درباره “تولید محتوا” در گفتگو با «میلاد کا»

به جای مقدمه “توجه: این مطلب هنوز در حال تکمیل است.” بعضی وقت ها دریافت ایمیل از یک دوست کم تر شناخته شده، یکی از مسرت بخش ترین لحظات روز را برایت رقم می زند. همین چند هفته پیش ایمیلی از «میلاد کا» که از بچه های خوب و پرانرژی متمم است به دستم رسید. میلاد در مورد تولید محتوا برای درس فیزیک و تدوین استراتژی محتوای آن از من سؤالاتی پرسیده است که سعی میکنم در این نوشته آن را اندکی بیشتر باز کنم. بدیهی است این مطلب صرفا به دلیل ایجاد «بحث» بین دوستان متممی و سایر بازدید […]

در عصر پرواز داده ها، حفظ چاه نفت خیلی مشکل است.

این جمله از ژورنال Market Research 2016 که به لطف «علی کریمی» به دستم رسید، نقل می شود. میدانم که احتمالا و شاید هم با احتمال بسیار بیشتری آن که این جمله را نقل می کرده است، منظور بسیار متفاوت تری از آنچه در ذهن من گذشته است، در ذهنش داشته است. برای من اما این یک جمله خوراک اصلی فکری برای تبیین نقشه بزرگ مقیاس روزهای آینده ام بوده است: At the age of Data tracking, it is hard to protect your oil field مقدمه پرواز داده ها برای من «محیط سرسخت» بیرونی است. چنانچه با ادبیات نسیم طالب […]

حال این روزها

چند روزی است که آن قدر دقیق و منظم نوشتن را فراموش کرده ام یا اساسا نمی توانم آن قدر دقیق و منظم بنویسم که از خودم انتظار داشته ام. این مدت، تقریبا پس از یک ماه و نیم از دعوت به کارم در سمت «بازاریاب بین المللی» از سوی مدیریت شرکت به سمت «مدیریت داخلی» منصوب شده ام؛ اما هیچ تصوری هم از دلیل انتصابم نداشته ام. از دید خودم یکی از آن هایی بوده ام که تا آخر یک داستان همیشه با جدیت «پیگیر» هر کاری شده ام و شاید همین امر مهم ترین ویژگی انتصابم به این […]

درباره سه مشخصه «قوی سیاه»

«قوی سیاه» سه مشخصه دارد: پیش بینی ناپذیری، تبعات و توضیح پذیری گذشته نگر درباره قوی سیاه نسیم طالب و حرفای نامربوط دیگر *** این نوشته حالت مقدمه دارد و برای نوشتن متن اصلی یک پیش فرض محسوب می گردد. هنوز برای نوشتن متن اصلی نیازمند تفکر و نوشتن روی کاغذ هستم.*** در مدل ذهنی «قوی سیاه» نسیم طالب مکررا می کوشد «پیش بینی ناپذیری آینده» بر مبنای اتفاقات گذشته را به تفصیل توضیح دهد. در فلسفه نوشته های نسیم طالب اینفوگراف مدل ذهنی وی نشان داده شده است که در حال ترجمه همه قسمت های آن به «فارسی» هستم. […]

بهترین فیلم دنیا

بشوی اوراق اگر همدرس مایی که درس عشق در دفتر نباشد.   برای من همیشه «یک فیلم» وجود داشته است. همیشه یک سکانس از این فیلم بوده است که می توانسته مرا تا اوج «فهمیدن» با خودش ببرد. سکانسی از غرور، ترس، فهمیدن هم دیگر، نگاهی در چهره پدر و پسر و مچ انداختن. همه این تقابل ها را دوست دارم.   خیلی خوشحال تر هستم که این فیلم آن جایزه هایی که می شود باهاشان هشتگ نوشت را نبرده است. خیلی خوشحال تر هستم که زمانی که این فیلم تدوین میشد، اصلا «هشتگ» مفهومی نداشت یا اگر داشت برای […]