گزارش ماهانه دی ماه

به سبک و سیاقی که از ابتدای سال ۱۴۰۱ شروع کرده‌ام گزارش توسعه فردی مهرماه ۱۴۰۲ را اینجا می‌نویسم. برای دسترسی به گزارش‌های ماه‌های پیشین و همچنین هدف گذاری سالانه این صفحه را ملاحظه بفرمایید:

شکستن خط منفی

با ادبیات بورس‌بازها، به نظر می‌رسد دی ماه ماهی بود که بالاخره خط نزولی رو به پایین در زندگی من شروع به شکستن کرد و از دی ماه به بعد کم‌کم وارد شرایط تثبیت شدم.

با تجربه ناموفق و تلخ آگریتال و اطمینان از این که دیگر نمی‌توانم با این شرایط کنار بیایم، وارد دی ماه شدم.

به پیشنهاد رفیق شفیقی، تصمیم گرفتم فعلا به سمت مشاغل اجرایی نروم (در واقع تا زمانی که شش ماه حقوقم را در پس‌اندازم نداشته باشم)

بنابراین به عنوان مشاور مدیر عامل در یک هلدینگ سرمایه‌گذاری بزرگ مشغول به کار شدم و به تعبیر استاد ارجمندم «سعید یگانه» عزیز که مدت‌هاست حسرت دیدارش را دارم، به عنوان شخصی که کنار راننده نشسته و «نقطه کور» ندیده‌ را به راننده گوشزد می‌کند، به مدیران عامل شرکت‌های زیر مجموعه هلدینگ به عنوان مشاور در حوزه فین‌تک مشاوره می‌دهم.

برای کارآفرینی هم تصمیم قطعی «رها کردن» در شرایط اقتصادی فعلی را دارم، اما چون یار رشد مدت‌هاست در حال حرکت است، و تا امروز هم هزینه‌های زیادی برایش شده‌است، و نیز خالی بودن فضای آموزش در حوزه محتوا باعث می‌شود نتوانم یار رشد را همینطوری رها کنم، مجبورم هم‌چنان پروژه بگیرم و به یار رشد تزریق کنم تا جایی که به نقطه سر به سر برسد.

اما همچنان می‌توانم خوشحال باشم که از این ماه دوباره روی ریل «بدون بدهی» و «پس‌انداز» قرار می‌گیرم و دیگر لازم نیست به سمت بدهی و قرض حرکت کنم.

به بیان کوچه بازاری، از این ماه چاله‌های زندگی من کم‌کم پر می‌شوند.

دوره مدیریت اجرایی EMBA و سازمان مدیریت صنعتی

بسیار خوشحالم که این دوره را انتخاب کرده‌ام.

دروس با «کیس استادی» و درست طبق استانداردهایی که برای گذراندن دوره MBA مدنظرم بود پیش می‌روند: بحث و تبادل نظر کلاسی روی کیس‌های استاندارد همان نخ تسبیحی بود که قرار بود دانسته‌ها و تجربه‌های پراکنده مرا به هم وصل کند.

از آن بیشتر خوشحالم که بیشتر همکلاسی‌ها در مشاغل مدیریتی «صنعت» هستند و دیدی که از تبادل نظر با صنعت‌گران در صنایع خودرو، مواد آرایشی و بهداشتی، سرامیک و تولید کنندگان صنعتی به دست می‌آید، برای من بسیار ارزشمند است.

در هفته گذشته کیس Zappos دقیقا پاسخ سؤال من در مورد برنامه‌ریزی استراتژیک یکی از شرکت‌های زیر مجموعه بود که مدت‌های مدیدی ذهنم را مشغول خودش نگه داشته بود.

به هر صورت حضور در یک فرآیند سیستماتیک آموزش جذاب است.

(از امروز که در حال نوشتن این مقاله هستم تلاش می‌کنم تمام مطالب، کتاب‌ها، جزوه‌ها و اسلایدها را در بخشی از آرشیو Notion خودم بیاورم که بعدها هم برای شما شاید قابل استفاده باشد؛ البته دقت کنید که برای ورود به نوشن باید از یک فیل‌کش استفاده کنید؛ متأسفانه هم‌چنان اسیر و درگیر تحریم داخلی و خارجی چندلایه هستیم.)

برنامه کتابخوانی دی ماه

دی ماه را بیشتر روی روتین کتابخوانی برای دروس دانشگاهی و نیز ادامه دادن داستانی پیش از خواب و داستان معرفت فردی استیون کاوی گذراندم.

در واقع غیر از زمان کتابخوانی برای رشته دانشگاهی دو کتاب همراه و همسر من شدند:

  • کافکا در کرانه (برای شب و پیش از خواب خوانی)
  • هفت عادت مردمان مؤثر که جدا دوست ندارم تمامش کنم.
  • تورق «تاریخ پنج هزار ساله بدهی» برای مواردی که در کارم نیازمند داشتن دیدی عمیق به دنیای مالی باشم.

روتین زندگی

کار منظم باعث شده‌است که بتوانم دوباره روتین دقیق و منظمی را اجرا کنم. به این نتیجه رسیده‌ام که به هر صورت زندگی من نیازمند درگیری با یک روتین منظم است و تا زمانی که کارم منظم و «کارمندی‌طور» به معنای ساعت کاری مشخص و خارج از خانه نباشد، به ندرت می‌توانم روی توسعه فردی وقت بگذارم و هنوز باید با همین رویه پیش بروم تا مشخصا بتوانم در روتین درستی پیش بروم.

در مجموع «شروع» رضایت بخشی دوباره به زندگی پس از چند ماه آوارگی بود و از این منظر از دی ماه راضی‌ هستم.

اکنون می‌توانم با سرعت بیشتری به سمت اهداف باقیمانده سال از جمله «نگارش کتاب اقتصاد محتوا» همت و زمان بگذارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *