برای ما همواره انتقاد از گذشته راحتترین و دم دستترین کار ممکن بودهاست. تقریبا در تمام مطالعات توسعه بخش بسیار مهمی به «آسیبپذیری» و سخن از «چرا ما توسعه نیافتهایم» گذشته است و خود من هم در نوشتن این وبلاگ و مطالبی که با برچسب توسعه پیش رفتهاند، از این قاعده مستثنی نبودهام.
چند روز پیش با خودم فکر میکردم به عنوان یک تمرین ذهنی بیایید فرض کنیم ما در دوران صفویه و در «ابرقدرتی» ایران قرار داریم و شرایط ما برای رسیدن به قدرتهای جهانی و قرار گرفتن در زمره قدرتهای بعدی جهان «یکسان» است و فرصتی برایمان فراهم است که به آنها برسیم.
اکنون به عنوان حاکم ایران، و با فرض این که از آینده به گذشته آمدهایم، چه تصمیماتی میگیریم؟ به چه چیزهایی اهمیت میدهیم و چه تغییراتی در سیستم کلان ایجاد میکنیم؟
در پاسخ به این سؤال «Context» فرهنگی ایران را هم در نظر بگیرید و صرفا از روی کشورهای پیشرفته پیش نروید.
این سؤال را با هم جواب بدهیم تا بعد از پاسخ شما، به آن بازگردیم و دوباره تحلیلش کنیم.
از مشارکت شما ممنونم.

