خطی یا پیچیده؟ این ایده هنوز خام است.

خطی یا پیچیده *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن، صرفا بیانگر عقاید، نظرات و اندیشه های شخصی نویسنده اش می باشد و با افتخار ممکن است در همه بخش های آن حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، با اعتقاد تردید آمیز به “مرگ مؤلف” مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد. این نوشته جز برای نقدهای آینده خود نویسنده، قابلیت ارجاع به عنوان رفرنس را ندارد.*** رویکردها و نگاه های مختلفی میتوان به زندگی داشت. هدف گذاری ها و نامگذاری ها و روش های رسیدن به […]

قوانین کسب و کار: قانون هفتم

قوانین کسب و کار من پیوسته بروز می شوند. قانون هفتم) یادم باشد در هیچ کسب و کاری، هیچ کس و هیچ بخشی از هیچ سازمانی، مهم تر و بهتر و عالی تر و به درد بخورتر از بخش دیگر نیست. فروش لوکوموتیو کسب و کار است، اما این لوکوموتیو نیاز به سوخت دارد، نیاز به راننده دارد، نیاز به واگن هایی دارد که پشت سر خودش بکشد، نیاز به کسی دارد که به راننده چای بدهد، نیاز به چرخ و سیستم هیدرولیک و سیستم برق رسانی دارد، نیاز به کارگر فنی برای تعمیر و نگهداری دارد، نیاز به پیچ […]

درباره «آفات متدولوژیک تفکر در ایران» با نگاهی به مقاله دکتر سریع القلم

آفات متدولوژیک تفکر در ایران *** کلیه مطالب این نوشته در همه بخش های آن صرفا بیانگر نظرات، تجربه ها و اندیشه های شخصی نویسنده اش می باشد و با افتخار ممکن است در همه بخش های آن حاوی کژتابی، کج فهمی و مملو از اشتباه باشد. نویسنده ضمن پذیرش حق نقد خواننده، با اعتقاد “تردید آمیز” به مرگ مؤلف مسئولیت این نوشته در آینده را نمی پذیرد. این نوشته جز برای نقدهای آینده خود نویسنده قابلیت رفرنس به عنوان رفرنس را ندارد. ***   توجه: این مقاله بسیار طولانی و حدود سه هزار کلمه است. در صورتی که تمایل […]

آپدیت: شعر خوانی

به پیشنهاد دوستان عزیزتر از جان “نیلوفر کشاورز” و “سجاد سلیمانی“، سعی میکنم شعرهایی که با آن ها ارتباط خوبی دارم را بخوانم و روی سایتم آپلود کنم.   از زین پس شما میتوانید با کلیک بر روی برگه «شعر خوانی» به صدای ضبط شده من گوش فرا دهید. امیدوارم توانسته باشم با این شعرها اوقات و حال خوبی را برای شما فراهم کنم.  

شعر خوانی : ارغوان

به درخواست دوست متممی گرامی «نیلوفر کشاورز عزیز» شعر ارغوان هوشنگ ابتهاج با سرپنجه های خونین استاد محمد رضا لطفی و صدای من تقدیم شما دوستان عزیز می گردد. امیدوارم لذت ببرید.   در ضمن از این پس همه شعر خوانی های من در این برگه آپلود می شوند.  

رادیو کتاب: عصر توسعه پایدار

بخش دوم رادیو کتاب پادکست : عصر توسعه پایدار لطفا برای دسترسی به منوی کامل رادیو کتاب اینجا کلیک کنید. یا لطفا برای دسترسی مستقیم به برگه کتاب «عصر توسعه پایدار» اینجا کلیک کنید. لینک به  «تهران پادکست»  از توجه شما متشکرم.  

سرو خرامان منی

گاهی وقت ها لازم است موسیقی هایی گوش کنی که «گوش هایت» با بالاترین استانداردها “تمیز” شوند.   دوتار: استاد حسین سمندری آواز : بزرگ ستاره موسیقی مقامی خراسان – استاد ابراهیم شریف زاده اشعار: مولای مجنونین – حضرت مولانا جلال الدین رومی   برای دیدن این ویدئو لطفا این جا کلیک کنید   امیدوارم لذت ببرید.    

Korkarim

Gençliğimi kimse bilmez Sakallarımdan çocuk kokusu Ağzımdan ay ışığı fışkırır benim Ceketimi yağmurlara astığımdan beri Tehlikeli şiir okur Dünyaya sataşırım ben کسی نمی داند در جوانی چگونه بوده ام ریش هایم بوی کودکی می دهند و از دهانم نور ماه با شدت به بیرون فواره می کند از زمانی که ژاکتم را به «باران» ها آویخته ام اشعار تحریک آمیز می خوانم و با دنیا سر جنگ دارم Güzüm baharlara Yüzüm yağmurlara Hüznüm dağlara küs پاییز من، از بهار صورت من،  از باران و اندوه من از کوه های بلند قطع امید کن Gözüm sabahlara Ömrüm topraklara Hüznüm dağlara küs […]

#بامتمم

سه سال گذشت. از نخستین روزهایی که در پلتفرم «محل توسعه مهارتهای من» ثبت نام کردیم. سه سال گذشت. از نخستین و لرزان ترین دوستی ها. سه سال گذشت. و اما این بار قرار است «گرد» هم بیاییم تا حضوری نو تجربه کنیم.   #با_متمم   از آن روزهایی که متمم به این شکل بود     و آن زمان که شهرزاد این چنین دوست داشتنی کامنت می گذاشت (و هنوز هم می گذارد)   من “متممی” هستم.  

در لذت استخدام اولین کارمند

لذت های بی پایان پس از مدت های مدید، دیروز نخستین کارمندم را استخدام کردم. البته بیشتر تحت تأثیر The Facebook Effect و داستان استخدام Muskovitz از سوی مارک زوکربرگ برای توسعه سایتش بودم. پس از خواندن آن فصل ها بود که تصمیم گرفتم کمی بازتر بیندیشم و بر روی شخصی که میتواند تک ستاره شود، سرمایه گذاری کنم. مدت ها بود که دوست داشتم برای کسی که از خدمت سربازی «ظرفیت» و «توان» پیشرفتش را شناختم کاری انجام دهم. درست است که در لباس نظامی زیردست من بود، ولی آن قدر شخصیت داشت که بالادست شود. فهم وی از […]

عقلمندی و جنون

عقلمندی و جنون – مرز باریک انتخاب در گفتگو با هیوا پیش نوشت: باید بر تنبلی ام غلبه می کردم و اول نقدی بر «آفات متدولوژیک تفکر ایران» را می نوشتم. آن طوری که قولش را داده ام. اما کامنت هیوا آتشی به جانم انداخت که یک نفس همه این مطلب را کاغذ نویسی کنم و بلافاصله آنلاینش کنم. آن مقاله هم بماند برای نوشته بعدی. مقدمه خیلی وقت است دنبال بهانه ای بودم تا در موضوعی این چنین مهم بنویسم. تا حدی شاید خودم را پشت واژه هایم پنهان کرده بودم. کامنت هیوا و گفتگویی که با سارا داشتم […]

کتابخانه صوتی

به پیشنهاد «شاهین کلانتری» و «سجاد سلیمانی» عزیز، قرار شد برخی از کتاب های انگلیسی که دارم را به صورت فصل به فصل و خلاصه و در فرمت صوتی برای استفاده همگان روی وبلاگم آپلود کنم. سعی میکنم هر هفته یک موضوع متنوع و متفاوت داشته باشم.     برای دیدن لیستی از کتاب هایی که قرار است به صورت صوتی و فصل به فصل آپلود شوند، لطفا برگه ذیل را بازدید فرمایید:   رادیو کتاب   سوء رفتار بازار : مندل برویت 

سوء تفاهم

سوء تفاهم از جمله کلماتی است که خیلی دوست ندارم در هیچ زبانی به کار ببندمش. ظاهر قضیه اینگونه است که با وجود چندین سالی که با لقب و دیدگاه “دیوانه” (حداقل از سال ۸۴ خودم را دیوانه پنداشته ام) مشغول کار و زندگی و مهم تر از همه «نوشتن» شده ام، هنوز نتوانسته ام این مفهوم و لقب را برای خودم «برند» کنم. با این که بارها و بارها در جای جای نوشته هایم با صدای بلند تأکید کرده ام که: “جان من بستان تو ای جان را اصول زانک بی‌تو گشته‌ام از جان ملول عاشقم من بر فن […]