گزارش یک قتل – قسمت چهارم

تصمیم گرفته ام که گزارش یک قتل را از جایی که مانده است ادامه دهم. تا جلسه دادگاه و آن جایی که «گره های سرد» را فهمیدم نوشته ام. فکر میکنم هم اکنون باید مسیر زندگی قهرمان داستانمان را از تابستان ۹۵ به بعد ادامه دهیم. از کرونولوژی آخرین واقعه آن داستان که نیمه کاره رها شده است، تقریبا یک سال گذشته است. یک سال از آن روزهایی که «کلمات هم چون پُتک بر سرش فرود می آمدند» گذشته است. اکنون زمان آن رسیده است که دوباره دستی بر وقایع آن روز کشیده و روزهای رنگارنگش و احساسی که قهرمان داستانم داشته است را تشریح کنم.

 در ضمن یک «برگه» جدید مختص این داستان ایجاد کرده ام که می توانید همواره با کلیک روی آن به «تک تک» بخش های داستان دست پیدا کنید.

برای خواندن «نُه» بخش که تحت نام قسمت سوم نوشته شده اند کلیک کنید. 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 + 7 =