همه لذت های دنیا برای من در یک “پیاده روی کوتاه زیر باران” خلاصه می شود؛ به خصوص که در حین پیاده روی به صدای مضراب های قدرتمند استاد لطفی «بیات اصفهان» هم گوش فرا دهم.

این لذت را با شما هم شریک می شوم:

۶ دیدگاه

    1. سلام سعید جان. ممنون از این که به فکر من بودی. در حال کاغذ نویسی یک سری مطالب هستم که البته قرار است به ترتیبی که در بخش «موضوعات نگارش هفته های آینده» آمده است روی این وبلاگ بیایند. اخیرا به سمت «مدیر داخلی» سازمان منصوب شده ام که مسئولیت های پیشینم را ده برابر کرده است و معمولا شب ها که میرسم خانه، همان دم در خوابم می گیرد. از این رو نوشته هایم کم تر شده اند، وگرنه «حس خوبم» هنوز هم هست.

    1. بیات اصفهان، به نوعی «تاریخ» این کشور است. همه پستی ها و بلندی های تاریخی این کشور در یک آهنگ خلاصه می شود؛ به خصوص که پنجه های استاد لطفی و مضراب های تنومند وی زخمه بر تن تار بزنند. این دلیل سوزناک بودن مضراب های وی است.

  1. یاور جان، سلام
    تارِ لطفی فوق العادست، ممنون که این رو گذاشتی.
    یادش بخیر، اولین باری که بعد از سالها اومده بود ایران، رفتم کنسترش، عجب شبی بود…
    یاور، علی قمصری رو که میشناسی؟ نوای تارِ اون هم فوق العادست.
    آلبوم “عبور” رو که کارش با محمد معتمدی هست، برات هدیه فرستادم.
    امیدوارم خوشت بیاد.

    1. سلام امین جان

      ممنون از لطفتت. برای من «لطفی» فقط در پرواز عشق و بیات اصفهان معنی پیدا می کند و البته در ویدئویی که با «هوشنگ ابتهاج» در مورد شعر «ارغوان» دارند. آنجا هم لطفی «لطفی» است. پس از آن خیلی در بند موسیقی سنتی فارسی نیستم. موسیقی سنتی آذربایجانی را بیشتر می پسندم.

      به هر حال ممنون از معرفی و ارسال.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *