یاور مشیرفر | یادداشت‌هایی از دل کسب و کار

گزارش توسعه فردی اسفند ماه + گزارش سالانه ۱۴۰۳

به سبک و سیاقی که از ابتدای ۱۴۰۰ شروع کرده‌ام، گزارش توسعه مهارتی فروردین ماه را اینجا می‌نویسم. برای دسترسی به گزارش‌های پیشین و هدف‌گذاری‌ها همواره می‌توانید به این صفحه مراجعه کنید:

اسفند ماه ماه ثبیت در کسب و کار جدید و تجربه‌های زیادی بود.

سیستم بازرگانی

در اسفند ماه بالاخره سیستم کامل «بازرگانی خرما» را چیدم و آن را با بیزنس مدل سیستمی که دوست دارم کار کند همراه و همگن کردیم.

در این مدل ما پنج مسئله مهم در پیش رو داشتیم:

برای حل این مسئله اصلی، از خدمات دوستانمان در «توسعه تجارت الکترونیک الفت» استفاده خواهیم‌کرد.

بیزنس مدل

بیزنس مدل ما در این کار ترکیبی از مدل Bundling، فروش مستقیم و حرکت به سمت Marketplace و SCF as a Service برای بازارگاه خرما و تأمین کنندگان و تجار آن است. در این ترکیب بحث «پایداری بیزنس مدل» برایمان بسیار مهم بود.

مشتریان و سگمنت‌بندی کلی ما در این مدل مبتنی بر دو کاراکتر ویژه بسیار خاص بود که اولی نسل X و مصرف‌کننده عادی خرماست و دومی نسل Y است که به دنبال حذف قند و سبک زندگی سالم است (این دومی را بعدا هم می‌توان برای سایر بخش‌های بازرگانی نظیر کفش ورزشی، لباس ورزشی و امثالهم هم به کار گرفت.)

در واقع تمام درگیری ذهنی من غیر از کمردرد و فیزیوتراپی و بحث سلامت در اسفندماه به همین مسئله گذشت و نتوانستم حتی یک ورق کتاب هم بخوانم.

متوجه شده‌ام که دیسک کمر و درد سیاتیک من از نوعی است که با خوابیدن و یکجا نشستن بدتر هم می‌شود. آفت دیگری که با یکجا نشستن حاصل می‌شد افزایش ساعت Screen Time بود که باید برای سال آینده برای آن‌هم فکری کنم.

گزارش سالانه ۱۴۰۳

اما برسیم به مهم‌ترین بخش گزارش و آن هم مرور سالانه اهداف و میزان رسیدن به آن‌هاست.

ابتدای سال قرار بود این کارها را انجام بدهم:

بیشتر مطالعات من در سال ۱۴۰۳ به سمت «مالی و اقتصادی» رفتند، و موفق شدم چند کتاب در این زمینه «نصفه و نیمه» هم که شده مطالعه کنم.

تقریبا از اول اردیبهشت که بیکار شدم و حقوق فروردینم را ندادند تا آخر خرداد که مجدد جایی کار گیر بیاورم، اوضاع مالی‌ام چنان به هم ریخت که نتوانم روی چیزی تمرکز کنم.

از طرفی هزینه‌های یار رشد (که با پول سرمایه‌گذار تأمین می‌شد) اما درآمد خاصی به همراه نداشت و از طرفی درد کمر و سیاتیک و هزینه گزاف درمان که باعث می‌شد اساسا سمت درمان هم نروم، باعث شدند بیشتر از همیشه به زمین چسبیده، سر در گوشی فرو ببرم و برای جذب و استخدام به همه‌کس رو بزنم.

مصاحبه‌های زیادی هم رفتم و بالاخره جایی پذیرفته شدم (تیر ماه) و بعدها در آن شغل «که نامناسبش بودم» و شاید جز در شرایط اضطرار آن را نمی‌پذیرفتم، خودش به اضطراب و دردهایم افزود.

بالاخره از جایی زندگی بهتر شد و آن هم شهریور ماه بود که با یاد گرفتن بحث ZBB و مدل مالی، توانستم پس‎‌اندازی کنم و حسابی دارایی بخرم، به طوری که تا آخرین لحظات سال ۱۴۰۳، سودی که از خرید این دارایی‌ها داشتم، هزینه‌های عمده مرا پوشش داد.

کتاب‌هایی که خواندم یا تورق کردم

به این ترتیب تقریبا هیچ‌بخشی از هدف‌گذاری ابتدای سال تقریبا محقق نشد و جز آمدن فیبی به زندگی من و همچنین ثبت نام و نشستن در کلاس DBA مدیریت مالی و همچنین حل مسئله بازرگانی خرما و فیت کردن بیزنس مدل، سالی جز درد و رنج و آزردگی نداشتم.

به هر صورت باز برای سال جدید باید فکر کنم و ببینم چه کاری از دستم بر‌می‌آید و باید چه کنم.

تغییر بزرگ من، آمدن از فضای آکادمی به کف بازار و همصحبتی با این قشر بود و در من چیزی کشف نشده را زنده کرد و آن توانایی صحبت با هر فردی به زبان خودش بود. این شاید بزرگ‌ترین دستاوردی بود که داشتم.

احتمالا سال آینده بیشترین تمرکز روی آزمایش پازل بیزنس مدل خرما و چیدن زندگی حول آن باشد، زندگی در معنای پس‌انداز، تشکیل خانواده، خرید خودرو و خرید منزل و آماده شدن برای مهاجرت بزرگ به سمت کلاس‌ اقتصادی و زندگی «سرمایه‌داری» باشد.

خروج از نسخه موبایل