دو راهی زندگی در گفتگو با شیما
| |

چالش‌های مسیر انتخاب توسعه فردی در گفتگو با شیما

شیما رکاب‌دار، از دوستان «چهارشنبه نامه ایمیلی» من، اخیرا در پاسخ به یکی از ایمیل‌های هفتگی سؤالی پرسیده بود که احساس کردم باید برایش یک مطلب بلند وبلاگی بنویسم.

این مطلب شاید پاسخ به پرسش شما هم باشد.

قبل از خواندن تأکید می‌کنم که کلیه مطالب این نوشته در همه بخش‌های آن صرفا بیانگر نظرات، تجربیات، آموخته‌ها و زندگی منحصر به فرد نویسنده‌اش می‌باشد.

بنابراین این مطلب «سراسر سوگیری تجربی و شخصی» در بر دارد و سراسر متن ممکن است ارجاعات نادرست و استدلال‌های کم‌اثر داشته باشد.

شما با توجه به سبک زندگی و نوع خاص بودن و زیستن خودتان، آن را صرفا یک تجربه بنگرید و نه چیز بیشتری؛ نه راهنمای عمیق و دقیقی که ادعای آن را هم در این نوشته نخواهم داشت.

سردرگمی در مسیر انتخاب : دو راهی زندگی

ابتدا صحبت‌های شیما را بخوانیم

دو راهی زندگی


سلام پر مهر به یاور عزیز

من بعد از سه سال کار تو حوزه محتوانویسی و آشنایی به سئو، حال دنبال آن هستم که تو حوزه دیجیتال مارکتینگ مهارت جدیدی رو یاد بگیرم تا حرفی برای گفتن داشته باشم. وقتی وارد این حوزه شدم قصدم مدیر محتوا شدن بود اما حالا می‌بینم دارم درجا می‌زنم و برای کسب درآمد بیشتر و تجربه‌های قشنگ‌تر باید پامو از حوزه امنم فراتر بذارم و ریسک‌های جدید بکنم.

با چالش‌های زیادی رو‌به‌رو شدم و نمی‌دونم کدوم رو انتخاب کنم که در ادامه بهشون اشاره می‌کنم:

۱.دوره‌های MBA یا DBA

۲.دوره‌های یوایکس رایتینگ

۳.کارشناسی محصول یا مدیریت محصول «تو کاله جای پیشرفت و قرار گرفتن تو این پوزیشن وجود داره»

۴. ایده‌پردازی و سناریو‌نویسی

در خصوص مورد چهارم باید بگم عنوان دقیق‌ش رو نمی‌دونم چیه و باید به دنبال چه باشم اما متوجه شدم دوست دارم سرچ و تحقیقم رو بیشتر کنم و نظر بدم. به عنوان مثال یکی از دوستانم که ون مسافرتی شخصی داره و فیلم یوتیوب می‌ذاره ازم کمک خواست تا بهش بگم مرحله به مرحله چکار کنه.

من که کمی سرچ کردم دیدم ایده‌های جالبی دارم بهش می‌دهم و اون هم داره استفاده می‌کنه و جواب می‌گیره. نمی‌دونم اسمش سناریو‌نویسی یا ایده‌پردازی، شاید مثل ابریشم و خیلی‌های دیگه خلاقیت تو حوزه کپی‌رایتری و شعارنویسی نداشته باشم اما فهمیدم از این کار خیلی خوشم میاد که ایده بگم و بگم چکار کنن.

نمی‌دونم حالا بعد سه سال باید دنبال چی باشم یاورجان نمی‌خوام تو چیزی درجا بزنم.

با تشکر فراوان از رفیق پر مهر


دو راهی زندگی: دانشگاه یا کار؟

اول به این نکته برسیم که دانشگاه برویم یا کار کنیم؟

من قبلا به این مسئله پرداخته‌ام، اما شاید لازم است برای این نوشته بار دیگر به تعریف مفاهیمش بپردازیم.

اما برسیم به سؤال شیما

در زندگی چه انتخاب‌هایی دارم و چگونه بینشان انتخاب کنم.

مدل تصمیم‌گیری Invert Thinking

چارلی مونگر روشی برای تصمیم‌گیری دارد که از «انتها» به ابتدا می‌رسد. (بیشتر این متد را از ریاضی‌دان آلمانی Jacobi گرفته است)

در این ریک اصل مهم وجود دارد: وارونه کردن مشکل و دیدنش از سمت دیگر. به این معنا که به جای تمرکز روی «موفقیت» روی «عدم شکست» تمرکز می‌کنیم.

روش ذهنی و مدل ذهنی چارلی مونگر

بیا یک بار دیگر مسئله‌ای که تو با آن مواجه هستی را با متد مونگر بازنگری کنیم:

مسیرهای شغلی

۱.دوره‌های MBA یا DBA

۲.دوره‌های یوایکس رایتینگ

۳.کارشناسی محصول یا مدیریت محصول «تو کاله جای پیشرفت و قرار گرفتن تو این پوزیشن وجود داره»

۴. ایده‌پردازی و سناریو‌نویسی

مسیر اول – دوره‌های مدیریتی

اول این که دوره‌های مدیریتی قاعدتا «مسیر شغلی» نیستند، بخشی از فرآیند آموزش و شبکه‌سازی برای مسیر شغلی مشخصی هستند: «مدیریت» که ممکن است در سازمان‌های بزرگ، کوچک، یا نوپا هم رخ بدهد؛ یا صرفا جهت دانش‌افزایی و مهم‌تر از آن ارتباط با مدیران سطح بالای جامعه کاری خودمان واردش بشویم.

اکنون سؤال مهم Inversion اینجاست: «آیا مسیر دانشگاه می‌تواند جلوی شکست مرا بگیرد یا آن را کمتر کند، یا دردش را کمتر کند؟»

برای پاسخ دادن ابتدا بهتر است در نظر بگیریم که در ایران و در عصر کنونی و وضعیت اقتصادی ما، عمدتا امکان پیش‌بینی وجود ندارد.

برای دوستان علاقمند به بحث‌های اقتصادی، این ۵۰ اسلاید از دکتر فرهاد نیلی که در زمستان سال گذشته ارائه شده‌است، می‌تواند تصویر روشنی از سناریوهای اقتصادی و سیاسی پیش رو ارائه کند (شمه‌ای از آن‌ها را در گزارش پایان سال ۱۴۰۱ آورده بودم.)

در واقع اما ممکن است شرکت در دوره‌های MBA و DBA همچنان بتواند فرصت «گسترده‌تری» برای بازار کار و حضور مجدد در آن به ما بدهد.

برای این مسئله نیز «هزینه» تمرکز بالا روی مطالب درسی و مطالعه عمیق مباحث مدیریتی به صورت کامل مورد نیاز است.

پس اگر انتخاب اول را از منظر Inversion تحلیل کنیم، شرکت در دوره‌های مدیریتی یک امتیاز مثبت چندگانه و یک امتیاز منفی به نام دوری از وضعیت کاری و شرایط و فرصت‌های امروزی خواهد داشت.

من به امتیاز مثبت این تصمیم ۵ و به امتیاز منفی آن ۲ می‌دهم.

وضعیت و تصمیمنقاط منفی نقاط مثبتامتیاز
ادامه تحصیل در مدیریتدوری از بازار کار
تمرکز
طیف وسیع فرصت‌های آینده ۳

مسیر دوم – UX Writing

مسیر شغلی میکروکپی نویسی، که اخیرا در ایران با رشد خوبی مواجه شده‌است، نیز مسیر جذابی است. اگر از دیدگاه Inversion به آن بنگریم، بازار کار آن جدی و تقریبا بدیع است و هنوز تا اشباع آن جای خالی بسیار زیادی وجود دارد. نکته اما اینجاست که این مسیر شغلی همیشه نیازمند «کارفرما» است ( من با فریلنسری در حوزه محتوا به جد مخالفت دارم) و این وابستگی به کارفرما نیازمند این است که اینترنت و اقتصاد دیجیتال «همواره» در جریان باشند.

ما جدا هیچ پیش‌بینی از این نداریم که فردا روز اینترنت به صورت سراسری و کامل از صحنه زندگی‌مان حذف می‌شود یا نه. بنابراین بدون داشتن قصد مهاجرت از ایران، دو نکته منفی بزرگ در برابر تصمیم اول این دو هستند.

من به امتیاز مثبت آن ۳ و به امتیاز منفی آن هم ۳ می‌دهم.

با این حساب به جدول بالایی یک سطر دیگر می‌افزاییم:

وضعیت و تصمیمنقاط منفینقاط مثبتامتیاز
ادامه تحصیل در مدیریتدوری از بازار کار
تمرکز
طیف وسیع فرصت‌های آینده۳
میکروکپی نویسینیازمندی به کارفرما
ناپایداری اینترنت
وابستگی به دیگران
بازار نو و بدیع و دست نخورده ۰

مسیر سوم – کارشناسی محصول یا مدیریت محصول در کاله

مسیر شغلی کارشناس یا مدیر محصول در کاله قرار است تو را وارد یک بازار «بزرگ، تخصصی و جاافتاده» کند. البته من هنوز نمی‌دانم بخش محصول در کاله شامل محصول فیزیکی FMCG است یا بخش دیجیتال کاله قرار است تو را به عنوان کارشناس محصول انتخاب کند.

به هر صورت اگر با روش Inversion به این تصمیم بنگریم؛

  • حاشیه امنیت بالا (۳ امتیاز)
  • شبکه‌سازی گسترده در یک صنعت تخصصی (۱ امتیاز)
  • امکان رشد و Career Path خوب (۱ امتیاز)
  • برند کارفرمایی خوب و امکان پیدا کردن راحت تر و بهتر مشاغل بعدی (۲ امتیاز)

و امتیازهای منفی

  • از صفر شروع کردن و دور شدن از فضای کاری امروزی (۱ امتیاز)
  • چالش‌های انسانی کار در سازمان‌های بزرگ و جا افتاده (۱ امتیاز)
  • محدود شدن به تسک‌های بی‌شمار روزمره و کاهش امکان رشد فردی (۱ امتیاز)

و به این جدول یک سطر دیگر می‌افزاییم:

وضعیت و تصمیمنقاط منفینقاط مثبتامتیاز
ادامه تحصیل در مدیریتدوری از بازار کار
تمرکز
طیف وسیع فرصت‌های آینده۳
میکروکپی نویسینیازمندی به کارفرما
ناپایداری اینترنت
وابستگی به دیگران
بازار نو و بدیع و دست نخورده ۰
کارشناسی محصول شروع از صفر
چالش انسانی
محدودیت
حاشیه امنیت بالا
شبکه سازی در یک صنعت تخصصی
امکان رشد و Career Path خوب
۴

مسیر چهارم – ایده‌پردازی و سناریو نویسی

من البته این مسیر را دقیق نمی‌شناسم. اما اگر منظورت از ایده‌پردازی و سناریونویسی، نوشتن سناریو برای سازمان‌ها باشد که همانند مهارت میکروکپی، باید در کار خودت همیشه «نفر اول» باشی تا حاشیه امنیت پایین را با درآمد بالا جبران کنی.

اما اگر منظورت کار هنری و سینمایی باشد، این وضعیت نیز همانند حالت سناریوی سازمانی است، با این تفاوت که در دنیای هنر سناریونویس‌ها و ایده‌پرداز‌های بسیار بزرگی داریم و مسیر رسیدن به قله و درآمدزایی بالا در آن بسیار سخت‌تر است؛ سلیقه متنوع و گسترده و نیز رقابت سخت با افرادی که پیش از تو اینجا بوده‌اند را نیز به این فهرست اضافه کنیم، مسیری است که در بلند مدت ممکن است به درآمد برسد، و ممکن است «نرسد».

با این تفاسیر، از نظر من کار در یک شرکت بزرگ و یک سازمان جاافتاده، برای شخصی که قصد مهاجرت ندارد، مسیر بهتری برای «کاهش بدبختی» و «کمتر شکست خوردن» و «کاهش هزینه‌های شکست» است تا مابقی مسیرها.

امیدوارم که پاسخ سؤالت را داده‌باشم.

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 دیدگاه

  1. چه پست قشنگی.
    با خوندن متن ایمیل شیما، بصورت شهودی با خودم گفتم به نظر میاد گزینه سوم بهتر باشه. اما تفکر ساختاریافته به این شکل رو بلد نبودم، ممنون از این که مطرحش کردید.