متن سنگ قبر من چگونه باید باشد؟ در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن اگر همین امروز این سؤال را از خودم بپرسم، اگر فرض کنم که زندگی من با پایان گرفتن این نوشته غروب می کند، روی سنگ قبرم چه می نویسم؟ اگر زندگی فقط فاصله بین علائم زیر باشد، آن وقت چگونه زیستنم را در یک پاراگراف باید خلاصه کنم؟ ۱۳۶۵ /  … ادامه مطلب »
کتاب گزارش یک قتل به پیشنهاد مریم به صورت PDF اینجا آپلود می شود. حدود ۱۶ هزار کلمه شده است. امیدوارم از خواندنش لذت ببرید. بخش آخر داستان «قسمت چهارم، بخش چهارم» هم به این فایل اضافه شده است. گزارش یک قتل خوشحالی چیست؟ بزرگترین لذت زندگی ، پاریسی شمالی ، سفر در زمان ، ارغوان ، نامه ای به دهه هفتادی ها ، بهترین فیلم دنیا ، لذت بی پایان ، خمش باش، گزارش یک قتل  پی نوشت: برای پرنیان گرامی آهنگ دیدار شمس و مولانا با اجرای… ادامه مطلب »
مدل های مضر همه مدل ها غلط اند، برخی از آن ها برای یادگیری مفیدند، اما برخی مدل ها برای درک حقیقت، "مضر" هستند. All Models are wrong. Some of them are useful. Some others indeed are “harmful”. Nassim Nicholas Taleb. The Black Swan.   در تفکر مدلی و مدل ذهنی و به طور کلی در تمامی مباحث علمی که در مورد مدل کردن می دانیم، عبارت «همه مدل ها غلط اند، برخی از آن… ادامه مطلب »
خمش باش عنوان ویدئویی است از همایون شجریان و با هنرمندی «مهتاب کرامتی» گفتم شاید بد نباشد، شعر حضرت عاشقان و مولای مجنونین را یک بار دیگر همراه با این ویدئو به اشتراک بگذارم. جهت یادآوری «لزوم لذت بردن از زندگی»    > خمش باش، در این مجمع اوباش < زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور زهی گوهر منثور… ادامه مطلب »
خوشحالی چیست؟ خوشحالی چیست از سؤالات مهمی است که همواره از خود پرسیده ایم. خوشحالی چیست مهم ترین منبع فکری و الهام بخش ماست. خوشحالی چیست فلسفه و مانیفست زندگی ماست. خوشحالی چیست؟ True happiness is... to enjoy the present, without anxious dependence upon the future. Lucius Annaeus Seneca خوشحالی واقعی در لذت بردن از امروز، بدون نگرانی برای فرداست. لوسیوس انائوس سنکا [caption id="" align="aligncenter" width="640"] خوشحالی در چیست؟[/caption] خوشحالی چیست؟ برای من خوشحالی… ادامه مطلب »
رفتارهای بشری - در نقد خویشتن رفتار چیست؟ "رفتار آیینه ای است که هر کس خودش را در آن می نمایاند." گوته در وبلاگ پیشین اشاره کردم که رفتار بشری نمونه پیچیده ای از برهم کُنش مؤلفه های فیزیولوژیکی، آموخته ها، تجربه ها، تحلیل و پاسخ به واکنش های طرف مقابل و احساسات مختلف است که در قالب گفتار، اندیشه یا عمل خودش را می نمایاند. اما آیا میتوان گفت کُدهای اخلاقی از پیش تعیین شده… ادامه مطلب »
اصالت آموختن در چیست؟ آموختن به چه معناست؟   تجربه آموختن اصیل مریم جان، همانند راهپیمایی با چشمان بسته در شوره زار با پاهای برهنه است. غوطه ور شدن میان داده ها و مسیرهای تازه و عطشی که با آن شور نمکزار فرو نمی نشیند. اما چه چیزی قرار است تو را در این راه پیش ببرد؟ به سمت و سویی که با چشمان بسته و پاهای رنجور به سلامت از آن رد شوی و… ادامه مطلب »
گزارش یک قتل، قسمت چهارم، فصل سوم داستان زندگی یک احمق در عمق وجود خویشتن *** این داستان بنا به درخواست «مریم» قرار است به صورت یکجا و در یک فایل PDF آپلود شود.*** سؤال خیلی سختی بود. ماندن یا رفتن؟ آیا اینجا، در این نقطه، «رها کردن» تسلیم حساب می شد؟ چه قدر دیگر باید می ماند تا راضی باشد؟ آیا صرفا به خاطر زندگی در یک کشور اروپایی آمده بود؟ تا جایی که… ادامه مطلب »
قبلا در «نقد نوشته من در برکسیت» اشاره ای به «جمهوری ملون ها» داشته ام. ملون لقبی است که در فرانسه به مهاجرین نسل دوم و وسوم آفریقایی داده می شود. عمده این افراد عرب های مراکشی و الجزایری و مصری اند. چپ مامی از جمله افرادی است که در این میان از دیدگاه های نژادپرستانه و ضد تکثر فرانسوی ها آزرده شده است. در این ترانه که به زبان های عربی و فرانسوی اجرا… ادامه مطلب »
تکامل نمی آموزد، از بین میبرد Evolution doesn't teach, But Destroys Nicholas Nassim Taleb, The Black Swan تکامل نمی آموزد، از بین میبرد یا به قولی «نوسان می کند، ولی غرق نمی شود» *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر نظرات، اندیشه ها و تجربه های شخصی نویسنده اش می باشد و "با افتخار" ممکن است مملو از کژتابی، کج فهمی و اشتباه بوده باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد… ادامه مطلب »
در تقدیر از دوستان در راز تقدیر تقدیر نکردن از محبت، برای من به اندازه نادیده گرفتن و نفهمیدنش سخت است. روزی که متمم امکان دیدن «کسانی که به شما بیشترین امتیاز را داده اند را فراهم کرد» متوجه شدم برخی از دوستان به من لطف بیش از اندازه داشته اند. حمایت و پیغام ها و لطف بی شمار و بی کران آن ها باعث شد یادم بیاید که تا چه اندازه برای تقدیر کردن… ادامه مطلب »
تصمیم گیری بزرگترین لذت زندگی ماست. امروز پس از مدت های مدید که در پست سازمانی ام، شغلی که اساسا بر مبنای «تصمیم گیری» بنا شده است، قدرت تصمیم از سوی هیئت مدیره نداشتم، پس از مدت ها سبک و سنگین کردن و البته با علم به «فوبیای تصمیم گیری» متن استعفای خود را نوشته و تقدیم هیئت مدیره کردم. از آنجا به بعد حتی یک لحظه هم در سازمان نایستادم. نمیدانم چرا، ولی این… ادامه مطلب »
از برکسیت  و نقد خویشتن  پوپولیسم؟  برکسیت را هم ردیف پدیده انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده، یک پدیده عمدتا پوپولیستی دانسته اند. موتور محرکه برکسیت که با سخنرانی های فاراژ و جانسون به پیش می تاخت، اندک زمانی بعد شاید غیر مستقیم، شاهد پیوستن همراه قدیمی شان آمریکا به موج «نفرت» و «دگرهراسی» بودند. هر چند این موج با پیوستن به بخش هایی از اروپا که اتفاقا خاک حاصل خیزتری برای پرورش ایده… ادامه مطلب »
داستان یادگیری من شاید برای بسیاری از خوانندگان این وبلاگ پرسشی پیش بیاید که معنا و مفهوم عبارت «Fluctuate nec mergitur» که بالای وبلاگ نصب شده است، اصلا چیست؟ داستان شکل گیری اش از کجاست؟ چرا این مفهوم را به عنوان فرض اصلی نظریه ام برگزیده ام؟ اصلا قرار است چنین مفهومی چه نقش تحول آفرینی داشته باشد؟ برای پاسخ دادن به سؤالاتی از این جنس، طبق معمول باید بازگردیم و به گذشته ها و… ادامه مطلب »
گزارش یک قتل – فصل دوم Beni herkes sevdaya asi sanır, Oysa aşk, beni nerde görse tanır, Hasret tanır, Zulüm tanır, Ölüm tanır, Yüzüm yüzümden utanır.... Yorgunum ustam; Ne katıksız somun isterim senden, Ne bir tas su, Ne taş yastıkta bir gece uykusu. Var gücünle asıl sükunetime, Çığlığım kopsun, Uzat ellerini güneşe dokun, Uyandır uykusundan, Tut yüreğimden ustam tut, Tut beni, sür güne... ساعت ۵:۱۰ ترمینال تبریز پیاده میشوم و چشمم به آسمان می افتد.… ادامه مطلب »
داستان زندگی یک احمق یا گزارش یک قتل دو داستان اول و ورودی به «داستان زندگی یک احمق» در واقع از سال ۹۴ آغاز شده است. جایی میان رؤیا و تردید و رفتن و نرفتن و با همه استرس ها و مشکلاتی که داشت. روزهایی که هنوز یگانه تأثیر عمیقشان بر من را داشته اند: "نیاموختن از گذشته". این دو نوشته در سال ۹۴ نوشته شده اند و خوشبختانه بسیار ضعیف تر از نوشته های امروزی… ادامه مطلب »
مقدمه   ..... نوایی بزن پرده زیر و بم را .... گاها ممکن است با اظهارنظرهایی با مضمونی شبیه «بی طرفی نویسنده»  و «لزوم بی طرف ماندن نویسنده» مواجه شویم. گاها چنین اظهار نظرهایی می توانند برای نویسنده مهلک باشند و باعث شوند قلمش را به کناری بگذارد و به بهانه احتمال اتهام به «طرفداری» ننویسد. با این که بارها بر اهمیت «موضع گیری در فضای دیجیتال» تأکید شده است (+)و اهمیت و ارزش آن در… ادامه مطلب »
*** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن آکنده از نظرات، تجربیات و اندیشه های شخصی نویسنده اش می باشد و «با افتخار» ممکن است مملو از کژتابی، کج فهمی و سراسر نادرست بوده باشد. نویسنده با اعتقاد تردیدآمیز به «مرگ مؤلف» ضمن پذیرش حق نقد خواننده، مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد؛ هر چند این نوشته هم همانند همه نوشته های پیشین، هدف اصلی کالبدشکافی و نقد خود نویسنده در… ادامه مطلب »
آیا برایتان پیش آمده است که شخص بالادستی در جلسه ای «به صورت کامل» به شما تفویض اختیار کند و سپس همزمان با شما در جزئی ترین مسائل هنوز هم دخالت نماید؟   چاره در چیست؟ آیا چاره در تذکر دادن هر روزه به نفر بالادستی و گوشزد کردن این است که اختیار و استقلال سطح کاری شما را به رسمیت بشناسد؟   آیا چاره در یافتن راهکاری برای مدیریت مدیرمان در شرایطی است که… ادامه مطلب »
«توجه» این مطلب از وبلاگ قبلی مستقیما روی این صفحه نقل می شود.     به بهانه دیدن فیلم About Time سؤال «آیا حاضرم در زمان سفر کنم؟» شاید در بدو امر کمی خام به نظر بیاید. پرسش در مورد یکی از اساسی ترین و شاید دست نیافتنی ترین رؤِیاهای بشر: «سفر در زمان». این سؤال البته بعد از دیدن فیلم «درباره زمان» محصول سال ۲۰۱۳ به ذهنم خطور کرد. داستان فیلم این پرسش را… ادامه مطلب »
تصمیم گرفته ام که گزارش یک قتل را از جایی که مانده است ادامه دهم. تا جلسه دادگاه و آن جایی که «گره های سرد» را فهمیدم نوشته ام. فکر میکنم هم اکنون باید مسیر زندگی قهرمان داستانمان را از تابستان ۹۵ به بعد ادامه دهیم. از کرونولوژی آخرین واقعه آن داستان که نیمه کاره رها شده است، تقریبا یک سال گذشته است. یک سال از آن روزهایی که «کلمات هم چون پُتک بر سرش… ادامه مطلب »
Erste ragel des Gewerbes: Beschütze deine Anlage چقدر خودت هستی؟ این اصل در واقع «اولین» قانون تجارت نیست: اولین و آخرین قانون زندگی است. از سرمایه ات از داشته ات از عمرت از زندگی ات چقدر حفاظت می کنی؟ چقدرش را روزانه «هدر» می دهی بی آنکه بدانی چرا صرفش کرده ای؟ چقدر «عادت» کرده ای به گذرانیدن لحظه هایت، بی آن که بدانی چرا زنده مانده ای؟ چقدر از سرمایه زندگی ات صرف خودت… ادامه مطلب »
Network Training Event 4 - Azerbaijan از سمت راست به ترتیب لیزبت (فرانسه)، سوزان (بلژیک - استاد راهنمای من) مانوئل (اسپانیا)، آریان(هلند)، یاور(ایران)، آلبرتو(اسپانیا)، ماتئو(ایتالیا)، فرانک (هلند - مدیر پروژه)، کریس(هلند)، دشت بان(آذربایجان)، سیفان(اتیوپی)، همکار دشت بان(آذربایجان)، ریچل و سالمون (بریتانیا و هلند- استادان دوره) دیکشا (نپال)، سئویل (آذربایجان) و سئری (فیجی) نشسته ها به ترتیب از سمت راست: سئرگی(روسیه)، الکس(گرجستان)، سئوینج(آذربایجان)، دشت بان(آذربایجان)، رشّاد(آذربایجان)، سابرینا(هلند)، گلچین(ترکیه)، آنوک (بلژیک "فلیمیش") و آرتور (آفریقای جنوبی) دوره… ادامه مطلب »
برای این که بخواهم از این که چگونه وارد فضای کاری شدم صحبت کنم، باید اندکی زمان را به عقب ببرم. به روزهای کودکی، به روزهایی که از همه آن ها «خاطره» سیاه و سفیدی بیشتر برایم باقی نمانده است. برای من ورود به بازار کار، هرگز آن طوری که انتظارش را داشته ام نبوده است. در بازی پر پیچ و خم زندگی، دوازده یا سیزده ساله بودم که با علاقه و اشتیاق تمام و… ادامه مطلب »
برای دهه هفتادی ها دهه هفتادی هایی که  به تازگی وارد محیط کار شده اند، برای آنان که هنوز «سی سالگی» را تجربه نکرده اند و برای آنان که هم اکنون در دوره طلایی «یادگیری» قرار گرفته اند. درستش این است که هر نسلی به نسل پس از خودش نامه بنویسد. درستش این است که هر نسلی تجربیات و پیچ و خم های زندگیش اش را برای نسل بعدیش نمایان کند و درستش این است… ادامه مطلب »
احتمالا برای بسیاری از شما هم پیش آمده باشد که همواره در کسب و کارهای حتی «موفق» هم با شعاری (اگر واقعا شعار و Slogan باشد) با مضمون: «شعبه ندارد» مواجه شوید. احتمالا همه مان این حرف را جایی شنیده ایم که چرا ما در مملکتمان «هزار شرکت سه نفره» داریم، اما تعداد شرکت های هزار نفره کمتر از «سه» است. احتمالا بیشتر شما بپرسید که چرا مثلا در سراسر اروپا و آمریکا و چین… ادامه مطلب »
«توسعه» از مفاهیم "دردآور" کشور ماست. همطراز "وطن" در عصر قاجار که عمدتا نوحه سرایی برای منافع شخصی مان از آن می گذشت. امروز که خواسته و ناخواسته و بدون پیش زمینه و پس زمینه یا با پیش زمینه و پس زمینه، به هر حال دستاوردها و نتایج توسعه جهانی را از جایی «وارد» کرده ایم، هر جایی که بخواهیم برویم بالاخره باید یک جایی بنشینیم و درباره این مفهوم «سخن» بگوییم. درست است که… ادامه مطلب »
پبش نوشت پریسا حسینی، نویسنده خوش ذوق و عکاس خوش ذوق تری است. از آن دسته متممی های جوانی است که به راحتی می توان به آینده اش امیدوار بود. گفتگوی زیر حاصل تلاش من برای پاسخ به سؤال وی در مورد «اهمیت نوشتن برای مخاطب» است. لازم به ذکر نیست که کلیه مطالب این نوشته، همانند همه مطالب "دست نوشته های یک دیوانه" اساسا محصول اندیشه ها، نظرات و تفکرات شخصی نویسنده اش است… ادامه مطلب »
برای معصومه شیخمرادی http://www.namasha.com/v/EEPbaX5A چون در لیست «دوست داشتن» هایت این را یافتم، گفتم برایت «امضایم» را به طور کامل برملا کنم؛ البته با تار استاد لطفی و صدای خود شاعر. امیدوارم مکاشفه عمیق من از «ارغوان» نصیب تو هم بشود.   ادامه مطلب »