شبکه‌سازی و وبلاگ‌نویسی

سعید فعله گری، از دوستان نزدیک من است. قبل از عید سعید سؤالاتی در مورد وبلاگش از من پرسید که تا حدی دغدغۀ خود من هم بوده‌اند. ابتدا برویم سراغ حرف‌های سعید: در مورد شبکه‌سازی چند سوالی داشتم و امیدوارم که هر موقع وقت‌کردی و فرصت‌داشتی ، پاسخ‌اش را برایم بنویسی . ۱)مهم‌ترین ایرادات من در وبلاگ چیست که باعث می‌شود با مخاطب رابطه‌ای پایدار نداشته باشم؟ ۲)چگونه باید خودم را معرفی کنم که بتوانم متناسب با توانایی‌های کاری خودم ، افراد مربوط به تخصص خودم را پیدا کنم؟ ۳)با این که کتاب six degrees را که خودت بهم دادی […]

مواجهه با مرگ

مرگ اگر روزی به سراغم بیاید اگر قرار باشد مانند رفیقم بی خبر از میان شما بروم اگر قرار باشد روزی که خورشید طلوع می کند دیگر صدای نفس های من نیاید اگر قرار باشد روزی که صبح با نام عشق آغاز می شود چشمانم را بسته باشم آن روز احتمالا برای من زیباترین و دوست داشتنی ترین روزی باشد که بتوانم آرزویش را کنم. آن روز زیباترین ساعت ها و ثانیه هایی است که تمام عمر با در نظر گرفتنشان زندگی کرده ام آن روز زیباترین ثانیه هایی است که با تمام وجودم به آن ها اندیشیده ام. آن […]

کوتاه از برندینگ

اینجا می نویسم یا یادم بماند بعدا برایش مفصل بنویسم. الف) چرا در هیچ شبکه اجتماعی فعال نمی شوی؟ اگر بودی و الان درخواست «ترجمه گروهی» میدادی، بیش از صد نفر به تو کمک می کردند. پاسخ: برندسازی “محصول جانبی” روش و نوع زندگی است؛ نه دستاورد مستقیم آن. ترجمه گروهی کتاب «دام محتوا» برای من یک ارزش و دستاورد زمان دار است، نه عجله ای برای ترجمه اش داریم، نه اصراری برای ترجمه آن در یک گروه هزار نفری. هر چند نفرات بیشتر باعث کاهش فشار روی دیگر مترجمان می شود؛ اما هنوز هم قادرم بیشترین بخش کار را […]

در نقد خویشتن: دردنامه توسعه، ویرایش دوم

 دردنامه توسعه *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن صرفا بیانگر نظرات، آموخته ها، اندیشه ها و تجربیات شخصی نویسنده اش می باشد و ممکن است در همه بخش های آن حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، با اعتقاد تردیدآمیزش به مرگ مؤلف، مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد. این نوشته جز برای نقدهای آینده خود نویسنده، قابلیت ارجاع به عنوان رفرنس را ندارد. *** در نوشته پیشین از تفاوت توسعه نیافتگی سیاسی ملانزی و استرالیا که با هم تنها سه ساعت فاصله دارند نوشته شده است. […]

در نقد گردهمایی – چند نکته

در نقد گردهمایی “توسعه مهارت های فردی” – مرداد ۹۶، متمم چند نکته برای داشتن تصویری بهتر از آنچه که میخواهم در این جا ترسیم کنم، لطفا پیش از خواندن این نوشته، نوشته پیشین این وبلاگ با عنوان “در ستایش نقد” و هم چنین مقاله مفید دکتر سریع القلم با عنوان “سی ویژگی نقد کردن” را مطالعه فرمایید. از آنچه نوشته شده است، مشخصا میدانیم که «نقد» چه چیزهایی نیست و تلاش مضاعفی در تدوین این مقاله برای پوشش دادن بخش هایی شده است که “نقد” محسوب می شوند. به اعتقاد نویسنده هیچ نوشته ای نباید خودش را از منظر […]

کتاب

پیش درآمدی بر در نقد خویشتن: چرا کتاب نمی خوانیم؟

چرا کتاب نمی خوانیم؟ پیش در آمدی بر در نقد خویشتن اگر به «موضوعات نگارش برای هفته های آینده» این وبلاگ نگاهی بیندازید، قرار است در مورد «دلایل کتاب نخواندن» که در وبلاگ پیشین آن را مورد بررسی قرار داده بودم، نوشته خود را مورد نقد و بررسی قرار دهم. در این میان اما متوجه شدم «میثم مدنی» در وبلاگش مطالب بسیار جذاب و آموزنده ای در این رابطه منتشر می کند و “نقشه راه” بسیار جذابی برای نوشتن در حوزه کتاب خوانی دارد. اساسا قصد داشتم آن مطلب را به صورتی در ادامه نگارش هایم بیاورم. اما چون هدف […]

احمد کایا

Korkarim

Gençliğimi kimse bilmez Sakallarımdan çocuk kokusu Ağzımdan ay ışığı fışkırır benim Ceketimi yağmurlara astığımdan beri Tehlikeli şiir okur Dünyaya sataşırım ben کسی نمی داند در جوانی چگونه بوده ام ریش هایم بوی کودکی می دهند و از دهانم نور ماه با شدت به بیرون فواره می کند از زمانی که ژاکتم را به «باران» ها آویخته ام اشعار تحریک آمیز می خوانم و با دنیا سر جنگ دارم Güzüm baharlara Yüzüm yağmurlara Hüznüm dağlara küs پاییز من، از بهار صورت من،  از باران و اندوه من از کوه های بلند قطع امید کن Gözüm sabahlara Ömrüm topraklara Hüznüm dağlara küs […]

درباره شغل جدید (و درد دل های همراه آن)

درباره شغل جدید درباره شغل جدیدی که تا ده سال گذشته اصلا نمی دانستم چیست و الان در آن مشغول به کارم. این نوشته در مورد شغل جدید و درد دل های همراه آن است که نمی شد آن ها را ننویسم. امیدوارم خواندن آن ها فراتر از ایجاد ملال، بتواند آنچه مدنظرم است را تا حدی به شما منتقل کند. قبلا فکر نمیکردم بخواهم روزی «شغل خودم» را خودم تا حد زیادی تغییر دهم، ویرایش کنم یا تا حدی ابداع کنم. امروز در سمت «مدیر بازاریابی دیجیتال و تبلیغات» فعالیت می کنم. فعالیت من شامل تبلیغات، محتوا، بازاریابی دیجیتال […]

متن سنگ قبر من

متن سنگ قبر من چگونه باید باشد؟ در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما کن اگر همین امروز این سؤال را از خودم بپرسم، اگر فرض کنم که زندگی من با پایان گرفتن این نوشته غروب می کند، روی سنگ قبرم چه می نویسم؟ اگر زندگی فقط فاصله بین علائم زیر باشد، آن وقت چگونه زیستنم را در یک پاراگراف باید خلاصه کنم؟ ۱۳۶۵ /         / ۱؟…. برای آن فاصله بینابینی متن سنگ قبر من اینجا شخصی آرمیده است که در تمام طول زندگی اش تلاش کرد […]

مدل های مضر

مدل های مضر همه مدل ها غلط اند، برخی از آن ها برای یادگیری مفیدند، اما برخی مدل ها برای درک حقیقت، “مضر” هستند. All Models are wrong. Some of them are useful. Some others indeed are “harmful”. Nassim Nicholas Taleb. The Black Swan.   در تفکر مدلی و مدل ذهنی و به طور کلی در تمامی مباحث علمی که در مورد مدل کردن می دانیم، عبارت «همه مدل ها غلط اند، برخی از آن ها مفیدند» یک شاه کلید طلایی است. بر همین اساس ما همواره می کوشیم همه مدل ها و اندیشه ها را به دو حالت «مفید» […]

شامپانزه متفکر

رفتارهای بشری – در نقد خویشتن

رفتارهای بشری – در نقد خویشتن رفتار چیست؟ “رفتار آیینه ای است که هر کس خودش را در آن می نمایاند.” گوته در وبلاگ پیشین اشاره کردم که رفتار بشری نمونه پیچیده ای از برهم کُنش مؤلفه های فیزیولوژیکی، آموخته ها، تجربه ها، تحلیل و پاسخ به واکنش های طرف مقابل و احساسات مختلف است که در قالب گفتار، اندیشه یا عمل خودش را می نمایاند. اما آیا میتوان گفت کُدهای اخلاقی از پیش تعیین شده اند؟ آیا رفتار در عمق وجود ما از ژن های ما ناشی می شود؟ آیا میتوان با بررسی رفتارهای انسان های امروزی به رفتار انسان […]

درباره آموختن اصیل و کارآمد در گفتگو با مریم

اصالت آموختن در چیست؟ آموختن به چه معناست؟   تجربه آموختن اصیل مریم جان، همانند راهپیمایی با چشمان بسته در شوره زار با پاهای برهنه است. غوطه ور شدن میان داده ها و مسیرهای تازه و عطشی که با آن شور نمکزار فرو نمی نشیند. اما چه چیزی قرار است تو را در این راه پیش ببرد؟ به سمت و سویی که با چشمان بسته و پاهای رنجور به سلامت از آن رد شوی و به دشت امن احساس دانستن برسی؟ تقریبا فقط «شانس». اما اگر از زیر چشم بندت به اطراف بنگری، چتد دسته مختلف به سادگی قابل تشخیص […]

پاریسی شمالی

قبلا در «نقد نوشته من در برکسیت» اشاره ای به «جمهوری ملون ها» داشته ام. ملون لقبی است که در فرانسه به مهاجرین نسل دوم و وسوم آفریقایی داده می شود. عمده این افراد عرب های مراکشی و الجزایری و مصری اند. چپ مامی از جمله افرادی است که در این میان از دیدگاه های نژادپرستانه و ضد تکثر فرانسوی ها آزرده شده است. در این ترانه که به زبان های عربی و فرانسوی اجرا می شود، وی در قالب موزیک به این تفکر حمله ور می شود. Parisian of the north, first of all, clandestine A title in music, […]

تکامل نمی آموزد، “از بین می برد”

تکامل نمی آموزد، از بین میبرد Evolution doesn’t teach, But Destroys Nicholas Nassim Taleb, The Black Swan تکامل نمی آموزد، از بین میبرد یا به قولی «نوسان می کند، ولی غرق نمی شود» *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر نظرات، اندیشه ها و تجربه های شخصی نویسنده اش می باشد و “با افتخار” ممکن است مملو از کژتابی، کج فهمی و اشتباه بوده باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خوانندگان، با اعتقاد «تردید آمیز» به «مرگ مؤلف» مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد. این نوشته در آینده هدف نقد خود نویسنده اش […]

میان پرده

در تقدیر از دوستان در راز تقدیر تقدیر نکردن از محبت، برای من به اندازه نادیده گرفتن و نفهمیدنش سخت است. روزی که متمم امکان دیدن «کسانی که به شما بیشترین امتیاز را داده اند را فراهم کرد» متوجه شدم برخی از دوستان به من لطف بیش از اندازه داشته اند. حمایت و پیغام ها و لطف بی شمار و بی کران آن ها باعث شد یادم بیاید که تا چه اندازه برای تقدیر کردن از آن ها ناتوان بوده ام و تا چه اندازه برای تقدیر کردن، مدیون آن ها هستم. این دوستان، طلیعه محبتی هستند که میشود از […]

تصمیم گیری بزرگترین لذت زندگی ماست

تصمیم گیری بزرگترین لذت زندگی ماست. امروز پس از مدت های مدید که در پست سازمانی ام، شغلی که اساسا بر مبنای «تصمیم گیری» بنا شده است، قدرت تصمیم از سوی هیئت مدیره نداشتم، پس از مدت ها سبک و سنگین کردن و البته با علم به «فوبیای تصمیم گیری» متن استعفای خود را نوشته و تقدیم هیئت مدیره کردم. از آنجا به بعد حتی یک لحظه هم در سازمان نایستادم. نمیدانم چرا، ولی این بار تا سر حد مرگ از تصمیمی که گرفته ام خوشحالم. شاید به این خاطر که پس از مدت ها عدم تصمیم گیری در شغل […]

در نقد خویشتن: از برکسیت

از برکسیت  و نقد خویشتن  پوپولیسم؟  برکسیت را هم ردیف پدیده انتخاب ترامپ به ریاست جمهوری ایالات متحده، یک پدیده عمدتا پوپولیستی دانسته اند. موتور محرکه برکسیت که با سخنرانی های فاراژ و جانسون به پیش می تاخت، اندک زمانی بعد شاید غیر مستقیم، شاهد پیوستن همراه قدیمی شان آمریکا به موج «نفرت» و «دگرهراسی» بودند. هر چند این موج با پیوستن به بخش هایی از اروپا که اتفاقا خاک حاصل خیزتری برای پرورش ایده های پوپولیستی بوده اند، با شکست مواجه شد. موج اول پوپولیسم پس از برکسیت در متحد سنتی آلمان یعنی «هلند» به سرعت شکست خورد و […]

داستان یادگیری من: Fluctuate nec mergitur از کجا آمد؟

داستان یادگیری من شاید برای بسیاری از خوانندگان این وبلاگ پرسشی پیش بیاید که معنا و مفهوم عبارت «Fluctuate nec mergitur» که بالای وبلاگ نصب شده است، اصلا چیست؟ داستان شکل گیری اش از کجاست؟ چرا این مفهوم را به عنوان فرض اصلی نظریه ام برگزیده ام؟ اصلا قرار است چنین مفهومی چه نقش تحول آفرینی داشته باشد؟ برای پاسخ دادن به سؤالاتی از این جنس، طبق معمول باید بازگردیم و به گذشته ها و روندهای فکری من در گذشته نظری بیفکنیم. من قبلا داستان یادگیری کریستالی «عقب افتادگی ایرانیان» را نوشته ام. هم چنین در وبلاگ قبلی ام، در […]

آیا نویسنده می تواند “بی طرف” باشد؟

مقدمه   ….. نوایی بزن پرده زیر و بم را …. گاها ممکن است با اظهارنظرهایی با مضمونی شبیه «بی طرفی نویسنده»  و «لزوم بی طرف ماندن نویسنده» مواجه شویم. گاها چنین اظهار نظرهایی می توانند برای نویسنده مهلک باشند و باعث شوند قلمش را به کناری بگذارد و به بهانه احتمال اتهام به «طرفداری» ننویسد. با این که بارها بر اهمیت «موضع گیری در فضای دیجیتال» تأکید شده است (+)و اهمیت و ارزش آن در نوشته هایی نظیر «آیا نویسنده می تواند بی طرف باشد» به طور کامل شرح داده شده است، مایلم در این مورد اندکی بیشتر «موشکافی» کنم. […]

سفر در زمان

«توجه» این مطلب از وبلاگ قبلی مستقیما روی این صفحه نقل می شود.     به بهانه دیدن فیلم About Time سؤال «آیا حاضرم در زمان سفر کنم؟» شاید در بدو امر کمی خام به نظر بیاید. پرسش در مورد یکی از اساسی ترین و شاید دست نیافتنی ترین رؤِیاهای بشر: «سفر در زمان». این سؤال البته بعد از دیدن فیلم «درباره زمان» محصول سال ۲۰۱۳ به ذهنم خطور کرد. داستان فیلم این پرسش را دقیق تر و عملی تر می کند. این که شخصی بتواند به «گذشته» خود و زمان ها و مکان هایی که در آن ها زندگی […]