درد را از هر طرف که بخوانی…

البته که همواره کذب است و همیشه روایت غالب «ظالم» در این آیینه نقش می‌بندد و اینجا مملکت «قدرت بی‌حد و حصر و بدون مسئولیت‌پذیری» است و هر کسی که در این مملکت دستش به جایی بند شد، حتی اگر یک میلیمتر بالاتر از دیگری ایستاد، قرار است از موضع بالا به پایین و ستمگری و استبداد با دیگران رفتار کند.

چه خون‌ها که در مشروطه ریخته شد و این ممکلت «قانون‌مند» نشد که نشد که نشد.

چه جان‌ها که در خیابان گرفته شد و این مملکت «درست» نشد که نشد که نشد.

چه جان‌های عزیزی که در پشت دیوارهای بسته، در خلوت‌گاه‌ها و فراموشخانه‌ها گرفته خواهند شد و این مملکت هم‌چنان در سکوت و بی‌خبری و امید واهی به آینده‌ای نامعلوم دست و پا خواهد زد.

«گریه برای دردهای کوچک است ابیل جان. برای دردهایی که هنوز مرز کرخت‌شدگی احساسات انسانی را نپیموده‌اند.»

از آن سال‌‎ها و سال‌های دیگر، حمزه فراهتی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.