من معمولا سعی می‌کنم خشمگین نشوم. عمدتا سعی می‌کنم صبور باشم و منتظر بمانم برای دیدن چیزهایی که شاید در نگاه اول به چشم نمی‌آیند. اما معمولا به علتی که هنوز فرصت کار روی آن را نیافته‌ام، این حجم از نگفتن و صبر کردن انباشته می‌شود و جایی فوارن می‌کند. که جایی هم که نباید اصولا فوارن می‌کند. همانند تکه‌های خرد شده‌ای از یک آیینه بزرگ که وقتی روی هم انباشته می‌شوند، تصویرشان هم هزاران… ادامه مطلب »