میان پرده

در تقدیر از دوستان

در راز تقدیر

تقدیر نکردن از محبت، برای من به اندازه نادیده گرفتن و نفهمیدنش سخت است.

روزی که متمم امکان دیدن «کسانی که به شما بیشترین امتیاز را داده اند را فراهم کرد» متوجه شدم برخی از دوستان به من لطف بیش از اندازه داشته اند.

حمایت و پیغام ها و لطف بی شمار و بی کران آن ها باعث شد یادم بیاید که تا چه اندازه برای تقدیر کردن از آن ها ناتوان بوده ام و تا چه اندازه برای تقدیر کردن، مدیون آن ها هستم.

این دوستان، طلیعه محبتی هستند که میشود از راه دور، بدون شناختن کامل کسی (هر چند وبلاگ نویسی تمامی درون انسان را چنان رو می کند که در جمع دوستان حس میکنی سال های سال است که آن ها را می شناسی) با این درجه و صمیمیت شاهدش باشیم.

این ها ستاره های زندگی من هستند. ستاره هایی که در عصر شبیه بودن همه مان روی کاغذهای مُهر خورده، هنوز هم میتوان از رفتار و نوشته هایشان بوی «تمایز» شنید.

به ترتیب

برای طاهره عزیز که همیشه به من و سایت و نوشته هایم در متمم لطف داشته است. طاهره جان سه جلد کتاب از داوکینز به زبان اصلی دارم که بعد از خواندن، یک به یک برایت ارسال کنم. اولین کتابی که در شرف اتمام است، The Selfish Gene است و کتاب های بعدی شامل The Blind Watchmaker و Climbing the Mount improbable خواهند بود.

در مدت زمان کوتاهی پس از اتمام، بلافاصله با دست خطی در ابتدایشان برایت خواهم فرستاد. تنها خواهشم مثل همیشه، در ارسال کتاب به دیگران این است که لطفا پس از خواندن کتاب ها، «دست نوشته ای» به ابتدای کتب اضافه کرده و آن ها را دوباره برای دوست بعدی به سفر بفرستید. بگذارید مسیر آگاهی و کتاب خوانی همواره چراغی روشن داشته باشد.

برای گروه متمم عزیز.

که احتمالا «سمیه تاجدینی» بزرگوار و «شادی قلی پور» گرامی باشند، دو کتاب در نظر دارم. (کتاب محمدرضا البته جداست و در همایش تقدیمش میکنم: هدف ادبیات ماکسیم گورکی با دست نوشته من در ابتدایش مختص معلمی است که اگرچه دیر یافتمش، اما تأثیر بزرگ و عمیقی بر من گذاشت) کتاب The Great Expectations از چارلز دیکنز (پرفروش ترین رمان در کل بریتانیا) و کتاب عصیانگر از آلبرکامو که از فؤاد گرامی به دستم رسیده است برای این عزیزان ارسال خواهد شد.

هر چند میدانم این دو بزرگوار آن قدر با کتاب و کتاب خوانی صمیمی هستند که کتاب های اهدایی مرا احتمالا خوانده باشند.

برای رحیمه سودمند بزرگوار که همواره کامنت ها و نوشته ها و شعرها و مخصوصا انتخاب تصاویرش برای من جذاب، گیج کننده و در عین حال بسیار آموزنده است؛ با توجه به علاقه ای که به فلسفه و سورن کیرکگارد دارد، کتاب هایی از جنس فلسفه و با بوی هرمنوتیک ارسال خواهم کرد.

رحیمه جان، اگر علاقه به خواندن متن انگلیسی از گادامر داشتی، کتاب «هرمنوتیک فلسفی» را همین الان میتوانم به صورت PDF برایت ارسال کنم، در غیر این صورت، اندکی صبر بایدت تا کتاب های «درآمدی بر فلسفه تاریخ» و «تاریخ چیست» را برایت ارسال کنم. (در حال خواندنشان هستم و باید تمامشان کنم.)

برای سکینه شفیعی نژاد گرامی که گرچه وبلاگ نمی نویسد، اما کامنت هایش در متمم هر کدام یک وبلاگ و فلسفه و عقیده خالص است. کتابی که برای شما در نظر گرفته ام، «مراحل، عوامل و موانع رشد سیاسی» ترجمه عزت الله فولادوند است.

این کتاب را در مسیر یافتن و آموزش «توسعه پایدار» خوانده ام و فکر میکنم بتواند سؤال های خوبی برای پرسیدن ایجاد کند.

برای مژگان پیوندی عزیز که هم چنان منتظر وبلاگ او هستم. مژگان عزیز، برای تو نسخه انگلیسی کتاب The Social Contract اثر جاویدان ژان ژاک روسو را در نظر دارم. اساسا اما هنوز مشغول خواندنش هستم و احتمالا تا آخر زمستان برایت ارسال کنم.

میخواهم به این وسیله فقط ابراز تشکر کوچکی از حمایت هایت در متمم و نظرات سازنده ات در وبلاگم داشته باشم.

برای شهرزاد بزرگوار که شاگرد اول متمم هم هست و کلی بر گردن من و وبلاگ قبلی و تأثیر بر نوشته هایم حق دارد.

شهرزاد جان، برای شما کتاب On Sovereignty از Bodin را در نظر گرفته ام. این کتاب در مورد Common Wealth و به زبان انگلیسی است و یکی از اساسی ترین مبانی تعریفی اقتصاد غربی به شمار می رود. امیدوارم که با خواندنش بتوانی بین آنچه در مورد اقتصاد بریتانیا و برکسیت برایت نوشتم، درک عمیق تر و پیوند ناگسستنی تری برقرار کنی. هر چند میدانم دانش و بینش تو آن قدر عمیق هست که نیازی به بودین نداشته باشی.

برای داود شاکری عزیز که هم چنان مشتاق سفر به مشهد و دیدن وی هستم کتاب The Seven Habits of Highly effective people را در نظر دارم. این کتاب هم به زبان اصلی است و البته نیاز به معرفی ندارد.

داوود جان امیدوارم این کتاب را نخوانده باشی، البته شاید هم به «فارسی» خوانده باشی.

من برایت نسخه انگلیسی و زبان اصلی اش را در نظر دارم. احتمالا کتاب را تا آخر زمستان برایت پست میکنم. هم چنان اما مشتاق خواندن نوشته ها و معرفی فیلم هایت هستم، هر چند بیشتر وقت ها خواننده خاموش وبلاگت باشم.

برای نریمان دُر افشان که او هم وبلاگی ندارد (یا شاید دارد و من نمیدانم) تا بتوانم با نوشته هایش آشنا شوم، کتاب هنر سیر و سفر آلن دوباتن را در نظر گرفته ام. دوست متممی که با این همه لطفی که به من داشته است، هنوز سعادت دیدار و گفتگو با وی حاصل نشده است. به هر صورت آن کتاب را برای این دوست عزیز خواهم فرستاد.

برای مهشید محمدی گرامی که از جمله دوستان بدون وبلاگ و حامیان خاموش کامنت های من بوده است، کتاب «یادداشت های یک دیوانه» را در نظر دارم.

این اثر از نیکلای گوگول است که البته اسم و تخصص مرا قبل از من به سرقت رفته است. هر چند صد و اندی سال پیش از تشکیل نخستین مولکول های وجود من، استاد و سلطان بنامنازع جهان داستان پردازی روسیه بوده است.

برای مرضیه مصلی نژاد عزیز که وی را هم صرفا از چند کامنت و حل تمرین در متمم تا حد بسیار ناآشنایی می شناسم، کتاب «مردگان زر خرید» نیکلای گوگول را ارسال میکنم. امیدوارم از خواندن این داستان لذتی را ببرد که من همیشه می برده ام.

همه این عزیزان و همه شما دوستانی که بی وقفه و با لطف خودتان، باعث دلگرمی من در نوشتن می شوید را می ستایم، عمیق ترین و والاترین تشکرها و تقدیرهایم را برایتان ارسال میکنم و مشتاقانه منتظر دیدار تک تک شما به هر بهانه ای، در هر کجایی که باشد، هستم.


ارغوان

پنجه خونین زمین

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره باز سحر غلغله می آغازند

جان گلرنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

14 دیدگاه برای “میان پرده

  1. درود بر یاور عزیز دوست بسیار خوب و مهربان متممی
    زمانی که کامنت پر از مهرت را خواندم لب ساحل بودم و نظاره گر غروب زیبای خورشید و غرق تفکر در خودم و مسیر زندگی ام و آشنایی ام با متمم و دوستان عزیز متممی . با موبایلم لینک مطلب جدیدت را دریافت کردم و مثل همیشه کنجکاو به اینکه چه نکات مهم و مفیدی در نوشته های یاور عزیز وجود دارد . یاوری که اولین بار وقتی وبلاگش را خواندم به مدت چندین دقیقه فقط محو نوشته اش در باره لغت دیوانه و معرفی خودش بودم . کلمه ی دیوانه به زعم خودش ولی هزاران بار عاقل تر از هر عاقلی . شاید از نگاه دیگران ‌َ ظاهر وبلاگش ( قدیمی) هر خواننده ای را جذب نکند ولی نوشته های زیبا و عمیقش من را مجذوب خودش کرده بود و ساعت ها ذهنم درگیر نوشته ها ی این دوست عزیز و مدل ذهنیش بود . نوشته هایی که گاها توان ذهنیم از درک عمیق ان عاجز بود.
    وقتی شروع به خواندن کامنت کردم و نام کوچکم را در میان نوشته هایت دیدم شعف و خوشحالی وجودم را فرا گرفت و لذتی وصف نشدنی از دریافت این همه انرژی مثبت .
    یاور عزیز؛ داشتن دوستانی چون تو برای من نعمت بزرگ و ارزشمندی است که کلامم قادر به توصیف آن نخواهد بود . بارها خاطر نشان کرده ام آشنایی با متمم و دوستانی چون شما بهترین و زیباترین و ارزشمندترین اتقاق زندگی ام بوده و هست و نکات گرانبهایی که شما دوستان به من آموخته اید در مقابل کلمه آموزنده بود بسیار بسیار ناچیز است . نمیتوانم خوشحالیم را از دریافت بهترین هدیه ی زندگی ام بیان کنم و سپاسگزارم بابت مهربانیت و بیشتر از آن خوشحال خواهم شد که بتوانم جبرانی بابت این همه لطف و مهربانی انجام دهم . پس یاریم کن تا بدانم انچه را که شادمانت خواهد کرد .
    با سپاس فراوان
    مژگان

    1. همین که شما دوستان عزیز نوشته های مرا میخوانید، بزرگترین لطف شما به من است. تنها درخواستی که دارم مثل همیشه این است که بعد از خواندن کتاب دست نوشته ای به ابتدایش بیفزایید و در چرخه ارسال کتاب برای متممی ها ارسالش دارید تا همیشه چراغ کتابخوان ها روشن بماند.

      همین.
      با مهر
      یاور

  2. یاور جان در این لحظاتی که این نوشته را خواندم شاید بهترین لحظه های عمرم بود باید اعتراف کنم دوستی اینچنینی را در هیچ جای دیگر نمیتوانم پیداکنم. در زمانه نایابی دوستی ها زمانه ای که همخونی و برادری حتی دیگر معنا ندارد اما ما داریم به همه چیز معنا میدهیم. اینروزها بیشترخوشحالم از بودن و اینجا بودن و با شما بودن

  3. ياور عزيز ، نوشته ات زمينه اى شد تا به اين فكر كنم كه داشتن يك خانواده ى معنوى ، چقدر مى تواند لذت بخش باشد . واقعا بودن در كنار كسانى كه تو را مى فهمند و تو هم آن را درك مى كنى از آن قِسم نعمت هايى است كه نصيب من شده و از اين بابت خوشحالم .
    ولى ياور عزيز به همان ميزان كه تو به روحيات و علايق دوستانت آشنايى و قادر هستى پيش بينى كنى كه به چه كتابى علاقمندند ، من اين توانايى را ندارم كه حتى به طور نسبى در مورد كتابى براى تو تصميم بگيرم و چون دوست دارم كه من هم كتابى برايت بفرستم بنابراين بهم بگو به چه كتابى علاقمندى .
    و مطلب ديگه اين كه من فقط مديكال ترمينولوژى ام قوى است به همين خاطر فكر مى كنم اگر زمانى خواستى زحمت اين كار رو تقبل كنى نسخه ى فارسى هر كتابى كه صلاح ديدى رو برام در نظر بگير . البته اول از همه به پاراگراف قبل عمل كن :))

    1. رحیمه جان
      فهم تو از فلسفه اگزیستانسیالیسم برای من همیشه کلاس درس بوده است. آن قدری که من در این زمینه ادعا داشته ام و نمی فهمیدم، همیشه پاسخ سؤالاتم را در نوشته های تو یافته ام.
      کتاب هرمنوتیک فلسفی گادامر اساسا در زمان ترجمه به انگلیسی آن جذابیت اصلی اش را از دست داده است و فکر میکنم اگر دوباره به فارسی بازگردد، به طور کامل نابود گردد.
      برای من هر کتابی که بفرستی، “هر چه از دوست رسد نیکوست”
      بنابراین چاره ای نیست که دو کتاب در مورد «ذهن و فلسفه تاریخ» برایت ارسال کنم. اولی تاریخ چیست E.H.Carr و دومی «درآمدی بر فلسفه تاریخ» مایکل استنفورد.

      امیدوارم آن لذتی را که من از مطالعه شان برده ام نصیب تو هم بشود.
      با مهر
      یاور

  4. سلام آقای یاور عزیز
    خوندن این مطلب حس خوبی داشت.
    من ساعتی رو قبل از خواب، به خوندن تمرینهای دوستان متممی اختصاص میدم و استفاده میکنم و یادمیگیرم.
    به شما هم یک تشکر به خاطر مطالب یادگیری زیان که برای ایمان مینوشتید، بدهکارم.
    اون سری مطالب آموخته های زیادی برای من داشت.
    اما شاید شاید اون گروه متمم من نباشم و یکی دیگه از همکارهای من مثلا خانم زارع باشند.
    البته شما کتاب من رو کنار بزار 🙂
    خوشبختانه هم هیچ کدوم از این دو کتاب رو نخوندم
    اولین بار هست که از اینکه کتابی رو نخوندم، ابراز خوشحالی میکنم.
    اینم بگه که شمارش معکوس من برای رسیدن ۲۶ مرداد و دیدن شما عزیزان شروع شده .
    ارادتمند شما
    سمیه تاجدینی

    1. یکی از بزرگترین و فراموش نشدنی ترین لحظات زندگی این است که بخش نظرات وبلاگت را باز کنی و ببینی مدیر گروه متمم به وبلاگت افتخار داده است و برایت پیغام گذاشته است.

      سمیه عزیز. خوشحالی اصلی مال من است که نوشته هایم توسط شما خوانده می شوند. در مورد همایش هم البته باید بگویم که اگر خواستی دنبال من بگردی، من آخرین آخرین صندلی در سالن یا احتمالا پشت در هستم. آن جلوها جای بزرگترهاست و توان ذهنی و سن و داشته های من اجازه نخواهند داد نزدیک و همراه با شما در آن ردیف های جلو بنشینم. آن ردیف ها مخصوص اساتید و بزرگان و معلم هاست و من همیشه شاگرد این مکتب بودم و هستم. پس آخرین آخرین صندلی آخرین ردیف، جایی است که کتاب های شما را به دستتان خواهم رسانید.

      با مهر و سپاس
      یاور

      1. شما بزرگوارید. با این اوصاف من که اصلا جایی ندارم. روال سالهای پیش هم این بود که جا به من نمیرسید 🙂
        البته برای من فضای سالن همه جاش حس و حال خوب داره.

        تو ساعت استراحت بین برنامه ها، حتما خدمت شما و دیگر دوستان میرسم و از نزدیک میبینمتون.

  5. سلام یاور عزیز
    با لبخندی که تمام وجودم رو سرشار کرده، دارم این کامنت رو برات می‌نویسم.
    به خاطر اون سه جلد کتابی که قراره از دوست خوبی مثل تو هدیه بگیرم، دارم ذوق زده می‌شم. امیدوارم تا روز گردهمایی کتاب selfish gene رو تموم کنی و برام بیاریش ؛)
    بعد مطمئن باش که با لذت زائد الوصفی می‌شینم و اون کتاب رو می‌خونم.
    راستش من از ایده‌ی زنجیره‌ی کتاب خیلی خوشم اومده. خوشحال می‌شم من هم به عنوان یک حلقه سهم کوچکی در این زنجیره داشته باشم تا کتاب‌های ناب و ارزشمند این چنینی، توسط دوستان متممی دست به دست بشه و خونده بشه.

  6. سلام دوست متممی بامحبت، یاور عزیز.

    بی‌اندازه از این ابراز لطف خوشحال شدم. این مهر و محبت و نوازش مثبت، نسبت به من و بقیه‌ی دوستان، نشان‌دهنده‌ی مهربانی و سخاوتی هست که در ضمیر تو وجود داره. و من چقدر سعادتمند هستم که دوستان این چنین با محبتی سر راهم قرار گرفته.

    من به نوبه‌ی خودم همیشه از تو و سایر دوستان متممی آموختم و گاهی با یه جمله‌ از شما حالِ دلم خوب و دگرگون شده. پس ارزش این اثرگذاری برای من بیش از یک امتیاز “آموزنده بود” هست.

    در رابطه با هدیه هم، بی‌نهایت ممنونم. مطمئنا “یادداشت‌های یک دیوانه” برای من ارزشمند و ناب هست. چرا که من هم به بیت “آزمودم عقلِ دوراندیش را / بعد از این دیوانه سازم خویش را” ارادت ویژه‌ای دارم. احساس می‌کنم بعضی از اعضای متمم به نوعی ردی از این دیوانگیِ دوست‌داشتنی رو داشته باشند.

    هفته‌ی پیش چندین مرتبه قصد کردم که در رابطه با فلسفه‌ی “لذت بردن از رنج” که این روزها خوره‌ی جانم شده، سوال بپرسم ولی هربار به خودم نهیب زدم که نه. تصمیم گرفتم اول کتابهایی رو که در “چگونه آموخته‌هایت را با زندگی تطبیق داده‌ای” معرفی کردی، بخونم. شاید به جواب برسم.
    اگر مسیر بهتر و کاراتری برای درکش داشتی، مشتاقانه استقبال می‌کنم.

    سبز باشی و برقرار.

    1. از ابراز لطف شما بی نهایت ممنونم.

      اگر برایم بنویسی در چه موردی میتوانم برایت بنویسم، خب قطعا آن را در لیست نوشتنی هایم قرار می دهم و برایت می نویسم.
      در مراجعه به من همواره دوست دارم این بیت یادت باشد:

      «هیچ آداب و ترتیبی مجوی
      هر چه میخواهد دل تنگت بگوی»

      با مهر و سپاس
      یاور

  7. دوست خوب و عزیزم، یاور.
    ممنونم بخاطر لطفت و این پست زیبایی که نوشتی.

    یاور عزیز. ما باید از تو ممنون و قدردان باشیم که هستی و با نوشته های خوب و آموزنده و پر مایه ای که همیشه ذهن و تفکری روشن و عمیق پشتش هست، ما رو بهره مند میکنی.
    مطمئناً برای امتیازهایی که گرفتی، این خودت بودی، که لایق و سزاوار و شایسته شون بودی.

    راستش رو بخواهی من برای امتیاز دادن توی متمم – بدون توجه به نام و شهرت نویسنده ی کامنت – یه مقدار سخت گیرم و هر چی میگذره سخت گیرتر هم میشم. (که البته امیدوارم بتونم بیشتر فرصت کنم و وقت بذارم برای خوندن و امتیاز دادن به کامنتهای دوستان)
    چون دلم میخواد کامنت های بهتر و آموزنده تر و خالص تر و عمیق تر و دقیق تر و مرتبط تر، بتونن از بقیه بیشتر متمایز بشن و بیشتر بدرخشن، و دیگران هم بتونن برای بهتر شدن، بیشتر تلاش کنن.

    بخاطر کتابی هم که برام در نظر گرفتی و قراره بهم هدیه بدی، بسیار خوشحالم کردی و بیصبرانه منتظرم تا این هدیه ارزشمند رو از یکی از ارزشمندترین دوستان متممی خودم دریافت کنم و در گنجینه ی ناب ترین هدایای زندگیم قرار بدم و با خوندنش بیشتر بیاموزم.
    باز هم ازت ممنونم و بخاطرِ داشتنِ دوست خوبی مثل تو، به خودم می بالم و بهترینهای زندگی رو برات آرزو میکنم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهارده + دو =