه نیافتگی» و «توسعه پایدار» را شروع کردم، هدفم یافتن راه چاره و راهکاری بود که بالاخره بتوانیم برای رفع مشکل توسعه در ایران ارائه کنیم. مقالات و کتاب‌ها و سخنرانی‌های متعدد متخصصان و گاهی نوشته‌های کم مایه و کم‌ارزشی همچون «جامعه‌شناسی خودمانی» (که هم اکنون با فهمی که از آمار ریاضی جان فروند و به لطف میثم مدنی عزیز یافته‌ام متوجه تعمیم‌ها، ساده‌انگاری‌ها و ضعف‌های استدلالی‌اش شده‌ام)… ادامه مطلب »
فکر می‌کنید اولین علت مرگ و میر آتش‌نشانان چه باشد؟ سوانح صحنۀ آتش؟ نه. در واقع بیشترین علت مرگ آتش‌نشانان «سوانح رانندگی» است. آن‌هم پیش از رسیدن به صحنۀ آتش. چرا افراد فقیر، فقیر باقی می‌مانند؟ چرا بیشتر رژیم‌های غذایی جواب نمی‌دهند؟ به خاطر کمبودن اراده؟ چرا تمرکز و دقت ما در زمانی که به ضرب‌الاجل تحویل پروژه نزدیک می‌شویم ناگهان زیاد می‌شود؟ چگونه زمان‌بندی و برنامه‌ریزی کارها، حتی در بزرگ‌ترین شرکت‌های دنیا هم با… ادامه مطلب »
فرشته زیر آخرین پستم کامنتی گذاشته‌است که به نظرم می‌توان پاسخش را به یک پست وبلاگی تبدیل کرد. ابتدا صحبت‌های فرشته را بخوانیم: [su_spoiler title="صحبت‌های فرشته" style="fancy" icon="plus-square-1"] سلام وقت بخیرتبریک میگم این موندگاری رو میدونم برای کسیکه نمی تونه یه جا قرار بگیره چه کاره سختیه ولی حتما لذت خودش رو داره انجام کارهای بعید و دور از ذهن آقای مشیرفر عزیز من هم مثل دوست پشت کنکوری مون نقشه راه میخام!برای کسیکه نویسندگی… ادامه مطلب »
چند روزی است که بنا به تصمیمی، در ترک کامل شبکه‌های اجتماعی، پیام رسان‌ها و تمام ابزارهای مدرن ارتباطی هستم. از اول امسال البته تصمیم داشتم روی بهره‌وری و کار عمیق سرمایه بیشتری بگذارم و کار مفیدم را از ۴ ساعت به ۱۰ ساعت ارتقا دهم. در این مرحله فعلا تا ۶ ساعت توانسته‌ام پیش بروم. فراتر از تعریف کار عمیق و ظرفیت ذهنی ۴ ساعته برای آن، من هنوز هم باور دارم که می‌توان… ادامه مطلب »
من رؤیایی دارم من جهانی را می‌بینم که در آن هیچ کودکی ثمره سخت تصمیمات مدیریتی شش نسل قبلش را با جان و دل نمی‌پردازد. من جهانی را می‌بینم که در آن دسترسی به زندگی عادی برای افرادیک رؤیای دست نیافتنی نیست. من جهانی را می‌بینم که در آن کلمات به عنوان آخرین سنگر امید انسانی، پیوسته توسط دستگاه‌های تبلیغاتی حکومتی خالی از معنا نمی‌شوند. من جهانی را می‌بینم که در آن «حکمرانی شایسته و… ادامه مطلب »
چند روز پیش لینکدین یادآوری کرد که الان دقیقا دو سال است محل کارم را عوض نکرده‌ام. برای من این مسئله نوعی رکورد محسوب می‌شود. هر چند سال‌های سال در مشاغلی مانند فریلسنری ترجمه و محتوا مشغول بودم، اما اولین بار است که در یک شغل توانسته‌ام به دو سالگی برسم. به همین مناسبت تصمیم گرفتم اندکی از وضعیت کاری امروز و چشم‌انداز آینده‌ام بنویسم. و البته لازم به ذکر نیست که نوشتن این مطالب… ادامه مطلب »
مقدمه ساعت‌‌های متمادی از خواندن رشته توئیت معروف ناوال در توئیتر می‌گذرد. هر چند بسیاری از حرف‌ها و صحبت‌هایش را قبلا به طرز دیگری، اینجا و آنجا شنیده‌ام، اما بعضی از حرف‌هایش تازگی داشت. با این ذهنیت که «محتوای خوب و ناب» همچون گلوله آتش باید به سرعت دست به دست شود، تصمیم گرفتم کل آن رشته توئیت را ترجمه و اینجا قرار دهم تا شاید مطالعه آن بتواند علاوه بر کاربرد، «لذت بخش» هم… ادامه مطلب »
دنیای اطراف ما به سرعت تغییر می‌کند. قبلا هم نوشته‌ام که جهان ما تغییرات بزرگی به خودش می‌بیند. تغییراتی که گاها اصلا برای ما ملموس نیستند. (+) تغییراتی در عمق روابط جهانی که به واسطه تغییرات کالاهای اساسی در فرهنگ‌ها نفوذ می‌کنند و به تدریج عمیق‌تر و پایدار‌تر می‌شوند. در عصر انقلاب صنعتی این کالاها شامل ادویه، قهوه، پارچه و شاید ذغال سنگ بودند. اما کالای دیگری هم همراه با این‌ها مبادله می‌شد: کتاب و… ادامه مطلب »
سیستم‌های توسعه‌ای چگونه رشد می‌کنند؟ اصلا سیستم چگونه قرار است به سوی رشد برود؟ مقدمه پیش‌‌تر از تلقی‌های نادرست ما از توسعه نوشته‌ام. نوشتم که سیستم‌های توسعه‌ای بنا به مقتضیات درونی خودشان پیش می‌روند و بیشتر فشار اعمالی از بیرون بر آن‌ها معمولا به ثمر نمی‌نشیند. جایی نوشتم که علت اصلی شکست برنامه‌های توسعه درایران، معمولا در آناکرونیسم و آناپولیسیسم است. یعنی زمان‌پریشی و مکان‌پریشی. دست‌‌مایه اصلی نگارش این مطلب اما کتاب «رقص تغییر» پیتر… ادامه مطلب »
مدت‌های مدیدی است که سعی می‌کنم نوشتن در وبلاگ را به زمانی موکول کنم که واقعا حرفی برای گفتن وجود داشته باشد. حالا هم اگر چیزی می‌نویسم، غیر از برطرف کردن «نیاز به نوشتن» برای رفع ابهام از مسئله‌ای است که ذهنم را درگیر خودش ساخته است و نوشتن تا حد زیادی برایم آرامش‌بخش است. مدت‌هاست که احساس می‌کنم اگر رسالتی برای نوشتن در حوزه توسعه پایدار دارم، صرفا زمانی است که مطلبی به صورت… ادامه مطلب »
مقدمه چند هفته پیش کتاب «پوست در بازی» با پیگیری «سعید رمضانی» به دستم رسید. این کتاب یک اثر «ماقبل آخرین اثر» نسیم طالب است. (آخرین کتابش را با عنوان The statistical Consequences of Fat tails نوشته است که اگر مایل باشید، می‌توانید از بخش کتاب‌های مرجع من دانلود کنید. (اینجا کلیک کنید و زیر عنوان «پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده» را ببینید.) قبل از آن‌که در این مورد چیزی بنویسم، باید بگویم که خود سعید… ادامه مطلب »
این مطلب ناقص و پراکنده است و به زودی برای ویرایش و اصلاح آن باز می‌گردم. معمولا مبنای توسعه‌یافتگی در جهان را بر «ارتباطات گسترده» قرار نمی‌دهند. شاخص‌های بی‌شماری برای سنجش توسعه‌یافتگی وجود دارند که به صورت مستقل، پارامترهای مختلف از بخش‌های متعدد توسعه‌یافتگی را می‌سنجند و گزارش می‌دهند. در واقع میزان ارتباطات جهانی یک شاخص منفرد نیست. نتیجه مجموعه‌ای از شاخص‌های توسعه‌یافتگی است که باید برای سنجش میزان توسعه‌یافتگی مورد توجه قرار گیرد. ارتباطات… ادامه مطلب »
این مطلب ناقص، در دست تهیه و ابتدایی است. تمام مطالب این نوشته در همۀ بخش‌های آن صرفا «سندی در حال تدوین» هستند که در ویرایش‌های بعدی تکمیل‌تر خواهند شد. هم به دلیل نیاز سایت به آپدیت شدن و هم به دلیل باز شدن باب گفتگو و نظرخواهی از مخاطبان، این مطلب پست می‌شود. حقوق محتوا **** این نوشته صرفا جهت نشان دادن مدلی برای ساختن مدارس سیستمی و اصلاح نظام و ساختار آموزش و… ادامه مطلب »
تا حالا برایتان پیش آمده است جایی باشید و برای کسی غیر از خودتان اتفاقی بیفتد؟ مثلا کیف کسی را بزنند یا شخصی را جلوی چشمتان کتک بزنند؟ در این مواقع چه می‌کنید؟ ممکن است در چنین مواقعی یکی از چند حالت زیر را برگزینیم: در واقعه مستقیما دخالت کنیم.در واقعه هیچ دخالتی نکنیم و صرفا به تکان دادن سرمان بسنده کنیم.در واقعه هیچ دخالتی نکنیم، محل را ترک کنیم.در واقعه هیچ دخالتی نکنیم، از… ادامه مطلب »
تا کنون دو مقاله در مورد نفرین منابع و بیماری هلندی اقتصاد ایران نوشته‌ام. پیشتر توضیح داده‌ام که ما بیش‌تر از آن‌چه دچار نفرین منابع باشیم، دچار بی‌کفایتی سیستماتیک هستیم. اما طبق قرارمان قرار نیست دیگر از «توسعه‌نیافتگی» ایران بنویسم. قاعدتا با ادبیات شبکه‌های اجتماعی «لایک خور» چنین نوشته‌هایی همیشه بالاست. به هر حال می‌توان به هزار و یک دلیل و برهان متوسل شد و «خود زنی» کرد. درست همان‌طوری که قدیم‌ها میشد برای دیگران… ادامه مطلب »
تا کنون به این فکر کردید که برخی از رفتارهای جمعی ما، غیر از آن چه یاد گرفتیم، از «محیط» در برگیرندۀ ما هم تاثیر می‌پذیرد؟ [su_note note_color="#43b715"] تأکید البته روی همه رفتارهای جمعی نیست. روی «تصمیم‌گیری» است. روی نقش چیزی است که نسیم طالب مکررا در Fooled by randomness از آن سخن می‌گوید: شانس و محیط تصمیم‌گیری.[/su_note] گاهی این پدیده «تجانس گروهی» است، گاهی «تئوری بازی»، گاهی «قوی سیاه». در واقع بیشتر موارد شناخت… ادامه مطلب »
در رادیوی ۶ اپیزودی «توسعه» قرار است از چه چیزی صحبت کنیم؟ در این رادیو من و تهمتن برومند (جامعه شناس توسعه) از «سیستم» و نقش سیستم در توسعه پایدار صحبت می‌کنیم. در اپیزود اول سیستم را از دیدگاه «لومان» تعریف می‌کنیم، سپس کمی در مورد نظریۀ بازی‌ها توضیح می‌دهیم و در نهایت وارد بحث «سایبرنتینک» می‌شویم. در اپیزودهای بعدی از «کاربرد» این نظریه‌ها و سیستم در بحث «توسعه» بهره خواهیم برد. برای دریافت منابع… ادامه مطلب »
چرا نباید برای من آرزوی موفقیت کنید؟ تبریک گفتن به دیگران به هر مناسبتی، زیبا است. در واقع زیباترین بخش دید و بازدید و سرمایۀ بزرگ معنوی نوروز، آرزوی روزهای خوش برای دیگری است. قبل‌تر ها که خیلی جوان بودم، فکر می‌کردم حتما باید برای دیگری حتما آرزوی خوب داشته‌باشم. حتما باید روزهای خوشی برایش آرزو کنم و حتما باید به موفقیتش فکر کنم. بعدترها یاد گرفتم که اساسا آرزوی موفقیت برای دیگران حتی اگر… ادامه مطلب »
می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند روزهای زیادی است که به بهانۀ کار و زندگی و مشقت نگارش در یک حوزۀ تخصصی ننوشته‌ام. روزهای زیادی است که آپدیت کردن وبلاگم به تأخیر افتاده‌ است. روزهای زیادی است که باشگاه محتوا هم به این سادگی آپدیت نمی‌شود. یک سمتش البته «کمال‌گرایی» است؛ یک سمتش ذات مطالبی است که می‌نویسم. قاعدتا در این دو سال اخیر بسیار تلاش کرده‌ام تم… ادامه مطلب »
پیش نوشت این هفته در مطالعۀ کتاب «ژاپن چگونه ژاپن شد» که به صورت معمول در مترو صورت می‌گیرد، اتفاق جالبی افتاد. اتفاقی که باعث شد این نوشته را زودتر از حد معمولش توزیع کنم. یکی از شب‌هایی که مطابق معمول منتظر مترو بودم و در ایستگاه نشسته‌بودم؛ فرد کناری من با دقت در حال خواندن کتاب من بود. معمولا خیلی خوشحال می‌شوم که شخصی به این موضوع علاقه نشان دهد و در صدد باشد… ادامه مطلب »
من مطلقا وارد چالش نمی‌شوم. مطلقا دوست ندارم افسار افکارم را به دست دیگری بدهم که حتی نمی‌دانم چرا چالشی را شروع می‌کند. اخیرا هم می‌بینم که افراد تصاویر ده سال گذشته‌شان را به اشتراک گذاشته‌اند. فارغ از فکری که پشت این چالش است (و احتمالا راه‌اندازی یک الگوریتم یادگیری عمیق و پردازش تصویر چهره باشد) - و چه فکر هوشمندانه‌ای هم بوده‌است - پستی از شاهین کلانتری عزیز دیدم که باعث شد برای نوشتن… ادامه مطلب »
پیش‌نوشت معمولا غیر از ساعت‌هایی که در مترو مشغول خواندن می‌شوم، به ندرت وقت می‌کنم کتابی را عمیقا مطالعه کنم. و البته به ندرت وقت می‌کنم کتابی «غیر کاری» مطالعه کنم. چنان‌که می‌دانید به خاطر سال‌هایی که در دانشگاه تلف کرده‌ام، مجبورم بعضی از مطالب را چنان با سرعت ضبط و ثبت وعملی کنم که گاهی ساعت‌های متمادی از روز کاری به مطالعۀ مطالبی هم‌چون مارکتینگ، محتوا، تبلیغات، استراتژی و امثالهم می‌گذرد. در حوزۀ توسعه… ادامه مطلب »
قبلا به بهانه‌های مختلفی در جاهای مختلف نوشته‌ام و گفته‌ام و شاید هم بیشتر شنیده‌ام که بدون تجربۀ واقعی مدیریت، نباید به سمت یادگیری آن رفت. قبلا به بهانه‌های مختلفی در جاهای مختلف روی این نکته تأکید کرده‌ام که کُشنده‌ترین مشکل در هر سیستمی همیشه این است که «راهکار» مشکل را پیش ببرد. برای بسیاری از شما که خوانندگان و میهمانان و در واقع صاحب‌ خانه‌های اصلی این خانۀ دیجیتال هستید، کم و بیش داستان… ادامه مطلب »
توسعۀ پایدار چه ارتباطی با اخلاق دارد؟  چه زیرساخت‌های اخلاقی برای توسعه‌یافتگی مورد نیاز است؟ کارکردهای اخلاقی چگونه به توسعه‌یافتگی می‌رسند؟ پیش‌نوشت:این نوشته ماحصل یک بحث دو‌نفره بین من و پویا شیخ‌حسنی در باب توسعه است. البته نوشتن این متن بیشتر از سه ماه به طول انجامیده‌است و دائم در حال سبک‌-سنگین کردندشان بوده‌ام. آن‌چه در ادامه می‌خوانید بر خلاف بیشتر نوشته‌های این وبلاگ که در آن‌ها همواره بر مستدل بودن و مستند بودن بحث‌های… ادامه مطلب »