مدت‌های مدیدی است که سعی می‌کنم نوشتن در وبلاگ را به زمانی موکول کنم که واقعا حرفی برای گفتن وجود داشته باشد. حالا هم اگر چیزی می‌نویسم، غیر از برطرف کردن «نیاز به نوشتن» برای رفع ابهام از مسئله‌ای است که ذهنم را درگیر خودش ساخته است و نوشتن تا حد زیادی برایم آرامش‌بخش است. مدت‌هاست که احساس می‌کنم اگر رسالتی برای نوشتن در حوزه توسعه پایدار دارم، صرفا زمانی است که مطلبی به صورت… ادامه مطلب »
مقدمه چند هفته پیش کتاب «پوست در بازی» با پیگیری «سعید رمضانی» به دستم رسید. این کتاب یک اثر «ماقبل آخرین اثر» نسیم طالب است. (آخرین کتابش را با عنوان The statistical Consequences of Fat tails نوشته است که اگر مایل باشید، می‌توانید از بخش کتاب‌های مرجع من دانلود کنید. (اینجا کلیک کنید و زیر عنوان «پیچیدگی و سیستم‌های پیچیده» را ببینید.) قبل از آن‌که در این مورد چیزی بنویسم، باید بگویم که خود سعید… ادامه مطلب »
این مطلب ناقص و پراکنده است و به زودی برای ویرایش و اصلاح آن باز می‌گردم. معمولا مبنای توسعه‌یافتگی در جهان را بر «ارتباطات گسترده» قرار نمی‌دهند. شاخص‌های بی‌شماری برای سنجش توسعه‌یافتگی وجود دارند که به صورت مستقل، پارامترهای مختلف از بخش‌های متعدد توسعه‌یافتگی را می‌سنجند و گزارش می‌دهند. در واقع میزان ارتباطات جهانی یک شاخص منفرد نیست. نتیجه مجموعه‌ای از شاخص‌های توسعه‌یافتگی است که باید برای سنجش میزان توسعه‌یافتگی مورد توجه قرار گیرد. ارتباطات… ادامه مطلب »
این مطلب ناقص، در دست تهیه و ابتدایی است. تمام مطالب این نوشته در همۀ بخش‌های آن صرفا «سندی در حال تدوین» هستند که در ویرایش‌های بعدی تکمیل‌تر خواهند شد. هم به دلیل نیاز سایت به آپدیت شدن و هم به دلیل باز شدن باب گفتگو و نظرخواهی از مخاطبان، این مطلب پست می‌شود. حقوق محتوا **** این نوشته صرفا جهت نشان دادن مدلی برای ساختن مدارس سیستمی و اصلاح نظام و ساختار آموزش و… ادامه مطلب »
تا حالا برایتان پیش آمده است جایی باشید و برای کسی غیر از خودتان اتفاقی بیفتد؟ مثلا کیف کسی را بزنند یا شخصی را جلوی چشمتان کتک بزنند؟ در این مواقع چه می‌کنید؟ ممکن است در چنین مواقعی یکی از چند حالت زیر را برگزینیم: در واقعه مستقیما دخالت کنیم.در واقعه هیچ دخالتی نکنیم و صرفا به تکان دادن سرمان بسنده کنیم.در واقعه هیچ دخالتی نکنیم، محل را ترک کنیم.در واقعه هیچ دخالتی نکنیم، از… ادامه مطلب »
تا کنون دو مقاله در مورد نفرین منابع و بیماری هلندی اقتصاد ایران نوشته‌ام. پیشتر توضیح داده‌ام که ما بیش‌تر از آن‌چه دچار نفرین منابع باشیم، دچار بی‌کفایتی سیستماتیک هستیم. اما طبق قرارمان قرار نیست دیگر از «توسعه‌نیافتگی» ایران بنویسم. قاعدتا با ادبیات شبکه‌های اجتماعی «لایک خور» چنین نوشته‌هایی همیشه بالاست. به هر حال می‌توان به هزار و یک دلیل و برهان متوسل شد و «خود زنی» کرد. درست همان‌طوری که قدیم‌ها میشد برای دیگران… ادامه مطلب »
تا کنون به این فکر کردید که برخی از رفتارهای جمعی ما، غیر از آن چه یاد گرفتیم، از «محیط» در برگیرندۀ ما هم تاثیر می‌پذیرد؟ [su_note note_color="#43b715"] تأکید البته روی همه رفتارهای جمعی نیست. روی «تصمیم‌گیری» است. روی نقش چیزی است که نسیم طالب مکررا در Fooled by randomness از آن سخن می‌گوید: شانس و محیط تصمیم‌گیری.[/su_note] گاهی این پدیده «تجانس گروهی» است، گاهی «تئوری بازی»، گاهی «قوی سیاه». در واقع بیشتر موارد شناخت… ادامه مطلب »
در رادیوی ۶ اپیزودی «توسعه» قرار است از چه چیزی صحبت کنیم؟ در این رادیو من و تهمتن برومند (جامعه شناس توسعه) از «سیستم» و نقش سیستم در توسعه پایدار صحبت می‌کنیم. در اپیزود اول سیستم را از دیدگاه «لومان» تعریف می‌کنیم، سپس کمی در مورد نظریۀ بازی‌ها توضیح می‌دهیم و در نهایت وارد بحث «سایبرنتینک» می‌شویم. در اپیزودهای بعدی از «کاربرد» این نظریه‌ها و سیستم در بحث «توسعه» بهره خواهیم برد. برای دریافت منابع… ادامه مطلب »
چرا نباید برای من آرزوی موفقیت کنید؟ تبریک گفتن به دیگران به هر مناسبتی، زیبا است. در واقع زیباترین بخش دید و بازدید و سرمایۀ بزرگ معنوی نوروز، آرزوی روزهای خوش برای دیگری است. قبل‌تر ها که خیلی جوان بودم، فکر می‌کردم حتما باید برای دیگری حتما آرزوی خوب داشته‌باشم. حتما باید روزهای خوشی برایش آرزو کنم و حتما باید به موفقیتش فکر کنم. بعدترها یاد گرفتم که اساسا آرزوی موفقیت برای دیگران حتی اگر… ادامه مطلب »
می‌رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان دفتر دوران ما هم بایگانی می‌کند روزهای زیادی است که به بهانۀ کار و زندگی و مشقت نگارش در یک حوزۀ تخصصی ننوشته‌ام. روزهای زیادی است که آپدیت کردن وبلاگم به تأخیر افتاده‌ است. روزهای زیادی است که باشگاه محتوا هم به این سادگی آپدیت نمی‌شود. یک سمتش البته «کمال‌گرایی» است؛ یک سمتش ذات مطالبی است که می‌نویسم. قاعدتا در این دو سال اخیر بسیار تلاش کرده‌ام تم… ادامه مطلب »
پیش نوشت این هفته در مطالعۀ کتاب «ژاپن چگونه ژاپن شد» که به صورت معمول در مترو صورت می‌گیرد، اتفاق جالبی افتاد. اتفاقی که باعث شد این نوشته را زودتر از حد معمولش توزیع کنم. یکی از شب‌هایی که مطابق معمول منتظر مترو بودم و در ایستگاه نشسته‌بودم؛ فرد کناری من با دقت در حال خواندن کتاب من بود. معمولا خیلی خوشحال می‌شوم که شخصی به این موضوع علاقه نشان دهد و در صدد باشد… ادامه مطلب »
من مطلقا وارد چالش نمی‌شوم. مطلقا دوست ندارم افسار افکارم را به دست دیگری بدهم که حتی نمی‌دانم چرا چالشی را شروع می‌کند. اخیرا هم می‌بینم که افراد تصاویر ده سال گذشته‌شان را به اشتراک گذاشته‌اند. فارغ از فکری که پشت این چالش است (و احتمالا راه‌اندازی یک الگوریتم یادگیری عمیق و پردازش تصویر چهره باشد) - و چه فکر هوشمندانه‌ای هم بوده‌است - پستی از شاهین کلانتری عزیز دیدم که باعث شد برای نوشتن… ادامه مطلب »
پیش‌نوشت معمولا غیر از ساعت‌هایی که در مترو مشغول خواندن می‌شوم، به ندرت وقت می‌کنم کتابی را عمیقا مطالعه کنم. و البته به ندرت وقت می‌کنم کتابی «غیر کاری» مطالعه کنم. چنان‌که می‌دانید به خاطر سال‌هایی که در دانشگاه تلف کرده‌ام، مجبورم بعضی از مطالب را چنان با سرعت ضبط و ثبت وعملی کنم که گاهی ساعت‌های متمادی از روز کاری به مطالعۀ مطالبی هم‌چون مارکتینگ، محتوا، تبلیغات، استراتژی و امثالهم می‌گذرد. در حوزۀ توسعه… ادامه مطلب »
قبلا به بهانه‌های مختلفی در جاهای مختلف نوشته‌ام و گفته‌ام و شاید هم بیشتر شنیده‌ام که بدون تجربۀ واقعی مدیریت، نباید به سمت یادگیری آن رفت. قبلا به بهانه‌های مختلفی در جاهای مختلف روی این نکته تأکید کرده‌ام که کُشنده‌ترین مشکل در هر سیستمی همیشه این است که «راهکار» مشکل را پیش ببرد. برای بسیاری از شما که خوانندگان و میهمانان و در واقع صاحب‌ خانه‌های اصلی این خانۀ دیجیتال هستید، کم و بیش داستان… ادامه مطلب »
توسعۀ پایدار چه ارتباطی با اخلاق دارد؟  چه زیرساخت‌های اخلاقی برای توسعه‌یافتگی مورد نیاز است؟ کارکردهای اخلاقی چگونه به توسعه‌یافتگی می‌رسند؟ پیش‌نوشت:این نوشته ماحصل یک بحث دو‌نفره بین من و پویا شیخ‌حسنی در باب توسعه است. البته نوشتن این متن بیشتر از سه ماه به طول انجامیده‌است و دائم در حال سبک‌-سنگین کردندشان بوده‌ام. آن‌چه در ادامه می‌خوانید بر خلاف بیشتر نوشته‌های این وبلاگ که در آن‌ها همواره بر مستدل بودن و مستند بودن بحث‌های… ادامه مطلب »
شرق آسیا یکی از جذاب‌ترین مدل‌های توسعه‌ای است که بیشتر متخصصان همیشه به آن ارجاع می‌دهند. در بیشتر مدل‌ها ادبیاتی هم‌چون «ببرهای آسیایی» یا «غازهای وحشی» برای توصیف این بخش به کار می‌رود. دیدگاه و تصویری که از این بخش از جهان داریم، مردمانی سخت‌کوش،بسیار منظم، منضبط، با فرهنگ دیرینه و باهوش است که بدون داشتن منابع طبیعی، درکشورهایی با جغرافیای خشن، در رده‌های بسیار بالای اقتصاد جهانی جاخوش کرده‌اند و بااقتصادهای قدرتمند جهانی نظیر… ادامه مطلب »
مفهوم تمایز آن‌چه اینجا می‌نویسم گزارشی شخصی از مفهوم تمایز در زندگی است. نه اصراری بر درستی‌اش دارم و نه بر دقیق‌بودنش تأکید خواهم کرد. صرفا گزارشی است از دیده‌ها و تجربه‌ها از افرادی که توانستند در وضعیت نابسامان اقتصادی (که قرن‌هاست گریبانگیر ماست) از طریق ایجاد تمایز «موفقیت» را تجربه کنند. در این چند ماه موارد بسیار زیادی از پیام‌هایی داشتم که در این زمینه از من مشاوره می‌خواستند: چگونه وارد بازار کار شویم؟… ادامه مطلب »
بیماری هلندی چیست؟ بیماری هلندی وضعیتی در اقتصاد است که در آن به دلیل استفادۀ گسترده از منابع زیرزمینی، ارزش واقعی نرخ ارز افزایش می‌یابد. در این حالت بخش‌های صنعت و کشاورزی قادر به رقابت نبوده و کم‌کم تضعیف می‌شوند. در نتیجه رفته‌رفته ثروت انباشته‌شده از محل فروش منابع طبیعی (خام یا فرآورده) در بخش‌های غیرقابل مبادله نظیر مسکن، بخش‌های پرارزش نظیر فلزات گرانبها (از جمله طلا) و خود ارز تجمع می‌یابد. این وضعیت در… ادامه مطلب »
مقدمه این نوشته بسیار طولانی، تجربه‌نگاری و تا حد زیادی شخصی است. بنابراین توصیه می‌کنم خواندنش را به زمانی موکول کنید که هیچ کار مفید دیگری برای انجام‌دادن نداشته‌باشید.  بسیاری از شما در داستان «گزارش یک قتل» که همزمان روی وبلاگ من و با نسخۀ کامل‌تر روی لوکوبوک آپلود شده‌است، از کم و کیف داستان زندگی من در بریتانیا خبر دارید. برای بسیاری از شما، حقیقت زندگی در فضایی غیر از آن که در آن… ادامه مطلب »
شاخص های توسعه پایدار کدامند؟ توسعۀ پایدار با چه شاخص‌هایی سنجیده می‌شود؟ شاخص های سنجش توسعه پایدار کدامند؟ اساسا باید برای سنجش توسعه به کدام شاخص‌ها مراجعه کرد؟ [toc] [/toc] برای پاسخ به این سؤال من چندین شاخص مهم را از سایت Gapminder استخراج و در یک جدول تنظیم کرده‌ام. خواندن این جدول صرفا برای افرادی ممکن است مفید باشد که به شاخص های توسعه پایدار علاقه دارند یا نیازمند مرجعی برای این شاخص ها… ادامه مطلب »
[su_note note_color="#f9cf5d"]توجه : این نوشته بسیار طولانی و حاوی ۱۰ هزارکلمه است. برای پیشگیری از اتلاف وقت شما، ترجیح من این است که این نوشته به صورت PDF در اختیار شما قرار گیرد. برای دریافت نسخۀ PDF این نوشته لطفا <اینجا> کلیک کنید. [/su_note] پیش‌گفتار مدت‌های مدیدی به دنبال پاسخ این سؤال بوده‌ام که چگونه محتوا می‌تواند به سمت ارزش‌آفرینی حرکت کند و چگونه محتوا به ثروت و تأثیرگذاری ترجمه می‌شود. بهترین روش برای بهره‌مندی… ادامه مطلب »
راهکار برون‌رفت از #بحران امروز چیست؟ «اختصاص تمام پول نفت به حوزه‌های علمیه و آقازادگان، با دریافت التزام عملی که وارد کار اقتصادی و مملکت‌داری نخواهند شد.»#رشته_توییت — Yavar Moshirfar (@Ymoshirfar) August 6, 2018   *** کلیه مطالب این نوشته در همۀ بخش‌های آن صرفا بیانگر نظرات، عقاید و اندیشه‌های شخصی نویسنده‌اش می‌باشد و ممکن است در همۀ بخش‌ها حاوی کژتابی، کج‌فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، با اعتقاد… ادامه مطلب »
فکر می‌کنم بیشتر از انتقادات و تحلیل‌هایی که همیشه در مورد توسعه می‌نویسم، شاید بهتر باشد کمی هم روی راهکارهایی که ممکن است ما را به «توسعه» نزدیک کنند بنویسم. به قولی اگر قرار است خودم را انسان آگاهی در حوزۀ توسعه بدانم، بهترین راه این است که روش رشد و توسعه را به خوانندگان این وبلاگ بیاموزم. یا بهتر است تصحیح کنم: به جای تحلیل چرا توسعه نیافته‌ایم (که مأموریت دائمی‌تر شخص من در… ادامه مطلب »
مکرر در این وبلاگ من از «توسعۀ پایدار» صحبت کرده‌ام. مکرر تأکید کرده‌ام که چه چیز‌هایی توسعۀ پایدار نیست و توسعه چه پروسه‌ای را باید طی کند. بارها و بارها در لزوم اهمیت «نسل» برای توسعه‌یافتگی سخن گفته‌ام. این روزها که بحران‌های اقتصادی که تا پیش از این «زیر پوست اقتصاد» ایران در حال خزیدن بودند، سر برآورده‌اند و دندان‌های تیزشان را نشان می‌دهند، بازار بحث‌ و تحلیل و صحبت از «توسعه‌نیافتگی» و پیشنهاد «راهکار»… ادامه مطلب »
 قاب توسعه از مشروطه و وقایع مربوط به آن تا انقلاب ۵۷ حدود ۷۲ سال فاصله است: تقریبا چهار نسل بین این دو انقلاب فاصله انداخته‌اند. تقریبا به اندازۀ چهار نسل ابعاد، آرمان‌ها و خواسته‌های این دو انقلاب از هم‌دیگر فاصله گرفته‌اند. دو شاخص اصلی و مهم تمایز این دو واقعه از هم‌دیگر در ماهیت درونی این دو واقعه پنهان است. ماحصل واقعۀ اول و درون‌مایۀ آن تلاشی برای رهایی از سنت است و ماحصل… ادامه مطلب »
در پی بحث‌ها و فیدبک‌های خوبی که از دوستان در مورد نوشتۀ قبلی دریافت کردم، احساس می‌کنم مواردی در آن نوشته هم‌چنان نیازمند توضیح هستند. هر چند معتقدم علوم انسانی و فکری عرصۀ ادبیات و تفکرات انتزاعی است و هر تفکری زائیدۀ پیش‌زمینه و درون‌مایۀ فلسفی و تاریخی خودش است، اما لازم می‌بینم تأکید کنم که اساسا نویسنده همواره بر این باور است که یافته‌ها و نوشته‌ها و درکش از «توسعۀ پایدار» در پرتو زمان و… ادامه مطلب »
مرگ توسعه در ایران، امروز رخ نداده‌است  از حدود ۱۷۰ سال پیش که نخستین برنامه‌های توسعه در ایران شکل اجرایی به خودش گرفت، تأسیس دارالفنون و توجه ویژه به کشاورزی، دانش آموختگی و اعزام جوانان به خارج از کشور جهت فراگیری علوم و فنون نظامی ابتدایی‌ترین اقدامات دولت وقت بوده‌است. قریب ۵۰ سال پس از آن حضور و ظهور اندیشه‌های تحول‌خواهانه و حرکت به سوی حکومت مظفری با دو واقعۀ بسیار مهم همراه شد. دو… ادامه مطلب »
    سلام و شب بخیر خدمت دوستان گرامی بسیار خرسندم که فرصتی دست داد تا امروز پنج‌شنبه ۲۱ تیرماه ۱۳۹۷ در خدمت دوستان، فرهیختگان و علاقمندان به بحث توسعۀ پایدار باشم. امیدوارم که در این فرصت کوتاه از ماحصل گفت‌ و شنودمان مطالبی بیاموزیم و در پایان چیدمان مرسوم انگاره‌های ذهنی ما سامان منظم‌تری یافته باشند. در چهار سال اخیر که مطالعات و پژوهش‌هایم پس از سؤال اساسی «چه باید کرد» به صورت جامع‌تر… ادامه مطلب »
مقدمه قبلا در این وبلاگ از این مسئله صحبت کردیم که «خشونت بر خلاق تصور آقای برشت، در ذات بشر نهادینه‌ شده‌است» و بشر صرفا زمانی می‌تواند نسبت به هم‌نوعش خشونت کمتری بورزد که شدیدا در چارچوب‌ها و سیستم‌ها محدود شده‌باشد. این خشونت ممکن است از نوع فیزیکی هم نباشد. ممکن است انسانی هوس کند با استفاده از روابط و رانت اطلاعاتی، سیاسی یا اقتصادی، در فرصت‌هایی که در سیستم کلان برایش به وجود آمده‌است… ادامه مطلب »
پژوهشگران چگونه زندگی می‌کنند؟ سبک زندگی یک پژوهشگر چگونه است؟ این سؤالی است که پریسا حسینی ماه‌ها پیش از من پرسید. سؤالی که نه تنها برایم سنگین بود، تا حدی هم به دلیل اهمال‌کاری نوشتن از آن به تعویق افتاده‌بود. همۀ دلایل ننوشتن البته به اهمال‌کاری من مربوط نبودند. باید فرصتی برای خودم فراهم می‌کردم تا به زندگی و جزئیات زندگی‌ام در دورانی که خودم را «پژوهشگر» خطاب می‌کردم باز گردم. ابتدا صحبت‌های پریسا را… ادامه مطلب »