ژاپنیات توسعه ایرانی یا آن‌چه می‌توان از توسعه ژاپن برای ایران آموخت

ژاپنیات توسعه ایرانی

پیش نوشت

یکی از شب‌هایی که مطابق معمول منتظر مترو بودم و در ایستگاه نشسته‌بودم؛ فرد کناری من با دمنragraph –>

معمولا خیلی خوشحال می‌شوم که شخصی به این موضوع علاقه نشان دهد و در صدد باشد راز توسعۀ یک کشور دیگر را کشف کند، یا حداقل سؤال بپرسد.

باو نشست و من سرپا مشغول ادامۀ مطالعه شدم.

معتقدم اگر توانسته‌باشم با این همه مقاله و نوشته، حداقل سؤال «چرا ما عقب‌مانده‌ایم» را در خوانندگان تقویت و آن‌ها را به فکر وادارم، مأموریتم پایان یامرwp:paragraph –>

باری، در مترو خیلی سریع‌تر از حد معمول باقیماندۀ کتاب را بلعیدم و قبل از پیاده‌شدن کتاب را تحویلش دادم.

برایش توضیح دادم که معمولا کتاب‌هایی که می‌خوانم را به کسانی می‌دهم که علاقمن و کتاب را بگیرد. بسیار خرسندم که کتاب را تحویل‌ کسی داده‌ام که از همان ثانیۀ اول تحویل گرفتنش با ولع تمام کتاب را ورق می‌زد. به نظرم کتاب «ژاپن چگونه ژاپن شد» در دستان امینی قرار گرفته‌است.

همیشه دغدغۀ من در توزیع کتاب و به اشتراک‌گذاری اش با دیگران هم همین بوده‌است: کتاب را به کسی بدهم که با تمام وجود عاشقش می‌شود.

برگردیم سر بحث خودمان.

در نوشتۀ قبلی تأکید کردم که از توسعۀ ژاپن نمی‌توان چیزهایی آموخت. در واقع بخش‌های زیر ساختی توسعۀ ژاپن اصلا برای ما قابل دسترسی نیست.

به هر صورت قطار توسعه از تاریخ ما و تاریخ آن‌ها رد شده‌است و ما ناگزیریم از پذیرش این‌که زمان توسعه صنعتی و زیرساخت‌ سازی و تربیت و ساختن ملت از واحدی بی‌ سر و شکل و توده‌وار گذشته‌است. هر چه کرده‌ایم و هر گلی به سرمان زده‌ایم، مسئله در چاره‌جویی امروزمان و شاید ساختن فردایمان باشد.

در این نوشته اما قصد دارم بیشتر روی بخش‌هایی متمرکز شوم که تقریبا در تاریخ توسعه هر دو کشور یکسان /- wp:heading –>

واردات توسعه در قرن اخیر

بیشتر مشابهت‌هایی که در تاریخ توسعه ایران و ژاپن مشاهده می‌شود مربوط به نوع نگاه به داستان توسعه و واردات توسعه است. در هر دو کشور مواجهه با اده‌است:

هر چند در ایران معاصر فازهای دیگری هم می‌توان به این دینامیسم افزود: مخالفت در ابتدا، منتفع شدن در نتایج، موافقت در انتها، همراهی با واردات دستاوردی توسعه

نکته اما اینجاست که نخستین و محوری‌ترین فاز مخالفت در ژاپن و ایران با چند قرن اختلاف پیش آمده‌است. در ایران حداقل چنین امری در اواسط دوران قاجاریه رخ داده‌است. قتل امیرکبیر را می‌توان پدیده‌ای نشأت گرفته از مخالفت با توسعه، اما در میان بالاترین اقشار جامعه دانست.

معمولا بیشتر مقایسه‌هر جمالا به این سمت رفته‌است که ژاپن و ایران هر دو در یک زمان هستۀ توسعه را در کشور خودشان پرورانده‌اند، اما ژاپن به دلیل فرهنگ خاصش خیلی زود بر قطار پرشتاب توسعه سوار شده‌است و ما باز به دلیل همان فرهنگ خاصمان از آن قطار جا مانده‌ایم.

معمولا در چنین مقایسه‌هایی سیر دینامیکی سیستم لحاظ نمی‌شود. اگر ژاپن در قرنبه بوم‌سازی بزند و آن‌ها را از آن خود کند، دلیل محکمی داشت.

فرهنگ و اخلاقیات جمعی مرهون طبیعت و ژن نیست. چه بشر همواره به خشونت و رفتارهای سطح پایین گرایش ویژه دارد. (+ )

فرهنگ و اخلاقیات جمعی مرهون «تربیت» است. مرهون رنجی است که حاکمان، شوگون‌ها، روشن‌فکران و عالمان و فلاسفۀ ژاپن حداقل سه قرن پیش متحمل شده‌اند.

هر چند بعدها این روحیه در جهان نژادپرست جنگ جهانی دوم جنایت‌های بی‌شماری از همان روحیه پدید آورد، اما برای شتاب‌دهی به توسعه در قرون پیشین کاملا ضروری به نظر می‌رسید.

ایرانی جماعت آن‌قدر در قضا و قدر و این‌که «نمی‌شود» و «ما درست نمی‌شویم» فرو رفته‌بود که نتواند در اندک زمانی تحولات عظیمی درون خویش بدهد و باور کند که می‌تواند توسعه بیابد.

هم‌بات چند دهه‌ای از «خون و روح آریایی» تا «وحدت اسلامی» قاطبۀ ایرانیان بر این‌که برای درست شدن جهان پیرامونی نیازمند انجام اقداماتی درونی هستند باور نکرده‌اند.

من قرون وسطا در جهان را مبنای توسعه و تحول می‌دانم. توسعۀ تاریخی ژاپن در این سال‌ها البته تحت تأثیر حملۀ مغول قرار نگرفت. هر دو باری که مغول‌ها قصد تهاجم به ژاپن را داشته‌اند، در اثر حوادث طبیعی گرفتار طوفان شده و هرگز به ژاپن نرسیدند.

رجوع کنید به جامع‌التواریخ رشیدی و حکایت تلخ توسعه‌نیافتگی در ایران

هر چند می‌توان یکی از اساسی‌ترین مبانی تحول و توسعه در اروپا را هم طاعون سیاه پس از حملۀ مغول در نظر گرفت.

و اما کا سرعت به سمت اقتدارگرایی و باور به جبری بودن اوضاع و به قولی «دست انتقام خدا» پیش می‌رفت، توسعه را کند، متوقف و تا حد زیادی به عقب بازگرداند.

حتی امروزه هم بیماری جمعی «بلد نبودن گفتگو» (به تعبیر دکتر رنانی) بر ما حاکم است.

جراحی روح ایرانی یکی از پیش‌نیازها و پیش درآمدهای توسعه در ایران فرداست. وگرنه این سیکل معیوب سیستم توسعه ایرانی هم‌چنان پابرجاست.

مان هیچ عنوان حاضر به ترک وطن نیستند، شاید اص://moshirfar.com/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%A8%D8%B9-%D9%85%D8%B7%D8%A7%D9%84%D8%B9%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B9%DB%80-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1/”>بنیان‌گذاری فکری برای تربیت نسل آینده».

و البته امروزه نمی‌توان بهانۀ دیده‌نشدن و شنیده‌نشدن و خوانده‌نشدن آورد. جهان عصر ارتباطات جهان عصر سرعت و دیده‌شدن است. حال این‌که چگونه باید دیده‌شویم، شاید همان دلیل محکمی باشد که امثال‌ من روی بحث «محتوا» تمرکز کرده‌اند.

کورسویی پرفسم می‌گیرد
که هوا هم
اینجا زندانی است
هر چه با من این‌جاست
رنگ رخ باخته‌است
آفتابی هرگز هم
گوشۀ چشمی
بر فراموشی این دخمه
نینداخته‌است.

۱۱ دیدگاه

  1. خیلی اهل خواندن تاریخ نیستم و نمی دانم از کجا عقب افتادیم ولی چیزی که من بعنوان یک ایرانی برایم دردآور است و احساس می کنم یکی از عواملی هست که باعث می شود از منابع و توامندی های خودمان برای پیشرفت خودمان در نتیجه کشورمان استفاده نکنیم. این است که احساس می کنیم ما خیلی باهوشیم و فقط جلوی پیشرفت ما با تحریم گرفته شده وگرنه ما بهترین بودیم و این باعث دست روی دست گذاشتن، ناامیدی و منتظر آینده بودن در ما شده. در حالی که آینده ای نیست اگر ما آن را الان نسازیم و در همین شرایط آن را بچنگ نیاریم.

  2. سلام
    روحیه توسعه طلبی واقعا باعث پیشرفت میشه.اکثر کارآفرینان بزرگ را هم که دقت میکنیم افراد جاه طلب و توسعه طلبی هستند واین در ایران عیب اخلاقی شمرده میشه میگن یارو سیرمونی نداره.خودش یه مانع برای ایجاد حرکت ورشد.

  3. یاور عزیز
    دغدغه شما برای توسعه کشور بسیار ارزشمند و ستودنی است، «بنیان گذاری فکری برای تربیت نسل آینده» فوق‌العاده است. امیدوارم در این مسیر پرتلاطم موفق و پاینده باشید

    1. متشکرم.
      اساسا این دغدغه قبلا توسط دکتر رنانی مطرح شده‌است و من صرفا در حال اعلان و بازتولید آن هستم.
      حرف جدیدی نیست که بخواهم بزنم.
      در حال تکرار حرف‌های استادم هستم.

  4. سلام و درود و مهر بر یاور مشیرفر
    برادر ازین دست مطالب عامه پسند ولی بنیادین بیشتر بنگار که قابلیت انتشار در گروههای فامیلی و دوستان را هم دارد که همانا بنده هم از یک گروه فامیلی با لینکی دلالت شدم به اینجا

  5. سپاس از مطلب جالب
    توسعه در تربیت و یا در مطلوبیت و یا هر چیز دیگری متکی بر تصمیم های سخت متمرکز است .
    مردم ایران به دلیل شرایط اقلیمی- جغرافیایی سخت تر و سخت کوش تر بوده اند .
    آنچه جامعه را دچار تحول می کند رهبران تصمیم ساز است .
    در حوزه خرد و یا انفرادی به فهم من ما با نوعی کندی چاقو و اره مواجهیم

    1. سلام بر شما
      ممنون از لطف‌تان

      مطلب قبلی را حتما مطالعه کنید:

      ژاپنیات توسعه ایرانی یا آن‌چه ‌نمی‌توان از توسعه در شرق آسیا آموخت

      در آن‌جا گفته‌ایم که «روح» سخت‌کوشی در ایران شکل نگرفته‌است. جایی اثر جغرافیا خنثی می‌شود.
      رهبری هم از روح ملت می‌آید. به قولی در سیستمی دینامیک گیر می‌افتند و لوپ تشکیل می‌دهند.

      با مهر
      یاور

    2. سلام بر یاور عزیز…بنده دو روز بیشتر نیست که با شما آشنا شده ام و این آشنایی رو بسیار خوش یمن و مبارک دریافته ام…درباره توسعه ژاپن و چرایی اون به نظرم فرهنگ پیشرفت و استقلال در توسعه رو بین عموم مردم رشد و گسترش دادند و شروع به پیشرفت کردند که ما فاقد اون فرهنگ هستیم…هر وقت این فرهنگ بین ما نهادینه بشه اون روز ،روز بزرگی خواهد بود..به امید اون روز

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *