مونولوگ دو نفری

**** این نوشته از جنس «نق زدن» است. ****

ما یک مارکت پلیس داشتیم. این مارکت پلیس هدفش «فروش کالا و خدمات با تخفیف» بوده است. تقریبا از زمانی که من به آن به عنوان «مدیر دیجیتال مارکتینگ و محتوا» پیوسته ام، هم چنان این مارکت پلیس با مشکلات ساختاری عمده ای از سئو تا طراحی دست و پنجه نرم می کرده است. لینک هایی که Crawler عمدتا نمی دید یا به صورت Broken ثبتشان می کرد و هر روز من از Moz و Gtmetrix گزارش های نگران کننده در مورد لینک ها می گرفتم.

در طراحی حتی نمی توانستیم تغییرات کوچک ایجاد کنیم. هر گزارشی که به طراح میدادیم بعد از سه ماه تغییرات را اعمال میکرد. بیشتر کمپین های تبلیغاتی که در محل های مختلف برای افزایش فروش می گذاشتم، با ساختار سایت نمی خواند. به هر حال سایت ما در فریم ورک Laravel است و این فریم ورک مخصوص ایجاد Web application هاست. اگر بخواهی فیس بوک و اینستاگرام و کلا هر پلتفرمی را ایجاد کنی که در آن نقش User Generated Content خیلی پررنگ تر باشد، این فریم ورک بسیار بسیار قوی است. اما مسئله اینجا بود که سایت ما به لحاظ ساختاری به شدت وابسته به Webmaster Generated Content است و مسیر سفر مشتری درون سایت به هیچ عنوان نمی تواند بر «تولید محتوای کاربر» منطبق شود.

مسئله اینجاست که طراح سایت فقط «طراح سایت» است و مسائل ریز و درگیری های کاملی که در هنگام استفاده و مدیریت از فروشگاه آنلاین پیش می آید را نمی داند. برای وی مسئله فروش و بازاریابی منطبق بر آنچیزی است که به صورت مختصر در کتاب ها و لینک هایی از ست گادین گرفته تا برایان تریسی می بیند. این دانش منطبق نشده است. به قول سعید صرفا «کپی» شده است و نه «تقلید» شده. در این میان دیگر کار به جایی رسید که چند روز پیش دیگر نتوانستم این حجم مشکلات در محتوا و هم چنین عدم دسترسی مان به feature هایی که میخواستم تغییرشان دهم و به قول مارکترها تست A/B رویشان انجام دهم را تحمل کنم.

دسترسی به ادمین پنل و Direct Admin را گرفتم و نشستم دو روز خودم را با کدهای Css که مطلقا هیچ دانشی از آن ها نداشتم سرگرم کردم. در وب سایت های مختلف از Code mirror تا Github به دنبال کدها گشتم و سعی کردم روی سایت اعمالشان کنم. در اولین مرحله توانستم فونت های سایت را به «ایران سانس» تغییر دهم و البته چند رنگ مختلف را به صورت یکجا روی سایت اعمال کرده ام. دلیل اصلی اش این بود که ببینم اولا کدام یک از کُدهای Hsl، Hex، یا RGB برای براوزر قابل فهم ترند و ثانیا این که ببینیم در عمل کدام یک از این رنگ ها میتواند ظاهر سایت را بهتر نشان دهند. به هر حال این چند روزه آن قدر درگیر کار با html و css بوده ام که حتی وقت وبلاگ نوشتن هم نبوده است. البته اعتراف میکنم که لذت بخش ترین کار دنیا همین کدزدن است و به خصوص که میتوانی نتیجه را عملا و درجا ببینی. الان تنها مشکل موجود این است که اعداد در فونت ایران سانس «غیر از جایی که در کیبورد فارسی و درون محتوا نوشته می شوند»، به لاتین به نمایش در می آیند و حتی با اعمال کُدهای ذیل هم درست نمی شوند:

کدهای html و Jquery و محوه  استفاده از اعداد فارسی در css. البته که ممکن است کدها را در جای اشتباهی گذاشته ایم و البته باز در حال تست این داستان هستم تا ببینم چرا این اتفاق افتاده است. به هر حال حتی اگر قرار باشد چند هفته آینده خودم را با Php هم در جایی حبس کنم، بالاخره راهش را پیدا میکنم.

اما اتفاق مهم تر همین دیشب رخ داد.

از طرف طراح سایت پیغام هایی به مدیر ما رسید که ای کاش از کسی استفاده می کردید که طراحی سایت بداند و الان سایتتان شبیه پوستر شده است (البته ایشان پستر نوشته اند) و وقتی من داشتم “دوره بین المللی طراحی سایت می دیدم، یک کتاب به نام …. خوانده ام که رنگ های شما ۱۰۰% با آن مغایرت دارد”، “تغییرات شما با اصول بازاریابی و… مغایر است”،”اگر فونت می خواستید می گفتید من برایتان اعمال می کردم”،”این طوری فروشتان کاهش می یابد” و “برای خودتون میگم”

در این شرایط (البته در نظر بگیرید که من از طرف خودم می نویسم و عصبانیت های ویژه ای که در این پنج ماه داشته ام روی کیفیت رفتارم با این فرد تأثیر خواهد داشت) یک بار دیگر دوست دارم این ترکیب های واژگانی را با هم مرور کنیم:

دوره بین المللی طراحی سایت

یک کتاب

مغایرت با مطالب آن

اصول بازاریابی و …

الف) آیا دوره بین المللی طراحی سایت منجر به پرورش و تربیت فردی می شود که مجاز است در زمینه محتوا، استراتژی محتوا، دیجیتال مارکتینگ، سئو، اصول رنگ بندی سایت و هم چنین اختیار مشتری جهت استفاده از رنگ بندی دلخواهش در سایت نظر بدهد یا آن ها را زیر سؤال ببرد؟

ب) آیا دوره بین المللی طراحی سایت منجر می شود شخصی بتواند ریزه کاری ها و پیچیدگی های کار با فروشگاه آنلاین را بفهمد؟

پ) بازدیدکنندگان و دوستانی که به صورت مرتب به اینجا سر می زنند، در تخصص های مختلف سررشته دارند و نه تنها یک کتاب که صدها کتاب در آن مورد خوانده اند. برخی از آن ها که در حال حاضر به عنوان «مربی سرپرست فروش» هم فعالیت می کنند و بیش از بیست سال تجربه «مدیریتی»؛ تأکید میکنم تجربه مدیریتی دارند، به ندرت از ترکیب واژگانی به نام «اصول بازاریابی» و این که این مطلب مغایر با اصول بازاریابی است استفاده می کنند. چگونه کسی که دوره بین المللی طراحی سایت گذرانیده است میتواند به خودش اجازه دهد این ترکیب را مثل نقل و نبات به کار ببندد؟

ت) آیا دوره بین المللی طراحی سایت باعث می شود شخص مورد نظر بتواند با خواندن یک کتاب در مورد طراحی سایت برای رنگ بندی قوانین مطلق اعمال کند؟ شخصا برای من هیچ پارامتر و قانونی فراتر از بازخوردهایی که از رفتار بازدیدکنندگان روی سایت می گیرم نه ارزشمندتر است و نه مهم تر. در حال حاضر با اشخاصی وارد مذاکره شده ایم که این کار را به Brain بسپاریم و دیگر به صورت روزمره رفتارهای تک به تک کاربران را detect نکنیم. به هر صورت ممکن است در بررسی رفتارهای کاربران روی سایت بدون استفاده از Brain دچار خطا شویم.

ث) چرا شخصی که با داشتن «مدرک بین المللی طراحی سایت» کاری بیشتر از طراحی فریلنس سایت و تدریس در مجتمع فنی تهران نمیتواند صورت دهد، به خودش می تواند اجازه دهد که در مورد سایتی که به دیگری تحویل داده است این چنین ادعاهایی کند و پس از دریافت جواب های تندی از من نه تنها به «فحاشی» و فاش کردن مطالبی در مورد خانواده من بپردازد، حتی تهدید به داون کردن سایت روی دیتابیس کند؟

ت) آیا دوره بین المللی طراحی سایت باعث می شود شخص مجاز باشد کارفرما را در حدی بترساند که به جای استفاده از فریم ورک Zend و فروشگاه سازهای قدرتمندی هم چون Magento ( که هم توانایی استفاده از CRM و هم ERP را در خودش دارد) یا Prestashop از فریم ورک Laravel استفاده کند؟ آیا دوره بین المللی طراحی سایت باعث می شود شخص مورد نظر «امنیت سایت» و Attack به آن را مقدم بر «کارآیی، سادگی و سهولت فرآیندهای فروش اینترنتی» بداند؟ آن هم فقط با این دلیل که فروشگاه های بزرگ دنیا نظیر Swisswatch  که از مجنتو بهره برده اند، امنیت کمتر و ضعیف تری نسبت به فروشگاه هایی دارند که در فریم ورک Laravel طراحی شده اند؟ با کدام منطق و با کدام دلیل میتوان این فروشگاه سازها را زیر سؤال برد؟ با کدام منطق میتوان گفت که Woo commerce ابزار ضعیفی برای استفاده در فروشگاه است، صرفا به این دلیل که در میان CMS ها قرار گرفته است؟ با کدام منطق و با کدام دلیل میتوان یک «کتاب» را مبنای درستی عقیده و «وحی منزل» در طراحی سایت تلقی کرد؟ با کدام منطق و با کدام دلیل گذرانیدن دوره بین المللی طراحی سایت که صدالبته هیچ چیزی به نام «تمایز» ایجاد نمی کند، می تواند شخص را تا جایی در نظر خودش بالا ببرد که استفاده سایت هایی نظیر Facebook newsroom و Linkedin Blog از وردپرس برای مدیریت محتوای وبلاگی شان را زیر سؤال ببرد؟ نه این که هر کاری که در آن سوی دنیا می شود درست و صحیح و دقیق باشد؛ اما مسئله اینجاست که چرا باید فکر کنیم برای آموزش رانندگی ماشین، حتما باید اول استفاده و رانندگی درشکه را باید بیاموزیم؟ چرا باید چرخ را از اول اختراع کنیم؟ چرا باید از صفر شروع به نوشتن کُدهایی کنیم که در آینده برای کار کردن با  CRM دچار مشکلات ساختاری می شوند؟ صرفا به این دلیل که مجنتو در خارج از ایران طراحی شده است و صد البته روی هزاران فروشگاه در جهان مورد تست قرار گرفته است، قابل هک است و laravel نیست؟

آیا چنین اخلاقی در حرفه ای گری منجر به این نمی شود که پس از مدتی، هم چنان که من مدیر محتوا دست به کُد شده ام، شخص دیگر هم دست به کد شود؟ آیا چنین چیزی باعث نمی شود در دراز مدت مزیت های کاری من که علاوه بر دیجیتال مارکتینگ و استراتژی محتوا به سمت کُد زنی هم کشیده شده ام، فراتر از شخصی قرار گیرد که صرفا «طراح سایت» است؟

همه این حرف ها البته «نق زدن» هایی است که ماه های متوالی میخواستم سر کسی خالی کنم و چه کسی بهتر از این وبلاگ وردپرس!

 

9 دیدگاه برای “مونولوگ دو نفری

  1. سلام یاور

    یه سوالی ذهنم رو درگیر کرده، گفتم ازت بپرسم.

    البته قبلش بگم من هیچ سابقه ی مدیریتی و حتی کارمندی ندارم.

    بهتر نیست فردی که برنامه نویسی بلده و انجام داده رو استخدام کنین، همین مدت زمانی رو که تو می خوای html و css و احتمالاً در آینده php یاد بگیری رو در اختیارش بذاری تا مهارت های مورد نیاز شما رو کسب کنه و بعد نیازهاتون رو رفع کنه؟
    توی این مدت هم تو بجای وقت گذاشتن برای برنامه نویسی، می تونی روی مباحثی مانند استراتژی محتوا و روانشناسی رنگ ها وقت بذاری و تیم تولید محتوایت رو هدایت کنی.

  2. سلام یاور جان
    من متخصص وب نیستم اما بخاطر اینکه دوبار اقدام به تاسیس فروشگاه اینترنتی با قالب مجنتو کردم با این موضوع (سایت از دید بازدیدکننده، طراح، مدیر،کادر محتواگذاری) چندان هم غریبه نیستم، قسمت های مهم حرف ها تو فهمیدم.
    نمی دونم مجنتو چقدر جا برای توسعه داره فقط میدونم اپن سورس هست ولی خیلی امکانات خوبی میده و تقریبا یک چیز کاملی هست.
    برای من که یادگرفتن چم و خم کار کردن باهاش ساده بود. فقط ادیت صفحه اصلی و بارگذاری بنر ها و تصاویر اسلایدر و برخی ویژگی های ثابت، دسترسی به دیتابیس میخواد و سواد کد نویسی.
    بنا این بود که شرکتی که برامون سایت رو طراحی میکنه همه موارد رو تا اونجا که میتونیم یاد بگیریم آموزش بده و باقی کار ها رو طبق سفارش خودش انجام بده ولی دیلی و تاخیر در اجرا بسیار زیاد بود. تا اونجا که به پیشنهاد یکی از همکاران، کلا یک نفر رو برای محتوا گذاری و برنامه نویسی سایت استخدام کردیم.
    به هر حال مجنتو برای منی که از کد نویسی و html و css و … اصلا سردر نمیارم و دانشی در زمینه طراحی توسعه وب ندارم تجربه خیلی جالب و آموزنده ای بود.
    البته دیگه من با اون تیم همکاری نمیکنم ولی زحمت بارگذاری و اعمال نظر در طراحی سایت از ابتدا به دوش خودم بود. اگه دوست داشتی یک نمونه خوب نه چندان حرفه ای از مجنتو ببینی به این آدرس سری بزن
    Adibsmart.ir
    ضمنا توی گروه زبان دلمون برات تنگ میشه

  3. با سلام
    یاور با مهر
    این دردی است که فغانش همه جا به گوش میرسد . از دردنامه امیر تقوی در بازاریابی علمی ۲۰۱۷ گرفته، تا کلاس مذاکره فروش اساتید فن ، که بابی انصافی تمام، فایل های محمد رضا شعبانعلی را به نام خود به خورد ملت میدهند
    در حوزه دیجیتال که مسئله دین و دنیا به چند کلیک وابسته است، مار گزیده ها زیاد و افسوس خوردگان فراوان هستند.
    دو سال پیش در یکی از دورهمی های دوستان به فکر راه اندازی کسب و کار دیجیتال افتادیم، طرح و استراتژی با من و ساخت سایت و مسائل فنی به عهده یک شریک دیگر ، ماهها با حساسیتی که داشتم، در فهماندن موضوع کوشیدم، تا به زمینه مشترک رسیدم و بعداز دوسال اندی متاسفانه با هزینه گزاف ومشارکت ۳ تن از دوستانم که امروز به ۲ دونفر آنها به جز شرمندگی چیز ی ندارم بگویم . سایت هنوز بالا نیامد. (ایشان هم خود جز شراکا است).
    و جالب اینکه در این خلال هم چندین سایت به ایشان که معتمد ما بود، برای طراحی واگذار شد و بعدها متوجه شدیم برای سایت صدهزار تومانی چند میلیون تومان گرفته است . تا اینجا مشکلی نبود و مشکل از زمانی آغاز شدکه برای گرفتن رمز ftpسایت ماهها التماس کردیم که تو به خدا لازمش داریم و ایشان اظهار می کرد شما سواد کافی ندارید و سایت دان میشود .
    متاسفانه من تا به امروز نتوانسته ام اعتماد کافی در این زمینه به این جماعت حقه باز بکنم .(طراحی که خود را در لباس عقل کل میبیند و برای این نقش، پول گزاف گرفته و حیثیت افراد را به سخره می گیرند.
    در حوزه مشاوره به سازمان های، همین نوع تیپ آدم ها با لُمپنیزم تمام که درپشت اصطلاحات مدیریتی و حال به هم زن بازار یابی و مشتری مداری قایم شده اند(درجه فهم یک ایرانی از مشتری مداری در سازمان و ارگان ها واقعا چقدر است؟ ) کسی که فرق تراز نامه با صورت های مالی هنوز نمی داند در خصوص قیمت تمام شده کالا، ضایعات را با فرایند خرید جمع می زندو سود و زیان سازمان را محاسبه می کند، واژه های آقای دکتر و… یدک می کشد و از رانت روابط سازمانی خود نهایت لذت رامی برد،(من به عینا دست بوسی همین دکتر نما ها را به عینه دیده ام و چابلوسی های عمیق و بی شرمانه ) به تدریس مشاوره سازمانی آن هم نه سازمانی کوچک بلکه در حد ۵۰۰ شرکت برتر ایرانی مشغول به نشخوار چرندیات خودهستند.
    خداوند صبرت دهد. و سعه صدر با برکت برایت به ارمغان بیاورد .

  4. یاور عزیز
    نمی دانم چرا تصور می کنم که این تجربه عملی تو که در اختیارمان گذاشتی باعث می شود که یکبار دیگر به آن بحثی که چند وقت پیش در خصوص نقش کدنویسان و بازاریاب ها و… دعوایی سرش بود بیشتر فکر کنیم.
    به نظرم این تجربه عملی و تجربه هایی از این دست یک بلایی را که در کشور ما رایج است را نشان می دهد. این که متاسفانه نه تنها در حوزه عملی که ادعا داریم در آن حرفه ای هستیم و در اصل نیستیم بسیار پر مدعا هستیم بلکه به خودمان با کمترین مطالعه و تجربه ای اجازه اظهار نظر تخصصی در حوزه های دیگر می دهیم آن هم به صورت مطلق گویی ( تاکید می کنم مشکل همین توهم دانش و تجربه یقینی و مطلق است)
    راستی یاور شاید یک همزمانی اتفاقی بوده که دقیقا می خواستم همین چند روز ازت در خصوص همین ماجرا مزاحمت شوم ازت راهنمایی بخواهم. با این نوشته احتمالا چیزهایی از شما بپرسم، تا راهنمایی های با ارزشی ازت بگیرم.
    با مهر

  5. یاور جان من قبلا تجربه راه اندازی یک فروشگاه کوچک رو با اپن کارت داشتم و کا با این فروشگاه ساز حرفه ای خیلی آسون و جالبه. کسی اگر بخواهد شبیه امکانات این CMS رو برنامه نویسی کنه شاید ۱۰ سال هم طول بکشه! به صرفه است که از این فروشگاه ساز یا نسخه های مشابه استفاده کنی وکم کم که یاد گرفتی خودت تغییراتی رو توش انجام بدی

    1. من ترجیحم مجنتو بود و هست. به هر حال آینده e-commerce در این فروشگاه سازه. تا جایی میشه گسترش داد که به Salesforce، ERP و CRM وصلش کرد. با اپن کارت و کاموا و پرستا شاپ راستش راحت نیستم.
      . داستان همون سیستم ERP که وزرات نفت ده سال روش سرمایه گذاری و تلاش کرد و آخرش به فساد مالی رسید.

  6. متاسفانه بعضی ها درک درستی از طراحی سایت ندارند و اسم خودشان را طراح سایت گذاشته اند.
    سال گذشته گیر یکی از این شرکت های طراحی سایت افتادم – به علت عدم آشنایی با وردپرس- و الان که در مورد سیستم های مدیریت محتوا مطالعاتی داشته ام به این نتیجه رسیده ام که یا کلا هیچ سوادی در مورد طراحی سایت نداشته اند و یا اینکه با مشاوره غلط و به نفع خودشان، سر مشتری را شیره می مالند تا پول بیشتری بگیرند.
    سال پیش یک سایت لازم داشتم که وردپرس بهترین گزینه برای آن بود و در حداقل زمان و با هزینه ای کمتر از ۱۰۰ هزار تومان می شد راه اندازی کرد. که دو ماه اسیرم کردند و یک سایت مثلا کد نویسی شده تحویل دادند با هزینه یک میلیون و خورده ای و هنوز هم تغییراتی که بعدا قرار بود قبل از تحویل اعمال بشه انجام نداده اند!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک × 2 =