مونولوگ دو نفری

**** این نوشته از جنس «نق زدن» است. **** ما یک مارکت پلیس داشتیم. این مارکت پلیس هدفش «فروش کالا و خدمات با تخفیف» بوده است. تقریبا از زمانی که من به آن به عنوان «مدیر دیجیتال مارکتینگ و محتوا» پیوسته ام، هم چنان این مارکت پلیس با مشکلات ساختاری عمده ای از سئو تا طراحی دست و پنجه نرم می کرده است. لینک هایی که Crawler عمدتا نمی دید یا به صورت Broken ثبتشان می کرد و هر روز من از Moz و Gtmetrix گزارش های نگران کننده در مورد لینک ها می گرفتم. در طراحی حتی نمی توانستیم […]

در لذت هدیه دادن کتاب

خیلی وقت بود که دستفروشی را زیر نظر داشتم. جوانی بود پاکیزه و خوش برخورد که صبح ها اتفاقا جارو به دست کل پیاده رو را جارو می کشید. روی زمین بساطش را پهن می کرد و جالب تر این که در بساط فروش تزئینات و بدلیجاتش نظم عجیبی حکم فرما بود. همه بساطش به ترتیب، رنگ بندی، نوع جنس و قیمت بود. اگر قیمت یک انگشتر را می پرسیدی حتما میتوانستی حدس بزنی که گردنبند ردیف بعدی در چه حدودی است. در بساطش برای خریداران «دستگاه POS» داشت تا بتوانی با کارت هم خرید کنی. امروز فهمیدم که ایده […]

سیستم پیچیده

خطی یا پیچیده؟ این ایده هنوز خام است.

خطی یا پیچیده *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر عقاید، نظرات و اندیشه های شخصی نویسنده اش می باشد و با افتخار ممکن است در همه بخش های آن حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، با اعتقاد تردید آمیز به “مرگ مؤلف” مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد. این نوشته جز برای نقدهای آینده خود نویسنده، قابلیت ارجاع به عنوان رفرنس را ندارد.*** رویکردها و نگاه های مختلفی میتوان به زندگی داشت. هدف گذاری ها و نامگذاری ها و روش های رسیدن به […]

آپدیت: شعر خوانی

به پیشنهاد دوستان عزیزتر از جان “نیلوفر کشاورز” و “سجاد سلیمانی“، سعی میکنم شعرهایی که با آن ها ارتباط خوبی دارم را بخوانم و روی سایتم آپلود کنم.   از زین پس شما میتوانید با کلیک بر روی برگه «شعر خوانی» به صدای ضبط شده من گوش فرا دهید. امیدوارم توانسته باشم با این شعرها اوقات و حال خوبی را برای شما فراهم کنم.  

شعر خوانی : ارغوان

به درخواست دوست متممی گرامی «نیلوفر کشاورز عزیز» شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج با سرپنجه های خونین استاد محمد رضا لطفی و صدای من تقدیم شما دوستان عزیز می گردد. امیدوارم لذت ببرید.   در ضمن از این پس همه شعر خوانی های من در این برگه آپلود می شوند.  

سرو خرامان منی

سرو خرامان منی

گاهی وقت ها لازم است موسیقی هایی گوش کنی که «گوش هایت» با بالاترین استانداردها “تمیز” شوند.   دوتار: استاد حسین سمندری آواز : بزرگ ستاره موسیقی مقامی خراسان – استاد ابراهیم شریف زاده اشعار: مولای مجنونین – حضرت مولانا جلال الدین رومی   برای دیدن این ویدئو لطفا این جا کلیک کنید   امیدوارم لذت ببرید.    

احمد کایا

Korkarim

Gençliğimi kimse bilmez Sakallarımdan çocuk kokusu Ağzımdan ay ışığı fışkırır benim Ceketimi yağmurlara astığımdan beri Tehlikeli şiir okur Dünyaya sataşırım ben کسی نمی داند در جوانی چگونه بوده ام ریش هایم بوی کودکی می دهند و از دهانم نور ماه با شدت به بیرون فواره می کند از زمانی که ژاکتم را به «باران» ها آویخته ام اشعار تحریک آمیز می خوانم و با دنیا سر جنگ دارم Güzüm baharlara Yüzüm yağmurlara Hüznüm dağlara küs پاییز من، از بهار صورت من،  از باران و اندوه من از کوه های بلند قطع امید کن Gözüm sabahlara Ömrüm topraklara Hüznüm dağlara küs […]

در لذت استخدام اولین کارمند

لذت های بی پایان پس از مدت های مدید، دیروز نخستین کارمندم را استخدام کردم. البته بیشتر تحت تأثیر The Facebook Effect و داستان استخدام Muskovitz از سوی مارک زوکربرگ برای توسعه سایتش بودم. پس از خواندن آن فصل ها بود که تصمیم گرفتم کمی بازتر بیندیشم و بر روی شخصی که میتواند تک ستاره شود، سرمایه گذاری کنم. مدت ها بود که دوست داشتم برای کسی که از خدمت سربازی «ظرفیت» و «توان» پیشرفتش را شناختم کاری انجام دهم. درست است که در لباس نظامی زیردست من بود، ولی آن قدر شخصیت داشت که بالادست شود. فهم وی از […]

آپدیت

روزهایی که می گذرند این چند روز مشغول ضبط و تهیه پادکست های رادیو کتاب هستم. از طرف دیگر هم درگیر کارگر و بنا و نقاشی ساختمان و البته در هفته های آینده کابینت و کمد و کتابخانه. در شغلم همواره باید تبلیغات، دیجیتال مارکتینگ و محتوا و مباحث مربوط به آن ها را بیاموزم و به کار ببندم. وقت سر خاراندن هم ندارم. برای این که شب ها حداقل بتوانم خودم را به بهره وری و کتابخوانی قانع کنم، کتاب های داستان جیبی خریده ام. هر کتاب برای یک شب. پریشب جاناتان مرغ دریایی بود و شب بعدش دوست […]

مرگ آگاهی

مرگ آگاهی یا ترس از مرگ شاه کلید طلایی زندگی و تمایز؟ غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند   پیش نوشت ترس از مرگ یا مرگ آگاهی مفهومی بنیادین در تفکر بشری است. اجازه بدهید پا را از این هم فراتر گذاشته و بنویسم مرگ آگاهی همه آن چیزی است که فلسفه فکری بشر را حول محور خود تشکیل داده است. با توجه به بازخوردهای مختلف و متفاوت دوستان از «متن سنگ قبر من» و بحث هایی که پیرامون این موضوع درگرفت، و احساس من درباره روشن نبودن کامل مفهوم «نوسان می کند، […]

متن سنگ قبر من

متن سنگ قبر من چگونه باید باشد؟ در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن اگر همین امروز این سؤال را از خودم بپرسم، اگر فرض کنم که زندگی من با پایان گرفتن این نوشته غروب می کند، روی سنگ قبرم چه می نویسم؟ اگر زندگی فقط فاصله بین علائم زیر باشد، آن وقت چگونه زیستنم را در یک پاراگراف باید خلاصه کنم؟ ۱۳۶۵ /         / ۱؟…. برای آن فاصله بینابینی متن سنگ قبر من اینجا شخصی آرمیده است که در تمام طول زندگی اش تلاش کرد […]

درباره آموختن اصیل و کارآمد در گفتگو با مریم

اصالت آموختن در چیست؟ آموختن به چه معناست؟   تجربه آموختن اصیل مریم جان، همانند راهپیمایی با چشمان بسته در شوره زار با پاهای برهنه است. غوطه ور شدن میان داده ها و مسیرهای تازه و عطشی که با آن شور نمکزار فرو نمی نشیند. اما چه چیزی قرار است تو را در این راه پیش ببرد؟ به سمت و سویی که با چشمان بسته و پاهای رنجور به سلامت از آن رد شوی و به دشت امن احساس دانستن برسی؟ تقریبا فقط «شانس». اما اگر از زیر چشم بندت به اطراف بنگری، چتد دسته مختلف به سادگی قابل تشخیص […]

پاریسی شمالی

قبلا در «نقد نوشته من در برکسیت» اشاره ای به «جمهوری ملون ها» داشته ام. ملون لقبی است که در فرانسه به مهاجرین نسل دوم و وسوم آفریقایی داده می شود. عمده این افراد عرب های مراکشی و الجزایری و مصری اند. چپ مامی از جمله افرادی است که در این میان از دیدگاه های نژادپرستانه و ضد تکثر فرانسوی ها آزرده شده است. در این ترانه که به زبان های عربی و فرانسوی اجرا می شود، وی در قالب موزیک به این تفکر حمله ور می شود. Parisian of the north, first of all, clandestine A title in music, […]