گزارش توسعه فردی آبان ماه
به سبک و سیاقی که از ابتدای سال ۱۴۰۱ شروع کردهام گزارش توسعه فردی مهرماه ۱۴۰۲ را اینجا مینویسم. برای دسترسی به گزارشهای ماههای پیشین و همچنین هدف گذاری سالانه این صفحه را ملاحظه بفرمایید:
آبان ماه، مریضی و در تخت خواب افتادن بیشتر از هر چیزی چشمگیر و شاخص بود.
اوایل آبان ماه بود که یکی از رفقا اکانت Chat GPT-4 اش را در اختیارم گذاشت. من هم با تمام سرعت و با تمام وجود مشغول استفاده از آن برای yaroshd بودم.
این وسط بیماری ویروسی شبیه کرونای اومیکرون ۱۰ روز درگیرم کرد. ۱۰ روز مجبور بودم ناپروکسن و آبمیوه بخورم و بخوابم.
و بدتر از همه این بود که «تمرکز» را هم این بیماری لعنتی از من گرفته بود.
خندهدارترین نکته برای خودم این بود که حالا که این وسط فرصتی برای استفاده از اکانت Chat GPT و تکمیل کردن محتواهای یار رشد فراهم شده، نتوانم پشت میز بنشینم.
به هر صورت «یار رشد» با حداقلیترین محتواها که شامل دوره مهم «مدیر محتوا» است و با چندین و چند مقاله اصلی و هزاران مقاله فرعی (که به تدریج ایندکس میشوند) آماده جذب دانشپذیر شدهاست:
انتخاب نام هم برای من مفهوم مهمی داشته است: برای ادای احترام به زحمات و تلاشهای «میرزا حسن رشدیه» بنیانگذار آموزش نوین در ایران و کسی که با وجود توطئهها و آزارهای جاهلین زمان خودش، هرگز از تأسیس مدارس نوین در ایران دست نکشید و شاید اگر او نبود امروز ما، امروز افغانستان و افراطگرایی و طالبانیسم بود.
در توسعه یار رشد قصد دارم به روش «دریانیها» عمل کنم و تمام سود حاصله را صرف خودش کنم تا جایی که دیگر بتوانم به عنوان یک کسب و کار مستقل به دست فرد دیگری بسپارمش.
ثبتنام در دوره مدیریت MBA
این ماه با تمام بدیهایش خوبیهایی هم داشت. اولین خوبیاش «یار رشد» بود که کمکم سر و شکل گرفت و با وجود آزار و اذیتهایی که توسط نهادهای رسمی مانند اینماد شدیم، بالاخره درگاه و مسائل مربوط به Customer On-Boarding را رفع و رجوع کردیم و اکنون آماده جذب افراد علاقمند و مستعد است.
دومین اتفاق خوب این ماه که البته به لطف خرید یکجای دوره بود، ثبتنام من در دوره ۵۴ مدیریت اجرایی «سازمان مدیریت صنعتی» بود.
تمایل بسیار زیادی داشتم به این که آموختههایم را کمکم دور بریزم و دوباره از صفر مدیریت بیاموزم. در طی این هشت سالی که به صورت تجربی، با متمم و کتابهای کلاسیک و ویدئوهای یوتیوب مدیریت یاد گرفتم، سؤالهای بسیار زیادی برایم مطرح شدند که نتوانستم شخصا پاسخشان را کامل پیدا کنم و به همین دلیل تصمیم گرفتم تمام آموختههایم را UnLearn کنم و دوباره سر کلاس بنشیم و از همکلاسیهای باتجربه و اساتید سازمان بیاموزم.
برای تصمیمگیری و انتخاب این دوره نیز ملاکهایی داشتم که در این جدول ارزیابی و نمرهدهی کردم و بهترین انتخاب «سازمان مدیریت صنعتی» آمد.

سمت جدید : مدیر عامل آگریتال
در آبان ماه تقریبا قرارداد کار تمام وقت من نهایی شد: مدیر عامل Agrital
که در حوزه «تأمین مالی برای پروژههای کشاورزی» فعالیت دارد. از آذر ماه رسما کار را شروع و وارد بازار کشاورزی – فینتک میشوم.
هیجان زیادی برای شروع آن دارم و خوشحالم که قرار است با یکی از قدیمیترین صناعتهای بشری و یکی از جدیدترین و High-Tech ترین راهکارهای ممکن کار کنیم.
برنامه مطالعاتی و روتینهای من
برنامه مطالعاتی من بیشتر شامل کتاب GMAT و Principles از Ray Dalio بود و تا حدی کتاب «ذهنیت مؤسس» و «بدهی» (دیوید گریبر) گذشت.
هر چند هنوز به طور کامل به روتینهای دقیقم بازنگشتهام.
از ماه بعد احتمالا بیشتر درگیر مطالعه کتابهای درسی باشم؛ از جمله واحدهایی که این ترم برایم مقرر کردهاند، «عملیات» ، «منابع انسانی» و «مالی برای مدیران ارشد» است که سؤالهای بسیار زیادی در همهشان داشتم و احتمالا بیشتر زمان بودنم در سازمان در سالن مطالعه و بحث و جدل در این موارد با همکلاسیها بگذرد.
برای فکر کردن
داشتم دیدار رئیس جمهور چین با جمعی از کارافرینان بزرگ آمریکایی را دنبال میکردم. بیشتر افرادی که در دنیای کسب و کار تعقیبشان میکنم از Ray Dalio و Larry Fink آنجا بودند: صاحبان بزرگترین شرکتهای سرمایهگذاری دنیا (BlackRock که مثلا ۹ تریلیون دلار Asset تحت کنترل خودش در بازار مالی دارد).
داشتم فکر میکردم برای بزرگشدن از جایی به بعد دیگر به قدرت کسب و کاری اصلا نیاز نیست و مدیرعامل شخصی است که باید به «لابیگری» و «چانهزنی» بپردازد و چه عالی میشود که ساختن روابط در این سطح را یاد بگیرم و به کار ببرم.
احساس میکنم با رفتن به سمت بینیازی مالی در سالهای آینده، تنها موردی که باید برایش هزینه کنم، «روابط کاری با مدیران عامل سایر شرکتها» باشد و اصلا یکی از اهداف ورود به سازمان مدیریت صنعتی هم همین بود.