Erste ragel des Gewerbes: Beschütze deine Anlage چقدر خودت هستی؟ این اصل در واقع «اولین» قانون تجارت نیست: اولین و آخرین قانون زندگی است. از سرمایه ات از داشته ات از عمرت از زندگی ات چقدر حفاظت می کنی؟ چقدرش را روزانه «هدر» می دهی بی آنکه بدانی چرا صرفش کرده ای؟ چقدر «عادت» کرده ای به گذرانیدن لحظه هایت، بی آن که بدانی چرا زنده مانده ای؟ چقدر از سرمایه زندگی ات صرف خودت… ادامه مطلب »
Network Training Event 4 - Azerbaijan از سمت راست به ترتیب لیزبت (فرانسه)، سوزان (بلژیک - استاد راهنمای من) مانوئل (اسپانیا)، آریان(هلند)، یاور(ایران)، آلبرتو(اسپانیا)، ماتئو(ایتالیا)، فرانک (هلند - مدیر پروژه)، کریس(هلند)، دشت بان(آذربایجان)، سیفان(اتیوپی)، همکار دشت بان(آذربایجان)، ریچل و سالمون (بریتانیا و هلند- استادان دوره) دیکشا (نپال)، سئویل (آذربایجان) و سئری (فیجی) نشسته ها به ترتیب از سمت راست: سئرگی(روسیه)، الکس(گرجستان)، سئوینج(آذربایجان)، دشت بان(آذربایجان)، رشّاد(آذربایجان)، سابرینا(هلند)، گلچین(ترکیه)، آنوک (بلژیک "فلیمیش") و آرتور (آفریقای جنوبی) دوره… ادامه مطلب »
برای این که بخواهم از این که چگونه وارد فضای کاری شدم صحبت کنم، باید اندکی زمان را به عقب ببرم. به روزهای کودکی، به روزهایی که از همه آن ها «خاطره» سیاه و سفیدی بیشتر برایم باقی نمانده است. برای من ورود به بازار کار، هرگز آن طوری که انتظارش را داشته ام نبوده است. در بازی پر پیچ و خم زندگی، دوازده یا سیزده ساله بودم که با علاقه و اشتیاق تمام و… ادامه مطلب »
برای دهه هفتادی ها دهه هفتادی هایی که  به تازگی وارد محیط کار شده اند، برای آنان که هنوز «سی سالگی» را تجربه نکرده اند و برای آنان که هم اکنون در دوره طلایی «یادگیری» قرار گرفته اند. درستش این است که هر نسلی به نسل پس از خودش نامه بنویسد. درستش این است که هر نسلی تجربیات و پیچ و خم های زندگیش اش را برای نسل بعدیش نمایان کند و درستش این است… ادامه مطلب »
احتمالا برای بسیاری از شما هم پیش آمده باشد که همواره در کسب و کارهای حتی «موفق» هم با شعاری (اگر واقعا شعار و Slogan باشد) با مضمون: «شعبه ندارد» مواجه شوید. احتمالا همه مان این حرف را جایی شنیده ایم که چرا ما در مملکتمان «هزار شرکت سه نفره» داریم، اما تعداد شرکت های هزار نفره کمتر از «سه» است. احتمالا بیشتر شما بپرسید که چرا مثلا در سراسر اروپا و آمریکا و چین… ادامه مطلب »
«توسعه» از مفاهیم "دردآور" کشور ماست. همطراز "وطن" در عصر قاجار که عمدتا نوحه سرایی برای منافع شخصی مان از آن می گذشت. امروز که خواسته و ناخواسته و بدون پیش زمینه و پس زمینه یا با پیش زمینه و پس زمینه، به هر حال دستاوردها و نتایج توسعه جهانی را از جایی «وارد» کرده ایم، هر جایی که بخواهیم برویم بالاخره باید یک جایی بنشینیم و درباره این مفهوم «سخن» بگوییم. درست است که… ادامه مطلب »
پبش نوشت پریسا حسینی، نویسنده خوش ذوق و عکاس خوش ذوق تری است. از آن دسته متممی های جوانی است که به راحتی می توان به آینده اش امیدوار بود. گفتگوی زیر حاصل تلاش من برای پاسخ به سؤال وی در مورد «اهمیت نوشتن برای مخاطب» است. لازم به ذکر نیست که کلیه مطالب این نوشته، همانند همه مطالب "دست نوشته های یک دیوانه" اساسا محصول اندیشه ها، نظرات و تفکرات شخصی نویسنده اش است… ادامه مطلب »
  ..... ارغوانم آن جاست ارغوانم تنهاست تقسیم بندی های بسیار مختلفی ممکن است برای رفتار آدم ها در نظر گرفت. بی شمار دسته و طبقه می توان برای «اخلاقیات» و «کدهای رفتاری» بشر تعریف کرد. چقدر دقیق و عمیق نمی دانم، اما می توانم مصداق هایش را در زندگی روزمره ام ببینم. آدم های دنیا می توانند هزار رنگ و بو داشته باشند که این تقسیم بندی شهودی برآیند زندگی در جامعه غربی و خاورمیانه… ادامه مطلب »
درباره ورود به بازار کار و کسب اطلاعات ضروری در گفتگو با مریم مریم عزیز. آنچه در این نوشته می آید صرفا مقدمه ای بر ورود به دنیای کار است. دنیای کاری تو را من نمی شناسم، اما تا حدی در مورد ورود به دنیای کار اطلاعات دارم. اگر فقط بخواهم برایت بنویسم که دنیای حرفه ای با دنیای آکادمیک متفاوت است و تو چیزی بیشتری از آکادمی و دانسته هایت برای ورود به بازار… ادامه مطلب »
Normally, the most destructive case is the Solution drives the problem عمدتا کشنده ترین مشکل این است که راه حل مشکل را پیش می برد. جمله بالا که باز هم از The Journal of Marketing Research 2016 نقل می شود، انگیزه اصلی نوشتن بوده است. قبل از نوشتن باید تأکید کنم  که کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن صرفا بیانگر نظرات، عقاید و اندیشه های شخصی نویسنده اش می باشد و ممکن… ادامه مطلب »
Fluctuate nec mergitur جمله لاتینی بالا در انگلیسی به صورت Tossed by the Waves, but doesn't sink در اصل شعار و هویت «فرانسه» است: مفهوم لغوی این جمله به صورت «نوسان می کند، اما غرق نمی شود» است. اما این واژه و این شعار چه ارتباطی با من و نوشته ها و افکارم دارد؟ من ارتباط این مطلب را در «مدیریت سیستم های آشوب ناک» (Chaotic System Management) یافته ام. اساسا می توانم در این… ادامه مطلب »
سعید فعله گری از دوستان خوب متممی است که در نوشته هایش همیشه میتوان آثاری از «لطف» وی نسبت به مرا یافت. انگیزه اصلی این نوشته، به بحث گذاشتن سؤال سعید و تلاش برای گفتگو در باب آن است. ابتدا سؤال سعید: «آیا واقعا لذت عمیق کتابخوانی با متمم قابل مقایسه است؟ آیا متمم جایی برای درمیان گذاشتن خاطرات نیست؟ آیا وقتی که برایش می گذارم ارزشش را دارد؟ البته در مقابل وقتی که برای… ادامه مطلب »
به جای مقدمه "توجه: این مطلب هنوز در حال تکمیل است." بعضی وقت ها دریافت ایمیل از یک دوست کم تر شناخته شده، یکی از مسرت بخش ترین لحظات روز را برایت رقم می زند. همین چند هفته پیش ایمیلی از «میلاد کا» که از بچه های خوب و پرانرژی متمم است به دستم رسید. میلاد در مورد تولید محتوا برای درس فیزیک و تدوین استراتژی محتوای آن از من سؤالاتی پرسیده است که سعی… ادامه مطلب »
این جمله از ژورنال Market Research 2016 که به لطف «علی کریمی» به دستم رسید، نقل می شود. میدانم که احتمالا و شاید هم با احتمال بسیار بیشتری آن که این جمله را نقل می کرده است، منظور بسیار متفاوت تری از آنچه در ذهن من گذشته است، در ذهنش داشته است. برای من اما این یک جمله خوراک اصلی فکری برای تبیین نقشه بزرگ مقیاس روزهای آینده ام بوده است: At the age of… ادامه مطلب »
«قوی سیاه» سه مشخصه دارد: پیش بینی ناپذیری، تبعات و توضیح پذیری گذشته نگر درباره قوی سیاه نسیم طالب و حرفای نامربوط دیگر *** این نوشته حالت مقدمه دارد و برای نوشتن متن اصلی یک پیش فرض محسوب می گردد. هنوز برای نوشتن متن اصلی نیازمند تفکر و نوشتن روی کاغذ هستم.*** در مدل ذهنی «قوی سیاه» نسیم طالب مکررا می کوشد «پیش بینی ناپذیری آینده» بر مبنای اتفاقات گذشته را به تفصیل توضیح دهد.… ادامه مطلب »
بشوی اوراق اگر همدرس مایی که درس عشق در دفتر نباشد. برای من همیشه «یک فیلم» وجود داشته است. همیشه یک سکانس از این فیلم بوده است که می توانسته مرا تا اوج «فهمیدن» با خودش ببرد. سکانسی از غرور، ترس، فهمیدن هم دیگر، نگاهی در چهره پدر و پسر و مچ انداختن. همه این تقابل ها را دوست دارم. خیلی خوشحال تر هستم که این فیلم آن جایزه هایی که می شود باهاشان هشتگ… ادامه مطلب »
همه لذت های دنیا برای من در یک "پیاده روی کوتاه زیر باران" خلاصه می شود؛ به خصوص که در حین پیاده روی به صدای مضراب های قدرتمند استاد لطفی «بیات اصفهان» هم گوش فرا دهم. این لذت را با شما هم شریک می شوم: [audio mp3="http://moshirfar.com/wp-content/uploads/2017/03/01_Avaze-Bayat-e-Esfahan.mp3"][/audio] ادامه مطلب »
امروز دقیقا نمی دانم چند وقت است که دیگر شبکه های اجتماعی ام را ندارم. هم چنان که از این «آزادی» که ممکن است به دیدگاه خیلی ها نوعی «محروم سازی» خویشتن از مزایای ارتباط باشد و برای من البته حس متفاوتی است. به هر صورت این روزها میتوانم تصور کنم که در شبکه های اجتماعی چه خبرهایی بود. میتوانم تصور کنم که تئوری های توطئه در مرگ آقای هاشمی چقدر وقت و انرژی از… ادامه مطلب »
چرا باید از دانشگاه در ایران دفاع کرد؟ *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر نظرات، اندیشه ها و تجربه های شخصی نویسنده اش می باشد. نویسنده به «تردید» بیش از یقین علاقمند است و به همین دلیل جای جای این نوشته هدف نقدهای آینده خود نویسنده و تغییرات جزیی و کلی است. لذا ضمن به رسمیت شناختن حق نقد خوانندگانش، مسئولیت این نوشته را از خود سلب میکند. نویسنده… ادامه مطلب »
نسیم طالب در وب سایت خودش، یک اینفوگراف کلی از اندیشه خودش منتشر کرده است که برای درک بهتر فلسفه وی، شاید بد نباشد این شکل را همیشه جلوی چشممان داشته باشیم. در این مورد فعلا چیزی نمی نویسم. حداقل تا زمانی که دو کتابی که از وی دارم، را بخوانم، در این مورد دست به قلم نمی برم. اما تا آن خودم را هم از لذت شریک شدن این تصویر با شما محروم نمی… ادامه مطلب »
مهاجرت به وردپرس به پیشنهاد امین آرامش، به این دنیای نو پا گذاشتم. امیدوارم که در این خانه نو، همچنان افتخار همراهی شما را داشته باشم. نوشته هایم را  تا حد ممکن با RSS به این خانه نو آورده ام. متأسفانه اما بلاگ اسکای امکان انتقال نوشته ها به صورت یک فایل XML را هنوز ندارد. فقط نوشته های صفحه آخر را میتوان به جای دیگری منتقل کرد. به محض فراهم شدن این امکان یا… ادامه مطلب »