متن سنگ قبر من چگونه باید باشد؟
در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم
با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن
اگر همین امروز این سؤال را از خودم بپرسم، اگر فرض کنم که زندگی من با پایان گرفتن این نوشته غروب می کند، روی سنگ قبرم چه می نویسم؟
اگر زندگی فقط فاصله بین علائم زیر باشد، آن وقت چگونه زیستنم را در یک پاراگراف باید خلاصه کنم؟
۱۳۶۵ / / ۱؟….
برای آن فاصله بینابینی
متن سنگ قبر من
اینجا شخصی آرمیده است که در تمام طول زندگی اش
تلاش کرد که دانسته هایش را به دیده تردید بنگرد.
تلاش کرد روندهای عادی زندگی را آن طوری که معنا دارند، زندگی کند.
اینجا شخصی آرمیده است که بالای در خانه اش نوشت: مجنون.
اینجا شخصی آرمیده است که در مکتب مجنونین عالم نتوانست “خمش” باشد.
اینجا شخصی آرمیده است که حس کردن و زندگی کردن در لحظه را
با علم به این که شاید آخرین فرصتش باشد، درک کرد.
اینجا شخصی آرمیده است که در زندگی همواره حس می کرد
می تواند همین اکنون با مرگ روبرو شود.
اینجا شخصی آرمیده است که تا توانست با چکش نقد به جان افکار خودش افتاد.
اینجا شخصی آرمیده است که کوشید هر فرصتی را آخرین فرصت ممکن ببیند.
اینجا خانه ابدی یک «دیوانه» است. آن که می دانست عاقل نامیدن خویش
یک اشتباه و یک خیانت بزرگ به بشریت است.
یک چند به کودکی به استاد شدیم
یک چند ز استادی خود شاد شدیم
پایان سخن شنو که ما را چه رسید
چون آب برآمدیم و بر باد شدیم

