گزارش بهمن ماه

بهمن ماه اندکی وزش امید

بعد از چند ماه ناامیدی، دلخستگی و مشکلاتی که به خاطر اعتماد بی‌جا برای خودم ایجاد کرده‌بودم، بهمن ماه کمی امیدبخش شد.

جای خوب و درستی کار پیدا کردم، تقریبا وضعیت مالی‌ام به صورت عقبگردی که داشت پیش میرفت، متوقف شد و بهتر شد و البته یار رشد نخستین و دومین و سومین تا ششمین فروش دوره مدیر محتوایش را انجام داد.

در مجموع بهمن ماه را می‌توان نقطه‌ای به شمار آورد که دیگر کوهی از مشکلات به کوه قبلی اضافه نمی‌شود و می‌توان از این به بعد به بهبود شرایط، حداقل امیدوار ماند.

آموختن و کتابخوانی

این ماه نتوانستم هدف خاصی در کتابخوانی دنبال کنم. بیشتر درگیر کار اجرایی و مشاوره مدیرعامل (شغل جدیدم) بودم و در بسیاری از موارد تمام ذهنیت و ظرفیت فکری‌ام صرف کلاس‌های MBA در سازمان مدیریت صنعتی شده‌است.

این ماه حتی یک کیس استادی مفصل در مورد ساختار سازمانی هلیکس نوشتم (فارسی‌اش بیش از ۲۰ صفحه شد) و در آن به بررسی، نقد، توضیح و آسیب‌شناسی ساختارهای سازمانی نوپدید و تجربه استفاده از آن‌ها در مدیریت کسب و کار پرداختم.

هر چند در هر فرصتی که پیش میامد، همواره این چند کتاب را «عمیق» ورق زدم و برای مثال برای هر کدامش چند ساعتی فکر و پیاده‌وری داشتم:

خواندن این کتاب دقیقا نخ تسبیحی بود که برای درک «توزیع شدگی جهانی» در اینترنت دنبالش بودم. هم به فهم دنیای دیجیتال کمک زیادی کرد و هم به درک این که چگونه اقتصاد دنیا هم اکنون به صورت Hyper Connected اداره می‌شود و زنجیره‌های تأمین چنان در هم پیچیده شده‌اند که اگر به همسایه کناری‌ات لشکرکشی کنی، در واقع به بخشی از اقتصاد خودت ضربه زده‌ای.

دومین کتاب این ماه‌، کتاب استیون کاوی بود که به همین راحتی و سرسری نمی‌شود خواند و باید سر فرصت پیش رفت و کم‌کم مزه‌ مزه‌اش کرد.

رخدادهای خارج از کنترل بهمن ماه

تعدد و ترافیک بالای کارها و همچنین نیاز به همفکری‌های سریع در کنار مواردی نظیر تمرکز زیاد روی یار رشد باعث شد بسیاری از رخدادهای بیرونی را اصلا نبینم و به آن‌ها «هیچ» اهمیتی ندهم.

از جمله این که جایی متوجه شدم افزونه و نرم‌افزار Hubspot که مدت‌ها بود برای ارسال ایمیل هفتگی از آن استفاده می‌کردم از کار افتاده است و دردسرهای فراوانی از جمله Authentication دوباره و چندباره برای هر بار استفاده درخواست می‌کند.

بنابراین کنار گذاشتم و دیگر ایمیل چهارشنبه‌ها را نفرستادم و برایم عادی شد که دیگر نمی‌توانم از این افزونه استفاده کنم و همان بهتر که نباشد.

از سوی دیگر درس خواندن در EMBA بسیار چالشی و پر تسک است و نیازمند تمرکز و صرف قوای ذهنی و حل مسائل متعددی است؛ مسائلی که از کار گروهی کلاسی شروع و تا کارهایی ادامه دارند که باید در خانه انجام گیرند.

این مسئله همچنان لذت بخش، اما خارج از کنترل است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *